eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
گاهی اوقات لازم است گوشه‌ی دنجی بروی و با خودت خلوت کنی... جایی به دور از شلوغیِ آدم‌ها بنشینی و ببینی با خودت و زندگی‌ات، چند چندی؟! لابلای شلوغی و همهمه این روزها؛ نشستن در سکوت و تنهایی؛ بدجور می چسبد! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
جذاب ترین مرد دنیا هم باشی به زشت ترین زن دنیا بگویی می توانم بغلت کنم؟ پیش بینی این که عکس العمل چه خواهد بود، اندازه ی احتمال ناچیز است شاید کتک بخوری فحش بشنوی و مردم بریزند سرت عصبانی نشوید گفتم شاید. اما زشت ترین زن دنیا باشی به زیباترین مرد دنیا بگویی، می شود در آغوش بگیرمت؟ احتمال لبخند بسیار است خیلی از مردها از امتحان بدشان نمی آید ولی زن ها به کیفیت و میزان علاقه می اندیشند به مدام بودن این احساس حالا تو فلان هنرپیشه ی محبوب باش فلان خواننده فلان مردی که جهانی متاثر از اوست صورتت لباس عشق نپوشیده باشد و آن لحظه چشم هایت عاطفه را به تصویر نکشند و نگویی تا ته عمر هستی زود می فهمند و تو مثل دیگران، پشت چراغ مردی می مانی که گونه هاش از گفتن دوستت دارم سرخ است و نگاهش سبزترین راهی ست که حین تماشا سنگینی هر ترافیکی را به جان و جریمه می خرد آری مهم نیست که هستی دل زن شبیه به جمهوری ست هر کسی حق ابراز وجود را دارد اما برای او قبل هر چیز پایبندی به قوانین محبت ،معیار و میزان، عشقی ست که به پای او می ریزی شاید بگویی پس این همه زن فلان که گوشه ی خیابان ایستادند چه آری اما باز ببین به ازای هر یک زن آن طوری چند مرد کنار می آیند چند مرد بوق شان را بلند می کنند تا با اشاره ای فرو کنند در گوش شهر؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
شکایت از غم پاییز برگ‌ریز بس است مرا تبسم گل‌های روی میز بس است به آنچه یافته‌ام قانعم! چه کم چه زیاد اگر بس است همین چند خرده‌ریز بس است هیمشه قسمت فواره سرنگون شدن است تو نیز مثل من ای دوست برمخیز! بس است! به فکر پرچم تسلیم باش و نامه‌ی صلح نه دوست مانده نه دشمن، دگر ستیز بس است به جای گوهر و یاقوت، سنگ در کف توست هر آنچه یافته‌ای را زمین بریز بس است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
من در ابتدای میانسالی سنگ می اندازم جلوی پای زندگی و لی لی کنان مردان زیادی را از یاد می برم من زنان زیادی را زیسته ام آن هایی که از شنیدن صدای چرخ و فلکی در کوچه رستگار شده اند در پناهگاه ها مشق شب نوشته اند در باجه تلفن دوستت دارم شنیده اند در کوچه بالای مدرسه قرار ملاقات گذاشته اند پشت پیکان پارک شده بوسه داده اند زنانی شبیه غیبت های کلاس های دانشکده دلدادگی ها، کلنجارها، مشروطی ها آن ها که سرانجام امضا کرده اند و وصل شده اند زنانی که لابه لای سبزی خوردن و دیگ آبگوشت کتاب های شعر فروغ را ورق زده اند لابه لای قسط ها و قرض ها از رویای برج ایفل بالا رفته اند و در رختخوابی از چه بوده ام، چه هستم، چه خواهم شد؛ مادرانگی را به تعویق انداخته اند من زنان زیادی را زیسته ام زنانی که هشت بار باور کرده اند هشت بار خیانت دیده اند هشتاد و هشت بار بی باور شده اند من زنانی را زیسته ام که از یک سنگ قبر پریده اند و یتیم شده اند یک شبه در رختخوابی دو نفره سرد شده اند آن هایی که امضا کرده اند و فصل شده اند من زنان زیادی را می زی ام زنانی شبیه کافه های زیر پل کریمخان شلوغ، تلخ شبیه قرمزی هوسناک ته سیگارهای کنت ملاقات های گس پیشنهاد های چرند همیشگی یک نیشخند تمیز، و به گزینه تنهایی اجباری یک چشمک ریز زنانی پر از کشیده های نزده آغوش های بسته حرف های نگفته زنانی تنها اما مشغول زنانی بی مرد اما پر از دوستان مردانه خوب زنانی پر از هیجان، پر از قرص های ضد افسردگی زنانی نزدیک اما دور افتاده از مادرانگی شبیه عاشقانگی، شاعرانگی شبیه یک ماشین و یک پخش صوت و یک اتوبان بی انتها... گاهی تا ته زندگی زنانی که رنگ می پاشند به موهایشان، ناخنهایشان زنانی که دلتنگ می شوند و کوتاه می کنند و جیغ می کشند در درونشان من با قاب عکس ها سلفی میگیرم و با زندگی کل کل می کنم من شانه هایم را روی اجاق گاز گرم می کنم من هفده سالگی ام را صدا میزنم او خودکار بیک را میچرخاند در سوراخ نوار کاست ت د کا و مرا می برد روی موج آهنگ استیوی واندر... پدر صلات ظهر شبیه کارمند شرکت مخابرات از راه میرسد از جلوی در اتاقم رد میشود مادر صدایم میزند و بوی ماهی دودی میزد زیر بینی ام من سیرم پرم از عشق... کسی تکانم میدهد هنوز خیابان شلوغ است هنوز کسی که رفته نیامده هنوز.... بلند میشوم قفل در را چک می کنم و دوباره میخوابم پدر از جلوی در اتاق رد میشود پایش گیر می کند به یک سنگ سیاه لیز میخورد اذان میگویند و من به خاطر می آورم که مردان زیادی را از یاد برده ام ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
داشت در یک عصر پاییزی زمان می ایستاد داشت باران در مسیر ناودان می ایستاد با لبی که کاربرد اصلی اش بوسیدن است چای می نوشيد و قلب استکان می ایستاد در وفاداری اگر با خلق می سنجیدمش روی سکوی نخست این جهان می ایستاد یک شقایق بود بین خارها و سبزه ها گاه اگر یک لحظه پیش دوستان می ایستاد در حیاط خانه گلها محو عطرش می شدند ابر، بالای سرش در آسمان می ایستاد موقع رفتن که می شد من سلاحم گریه بود هر زمان که دست می بردم بر آن، می ایستاد موقع رفتن که می شد طاقت دوری نبود جسممان می رفت اما روحمان می ایستاد از حساب عمر کم کردیم خود را، بعدِ ما ساعت آن کافه یک شب در میان می ایستاد قانعش کردند باید رفت؛ با صدها دلیل باز با این حال می گفتم بمان، می ایستاد ساربان آهسته ران کارام جانم می رود نه چرا آهسته، باید ساربان می ایستاد باید از ما باز خوشبختی سفارش می گرفت باید اصلاً در همان کافه زمان می ایستاد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
به او گفته بودم نه … گفته بودم نمی توانم! نمی توانم کسی را دوست داشته باشم و از عشق خاطره ی خوبی ندارم … گفته بودم به سراغم نیا، به من فکر نکن، به من دل نبند، حتی خوابم را نبین! اما می آمد، به هر بهانه، گاهی با چند شاخه گل در دست و گاهی با چند بیت شعر بر لب من از عشق بریده بودم و خسته، و او عاشق بود و تازه نفس، کوتاه نمی آمد! گفته بودم نمی شود، اما عاقبت این سماجت ها دلم را لرزاند … راستش آدم گاهی آنقدر زخمی است که دلش میخواهد بر بلندترین نقطه ی دنیا بایستد و به هرعشقی نه بگوید، و اگر کسی نباشد که به قلبش امید بخشد احساسش از دست می رود، برای همیشه می میرد! و چه خوب است در برابر آنهایی که با بی رحمی دلی را می شکنند و باور آدم ها را به عشق نابود می کنند کسانی باشند که این"نه شنیدن ها" خسته ی شان نکند و با اصرارهایشان قلبی را به عشق پیوند دهند و نگذارند زنجیره ی زیبای دوست داشتن قطع شود … و دنیای ما چقدر از این عاشق های مصمم کم دارد …!! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 🔸 موسیقی برقص! و بگذار آوازت در شهر بپیچد. برقص! تا ناکسانی که دل به اندوه تو بسته‌اند، بدانند که ما هرگز از دوست داشتن و شادمانی دست نخواهیم کشید. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
به آب و تاب که را جلوه ی ستاره ی توست؟ که آفتاب در این باب استعاره ی توست همین امید نه ترجیع مهربانی تو که عشق نیز به تکرار خود دوباره ی توست نسیم کیست به چوپانی دلم؟ که تویی که گله های گُلم پیش چوب پاره ی توست بهار با همه ی جلوه و جمال گُلی به پیش سینه ی پیراهن بهاره ی توست سپیده را به بر و دوش خود چرا نکشی؟ که این حریر جدا بافت از قواره ی توست تو داغ بر دل هر روشنی نهی که به باغ چراغ لاله، طفیل چراغ واره ی توست رضا به قسمت خاکسترم چرا ندهم؟ به خرمنم نه مگر شعله از شراره ی توست؟ ستاره نیز که باشم کجا سرم به شهاب که رو به سوی سحر قاصد سواره ی توست اگر به ساحل امنی رسم در این شب هول همان کنار تو آری _ همان _ کناره ی توست ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
عمری حدیث خویش سپردم به دست باد باری هنوز چشم امیدم به بادهاست شب‌ها که سر به بالش اوهام می‌نهم تا صبح گفت‌وگوی من و خیل یادهاست یک‌بار با خیال تو سرمست خنده‌ام یک‌بار نعره می‌کشم و گریه می‌کنم آن‌گاه غم به خنده نگه می‌کند به من می‌خندم از نگاه غم و گریه می‌کنم ناگه نگاه می‌کنی از آن‌سوی خیال شادی شکوفه می‌زند از گریه‌های من سرشار می‌کند شب تاریک را ز نور برق نگاه تو!چه نگاهی!خدای من ! درهای هشت‌گانه‌ی باغ بهشت را یک‌باره در نگاه تو بر من گشوده‌اند برگشته‌اند حافظ و سعدی،به اتفاق دیوان شاهکار غریبی سروده‌اند تا دست‌مان به دامن قدیسی‌ات رسد ماییم خانه ساخته در انزوای شعر مشغول مشق شعر نگاهت به کِلکِ جهل وآن بی‌کران نگاه تو چیزی ورای شعر... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Reza ShiriReza Shiri _ Nagoo Na.mp3
زمان: حجم: 7.8M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ به خود پناهم ده که در پناه تو آواز رازها جاری ست ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
حَضرَتِ مَضمونِ هَر غَزَل من من تو را دوست دارم به اندازه تمام غزل های سروده نشده و تمام شاعران متولد نشده من تو را دوست دارم عمیق، جوری که به مغز و استخوانت نفوذ کند آرام، جوری که آب از آب تکان نخورد تا عالم و آدم بیخبر بمانند و گوشه دنج خلوتمان امن باشد وسیع، جوری که فراخی اش تمام دنیا را فرابگیرد مداوم، جوری که هیچ پایانی حریفش نشود حَضرَتِ مَضمونِ هَر غَزَل من من تو را دوست دارم، به اندازه تمام بیت های حافظ و مانند آخر شاهنامه من تو را دوست دارم و این به تنهایی زیباترین غزل دنیاست وقتی تو هم این دوست داشتن را میخواهی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh