چه شد که پیشینیان ما به این نتیجه رسیدند که این دنیا دو خدا، اهورا مزدا و اهریمن، دارد؟ آنها هم لابد بدشان نمیآمد سر و ته ماجرا را با یک خدا به هم بیاورند و کار خودشان و بقیه را راحت کنند. بدشان نمیآمد ولی مانده بودند با این همه تناقض در جهان چطور کنار بیایند. مانده بودند چطور ممکن است جهان یک خدا داشته باشد آنوقت همین یک خدا، همین یک موجود قدر قدرت و صاحب نهایت آگاهی و خرد هم این همه نفرت ساخته باشد هم این همه عشق، هم رنج ساخته باشد هم آسایش. هم یک عده را سیر بخواهد، هم یک عده را از گرسنگی بمیراند. مانده بودند چطور ممکن است یک خدا یک سری پیغمبر بفرستد و بعد طرفدارانشان را به جان هم بیندازد. پیشینیان همه اینها را میدیدند و به نظرشان میآمد که نه همه اینها نمیتواند کار یک موجود یکپارچه باشد.
خدا را چه دیدی؟ شاید حق با پیشینیان بود
✍️ #امیرعلی_بنی_اسدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
روزها شب شد و شبها همه بیدوست، سرآمد
چه خبر بود که از هر که به جز او، خبر آمد؟
عمر خوشبختی کوتاه من، آن نیم نفس بود
که پریوار من آن لحظهی قدرم به بر آمد
رقمم از چه قلم بود که در دفتر عمرم
هر ورق از ورق پیش، غمانگیزتر آمد
تازه از بدرقهی درد به خویش آمده بودم
که به مهمانیم از سوی تو دردی دگر آمد
گله از دوست ندارد پر خونین من، آری
سنگ، سنگیست که از بخت سیاهم به پر آمد
✍️ #استاد_حسین_منزوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
ایهام و استعاره و تمثیل و نقطه چین...
آسان که نیست شاعرِ چشمان او شدن!
✍️ #محمدعلی_بهمنی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
Mohammad MotamediMohammad Motamedi _ Panahe Akhar.mp3
زمان:
حجم:
8M
🔹 #پناه_آخر
🔸 #محمد_معتمدی
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
اگر بە دنبال پاییــز گشـتی
آن را در هیچ جایی جـز دلـم جستجو مکن ...
✍️ #پسر_مقدس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
بیدار می شوی
به خودت صبح به خیر می گویی
برای خودت چای می ریزی
تکیه می دهی به خودت
و فکر می کنی
دلت برای چه کسی باید تنگ می شده است.
چرا
هیچ کس
آنقدرها که باید خوب نبود
که بی او
این صبح پاییزی
از گلوی آدم پایین نرود .
✍️ #رویاشاهحسینزاده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
این کافه با سقف کوتاه،
با قهوه های تلخ ،
با نورهای مورب و مرده،
تنها از" فرصت بوسه" میکاهد...
برخیز
در گریبان من، نور و روشنی جاریست...
وسرانگشتانم،
نوازش را جادو میکند!
برخیز تا زیر نور ماه،ببوسمت!
✍️ #سارا_محمدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
دلم برای تو تنگ است
و این را نمی توانم بگویم؛
مثل باد که از پشت پنجره ات میگذرد
و یا درخت ها که خاموش اند
سرنوشت عشق،
گاهی سکوت است.
✍️ #چیستا_یثربی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
قرار نیست اتفاقی رخ دهد
بیا آرام سیگاری دود کنیم
زیر لب پِچپِچ کنیم
نیشخندی بزنیم به سیاست
به زندگی
به نامردی
قرار نیست اتفاقی رخ دهد
دیگر اتفاقی نمانده
برای رخ دادن...
✍️ #وحید_رحمتی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
#چشمان_تو معناے
تمــام جملـــه هاے ناتمـــامی ست
ڪه عاشقان جهــان
دستپـــــاچــه در لحظـــه دیـــــدار
فراموشـی گـــرفتند
و از گفتار بازماندند
✍️ #عباس_معروفی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
گستردگیِ سینهات آفاقِ فلقهاست
مرغیست لبم، پر زده اکنون به هوایش
✍️ #استاد_حسین_منزوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
کجا میروی حالا؟!
بيا، هنوز تا کشفِ نشانی آن کوچه
حرفِ ما بسيار و
وقتِ ما اندک و
آسمان هم بارانیست!
اصلا فرض که مردمان هنوز در خوابند،
فرض که هيچ نامهای هم به مقصد نرسيد،
فرض که بعضی از اينجا دور،
حتی نان از سفره و کلمه از کتاب،
شکوفه از انار و تبسم از لبانمان گرفتهاند،
با روياهامان چه میکنند؟
✍️ #سیدعلی_صالحی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh