Homayoun ShajarianHomayoun Shajarian _ Man Koja Baran Koja.mp3
زمان:
حجم:
9.9M
🔹 #من_کجا_باران_کجا
🔸 #همایون_شجریان
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
من کجا؟ باران کجا و راه بىپایان کجا؟
آه این دلدل زدن تا منزلِ جانان کجا؟
اِى حریر از شانههایت ریخته تا راهِ من
عطر خوبت را بگو آخر کنم پنهان کجا؟
من غریقِ رودهاى خفته در نامِ توام،
مرغِ دریایى کجا و بیمِ از طوفان کجا؟
هرچه کویات دورتر، دل تنگتر، مشتاقتر
در طریقِ عشقبازان، مشکلِ آسان کجا؟
✍️ #پوریا_سوری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
آن نه عشق است که بِتوان بَرِ غمخوارش بُرد
یا توان طبل زنان بر سر بازارش بُرد
عشق می خواهم از آن سان که رهایی باشد
هم از آن عشق که منصور سر دارش بُرد
عاشقی باش که گویند: به دریا زد و رفت
نه که گویند: خسی بود که جوبارش بُرد
دلت ایثار کن آن سان که حقی با حق دار
نه که کالاش کنی ٬ گویی : طرّارش بُرد
شوکتی بود در این شیوه ی شیرین ٬ روزی
عشق بازاری ما رونق بازارش بُرد
عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ
که به عمری نتوان دست در آثارش بُرد
مرد میدانی اگر باشد از این جوهر ناب
کاری از پیش رود کارستان ک « آرش » برد
✍️ #استاد_حسین_منزوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
نفس کشیدمت عمیق ،
همچون هوای اول صبح !
همانقدر پاک ، همان قدر دلنشین
نگاهت کردم دقیق!
همچون تابلویی بی نقص!
همانقدر زیبا! همان قدر ظریف
گویی بعد از دیدنت ، نفس کشیدنت
لحظه ، لحظه ات را از خودت
گرفته باشم
همانقدر خودخواه ،
همانقدر مجنون
✍️ #زهرا_مصلح
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
من روزهای خونی و پر التهاب را
من سطلهای سوختهی انقلاب را
بر سنگفرش کهنه بساط کتاب را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
من خشّ و خشِّ رفتگر از صبح زود را
سیگار بهمن و ریهی غرق دود را
من هر که عاشقم شده بود و نبود را
بوسیدم و برای شما جا گذاشتم
✍️ #فاطمه_اختصاری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
سایهها، سایههای سنگفروش
نعش آیینه میبرند به دوش
آفتاب آیهای بدون لب است
ماه کاملترین دهان شب است
راهزن دزد جیب خود شدهاست
هر درختی صلیب خود شدهاست
گرگهای گرسنه بهر ثواب
بره سر میبرند در محراب
شحنه شلاق می کند خیرات
یقرا فاتحه مع الصلوات
✍️ #احسان_افشاری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
قرار نیست همه آدمها
عشق اولشان بشود عشق زندگی
اولین آدم صرفا بهترین نیست
گاهی نفر دوم است که تازه حالیتان میکند
معنی واقعی عشق چه بوده
با رفتن آدم ها زندگی را به کام خود تلخ نکنید
شما چه میدانید
شاید کمی آنطرف تر
سر کوچه احساس
عشقی با دسته گل رز
ایستاده تا تمام نبودن ها را در شما حل کند
قرار است با هر آغوشش
با هر بوسه اش
با هر نگاهش
با هر لبخندش
جوری ته دلتان غنج برود
که انگار این همان عشق اول است
اگر کلافه از رفتن کسی هستید
یا هنوز سر کوچه احساس نرسیدید
یا خدای نکرده رسیدید و
دسته گل رز را پس زدید
✍️ #سیما_امیرخانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
به جنگ که فکر میکنم
زخمی میشوم
به کویر که فکر میکنم
تَرَک بر میدارم
به آسمان که فکر میکنم
پایین میافتم
و هر وقت به جنگل میاندیشم
گلهای از گوزنها
از رویم رد میشود
.
جرأت فکر کردن به تو را ندارم
.
«دریا»
نام عمیقی برای یک معشوقه است
و من
هیچ وقت شنا کردن بلد نبودهام
✍️ #بابک_زمانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
فکر می کنی
به کفاره ی دوست داشتنت
کدام عذاب
در حیاتی دیگر
تناسخی دیگر
دردناک تر از حسرتِ لبخندِ تو باشد؟
پرهیزِ عاشقانه ی تو
رخنه های بهشت را می بندد
رها شو میانِ اعتمادِ بازوهای من
بگذار شهوتِ لب های تو را
حبس°نفس سر بکشم
خدایانِ بی عشق
رازِ جاودانگی را از یاد برده اند
✍️ #پوریا_اشتری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
زنان و درختان چقدر بهم شبيه اند!
هر دو ريشه دارند و برگ و بار می دهند.
هر دو بهارهای بسيار دارند
و زمستان های بسيارتر.
هر دو به نور محتاجند و هر دو
نفس می بخشند و زندگی.
و در كمين هر دويشان تبرهای بسيار است.
برای بريدن ها، برای شكستن ها،
برای قطع اميد ها
اما هنر زن بودن
جوانه زدن های پي در پي است،
حتي وقتي شاخه هايت را شكستند،
حتی وقتی ساقه هايت را زدند،
حتی وقتی بی رحمی تبر، تنت را،
تنه ات را از ته بريد...
تو اما ريشه ات را نگه دار،
دستهايت را به آسمان بلند كن
تو دوباره سبز خواهی شد...
✍️ #عرفان_نظرآهاری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر #خانواده
🎤 صداخوانی #مریم_مؤمن (بازیگر)
🕊 ارائه شده در کانال ادبی #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
میبينیام وقتی به مويم برف غم باشد
روزی كه پشتم مثل پشت كوه خم باشد
با تو شبی از حسرت امروز خواهم گفت
وقتی كه حرفم محض پيری محترم باشد
میگويم از روزی كه خوردم حرفهايم را
ترجيح میدادم كه نانم در قلم باشد
روزی كه گريان از خيابان آمدی گفتی
نفرين به شهری كه سگی در هر قدم باشد
يادت میآرم گفتی اميد بهاری نيست
وقتی زمستان و زمستان پشت هم باشد
آن روز وقتی سروهای سبز را ديديم
شكرخدا شب رفته بايد صبحدم باشد
چای از دهان افتاد ول كن شايد آن فرصت
روزی برای كودكانت مغتنم باشد
میخواستم از بوسه بنويسم هراسيدم
توی كتابم بيتی از اين شعر كم باشد
✍️ #مهدی_فرجی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh