eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق دوطرفه، دوست داشتن دوطرفه چقد خوبه ... ۵۰درصد تو ۵۰درصد من، اینجوری کامل میشیم ...! "اینو همه میدونن" فقط این وسط یه چیزی رو فراموش نکنیم ما آدما یه روز حالمون خوبه یه روز نیست ... یه روز حوصله داریم، یه روز بی حوصله میشیم ! وقتی می‌بینی من ۲۰ درصد هستم تو ۸۰ درصد باش! اگه هم تو ۱۰ درصد شدی من سعی میکنم ۹۰ درصد باشم! اینجوری بازم ۱۰۰ میشیم...! عشق همینه! یعنی اگه حالت خوبه واسه خودت ... ولی وقتی ناراحتی غممونم نصف نصف ...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
دو فنجان چای یا دمنوش لطفاً کمی بوسه، بغل، آغوش لطفاً برای پچ پچی مستانه و گرم سر از من از شما هم دوش لطفاً خمارم کن به چشمان خمارت خراب و لولی و مدهوش لطفاً کمی از قهوهء ترک نگاهت که ما را می برد از هوش لطفاً لبان تو مرا معتاد کرده شراب بوسه ای خودجوش لطفاً مرا در خلسه ای شیرین بغل کن شلوغ و شوخ و بازیگوش لطفاً برای بزم ما مهتاب کافیست تمام شمع ها خاموش لطفاً ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
پیش آمده هیچ وقت پیشانی‌ات بلند باشد بختت بلندتر؟ و مردی بلند بلند بگوید "دوستت دارم"!؟ باید پیش آمده باشد تا خیال نکنی زن بودنت بر باد‌های بیابان شده شاید پیش آمده باید باشد تا انتقام خودت را از خودت نگیری و به خوردِ خودت ندهی بیخود که چه بهتر که "می‌توانم زن تنهای مستقلی باشم"! و هیچ زنی پای این دروغ را امضا نمی‌کند مگر آنکه پیش نیامده باشد! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
تو از کدام بیابان تشنه می‌آیی ای باد که بوی هیچ گلی با تو نیست نه زوزه‌ی کشیده‌ی گرگ گری نه آشیان خراب چکاوکی نه برگ خرمایی تو از کدام بیابان می‌آیی؟ پرندگان غریبی از این کرانه می‌گذرند پرندگان غریبی که نام هیچ کدام به ذهن سبز گز پیر دِه نمی‌گذرد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
بیا ! با اندامی از آتش بیا! و جلوه ای از آذرخش هیهات من کجا باز بینمت ای ستاره ی روشن! که بی تو تا شبگیر پیر میشوم چندان که بازآیی ستاره ها همه عاشق می شوند و جوانی در باران از راه میرسد... ✍️ ‌💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
▫️ در هر کدوی قلقله زنی پیرزنی اسیر است، پیرزنی که وقتی دختری کوچک بود رفت و در کدو نشست و دیگر هیچ وقت بیرون نیامد؛ زیرا که جهان بیرون از کدو، پر بود از گرگ و پلنگ و شیر و روباه گرسنه که می خواستند او را بدرند و بخورند. کدونشینی شاید امنیت بیاورد اما هرگز عز‌ّت نمی آورد. هر زنی روزی باید خودش از کدوی خویش بیرون بیاید؛ پیش از آنکه کدو بشکند و پیش از آنکه گرگ بگوید: های پیرزن! من صدای تو را شناختم ،بیا بیرون... هر زنی باید رو به روی گرگش بایستد و به چشم های او خیره شود و به او بگوید: من دارم از این راه می روم و وقتی هم برگشتم نه چاق می شوم و نه چله و نه اجازه می دهم تو مرا بخوری، از سر راه من کنار برو... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 (قسمت 162) ✍️ شعر و دکلمه 🎶 کلارینت‌نوازی از گریه نگو بغض من افشا شدنی نیست بغضی که به تسلیم رسد وا شدنی نیست من چند غزل پیر شوم تا که بفهمی تصویر تو در قاب زمان جا شدنی نیست؟ همخانگی و عشق قشنگ است ولی حیف چیزیست که با منطق دنیا شدنی نیست درباره‌ی عشق تو همین قدر بگویم، روحیست که از کالبدم پا شدنی نیست پرسیدمت از آب، جواب آمد از آتش: درد تو و پروانه مداوا شدنی نیست 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
‌خیال بوسیدنت رنگ پیراهنم را عوض می کند موهایم را بالای سرم جمع می کند تا برهنگی گلویم را کشیده تر لمس کنی تا اکتفا نکنی به شکوفه های تنم .. بوسیدنت حرارت تابستان است زیر پوست پیراهنم می تواند در سرمای سینه ی من ! زیبایی زنی را بیدار کند که ایستاده در مسیر باد تا با خیال بوسه ی تو ! بهار را معطر کند .. بوسیدنت می تواند خواب هر کابوسی را آرام کند پس چرا وحشت موهایم رام تو نشود؟ وقتی پاییز از وسوسه ی نوازش تو برهنه شده وقتی هر برگ بوسه ایست که از شاخه می افتد ..!! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
29.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ 🔹 نام قطعه ✍️ شاعر 🎶 آهنگساز 🎙 آواز 🖊 نویسنده 🎶 تدوین و صداگذاری 🎬 کارگردان هنری 🔸 بازیگران ؛ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
Dariush EghbaliDariush Eghbali _ Shame Mahtab.mp3
زمان: حجم: 12.7M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ ‌به احمقانه‌ترین شکل ممکن، دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با او قدم نزده‌ام، امّا او در تمام خاطرات من راه می‌رود! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh
چـرا صبح مـرا، زندانی پیراهنت داری تو که خورشید را، چون خون جاری در تنت داری دو سار، از چشم های تو به یک دیگر نشان دادند دو مرغ سینه سرخی را که در پیراهنت داری لبت را غنچه کن، پر ده به سویم با نفس هایت همه گلبرگ هایی را که روی ناخنت داری نسیم من، کمند انداز می آیم به سویت باز اگر صد بار صد دیوار، گرد گلشنت داری خمار و سردم آری در رگم همواره جاری کن شراب و آفتابی را که در بوسیدنت داری ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍁 @shernosh