eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
شب هم بی خواب است! پا به پای آسمان پا به پای ماه پا به پای تمام آدم هایی که بی خواب اند شب هم بی خواب است... غصه نخور شب به اندازه ی من و تو و به انداره ی هزاران من و تو بی خواب است! و کسی چه میداند چه دردی میکشد شب از این همه بیداری و بیخوابی!! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
و شب ناجوانمردانه غمگین است انگار که یک کوه را روی پیکره من انداخته اند و من در جواب ، جز بغض ، هیچ ندارم امشب از تمام شعر های شادی بیزارم امشب هیچ ترانه غمگینی نمیخوانم و هیچ اهنگ این چنینی را گوش نمیدهم که مبادا روحم پاره پاره شود امشب فقط منم ، غم است و خون دل نه کس دیگری است ، نه چیز دیگری ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
گفتند: در معشوق چه زیبایی می‌ببینی که خوشحالت می‌کند؟ پاسخ دادم دلبر که از فراوانی ذوق و شوقی که درچشمانش آشکارا دارد ، به آغوشم پناه می‌آورد . باز گفتند : کجا رگ غیرتت می گیرد و اندوهگین می شوی ؟ گفتم: آنجا باید سرش بر شانه‌هایم باشد که نیست . ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Alireza GhorbaniAlireza Ghorbani _ Mara Bebakhsh.mp3
زمان: حجم: 11.6M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ دلم گرفته و روی شانه‌های خودم گریه می‌کنم... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
از شب گذشته ام همه بیدار خواب تو ظلمت شمار سرزدن آفتاب تو جان تهی به راه نگاهت نهاده ام تا پر کنم هر اینه جام از شراب تو گیسوی خود مگیر ز دستم که همچنان من چنگ التجا زده ام در طناب تو ای من تو را سپرده عنان ، در سکون نمان سویی بتاز تا بدوم در رکاب تو یک بوسه یک نگاه از آن چشم و آن دهان اینک شراب ناب تو و شعر ناب تو گر بین دیگران و تو پیش آیدم قیاس دریای دیگری نه و آری سراب تو جز عشق نیست خواندم و دیدم هزار بار واژه به واژه سطر به سطر کتاب تو اینجاست منزلم که بسی جستم و نبود آبادی ای از آنسوی چشم خراب تو ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
و ناگهان در نبودن ها هيچ تسلايي نمى بينى نه پيراهنى فراموش شده، آويخته در كمد نه يك كتاب نيمه باز، كنارِ تخت نه آن چمدانِ كهنه زير پله ها نه چروكِ پرده اي نه قلم ودفترى افتاده زيرِ مبلِ سبز نه بوى عطرى نه خطى نه شعرى نه خاطره اي نه حتى عكسي كدام عكس تسكينت مى دهد وقتى كسي در آن نمى خندد؟ ✍️ 📚 پاييز صد ساله شد 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟ همانی را که می خواهم، ترا وقتی که میبینم تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسم به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟ چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟ نباشی تو اگر، ناباوران عشق می بینند که این من، این منِ آرام، در مردن به جز اینم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
خوش آن زمان که نکویان کنند غارت شهر مرا تو گیری و گویی که این اسیر من است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
زنبورها را مجبور کرده ایم، از گلهای سمی عسل بیاورند!!! و گنجشکی که سالها، بر سیم برق نشسته از شاخه های درخت می ترسد!!! با من بگو چگونه بخندم؟ هنگامی که دور لبهایم را، مین گذاری کرده اند!! ما کاشفان کوچه های بن بستیم حرفهای خسته ای داریم، این بار، پیامبری بفرست، که تنها گوش کند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh