بازآی که چون برگ خزانم رخ زردیست
با یاد تو دم ساز دل من دم سردیست
گر رو به تو آوردهام از روی نیازیست
ور دردسری میدهمت از سر دردیست
از راهروان سفر عشق درین دشت
گلگونه سرشکیست اگر راهنوردى ست
در عرصه اندیشه من با که توان گفت
سرگشته چه فریادی و خونین چه نبردیست
غمخوار به جز درد و وفادار به جز درد
جز درد که دانست که این مرد چه مردیست
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن
با مردم بیدرد ندانی که چه دردی است؟
چون جام شفق موج زند خون به دل من
با این همه دور از تو مرا چهره زردی است
✍️ #مهرداد_اوستا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
آغوش تب دارم را رو به سوی
بی قراری های شبانه ات باز کردهام
سرت را به روی
سینه ی بیتابم بگذار
تا در میان موجهای پر التهاب تنم غرقت کنم و بعد
با بوسههایم به نجاتت بیایم
موهای پریشانت را
با سرانگشت عشقم نوازش کنم
و گرد و غبار غم را از روی چهره ات
بزدایم
به هم آغوشی با من بیا
چرا که هیچ کس بهتر از من
برای دلتنگیات
مرهم نمیشود...
✍️ #شعله_نیکخواه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
آغوشت خیالم را آسوده میکند.
چسبیدهام
به ساحلی آرام...!
نه صدای موج دریا مرا شاد میکند،
نه صدای مرغان این حوالی،
منتظرم تو مرا صدا بزنی...!
گرمای تنت خستگی را از تنم آب میکند.
و خوابم میبرد...
خوب میدانم،
صبح که چشمهایم باز شوند، خواهم پرسید:
کجای این جهان خوابیدهام؟
چرادر یادم
هیچ حادثهای مرا لمس نمیکند؟
کلافهام!
مرا صدا بزن...
تا خاطرم بازگردد،
تمام آن شبها
که تو را بوسیدهام...
✍️ #مهران_رمضانیان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
وقتی دلتنگم
به تو می اندیشم
یاد تو مربعی ست محو و لرزان
در زمینه ی خاکستری روشن
در این مربع ها
من با بهم زدن پلک هایم
گذشته را نقاشی می کنم
بین من و تو
غبار و دیوار است
به سحر این مربع ها
من از دیوار می گذرم
در رسیدن به تو
تنها راه گذشتن است
باید چراغ رنگ به دست بگیرم
و در خاکستری هایم
به دنبال تو بگردم
ای کاش ای کاش
می توانستم یک قطره بیشتر
با سرخ نقاشی کنم
✍️ #محمدابراهیم_جعفری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
گاهی از خودم فرار میکردم. از دالانهای تاریک و تو در تویی که مرموزانه در وجودِ من جریان داشت. از عنکبوتِ سیاهی که بین انگشتانم تار تنیده بود تا دیگر ننویسم، فرار میکردم. از ماری که گلوگاهم را میگزید، از گرگی که میدرید و مجالِ یک رویای خوش یا حتی تصور آرزویی محال را نمیداد، از اژدهایی که روی سینهام چنبره زده بود، از زبانههای آتشی که از روح و جسمِ من خاکستری به جای گذاشته بودند، آلوده به بوی خون و خواب آلودگی و حسرت. از زنی فرار میکردم که در مغزم دو زانو نشسته بود و از سوراخ مردمکهای چشمانم به دنیایی وحشی تر از درونم خیره شده بود.
من که بودم ؟ گریزپایی مغرور، دیوانه حالی بیتاب، گمشدهای شرمگین، روحی بی تحمل در جدال با پیکری پر تمنا ....
✍️ #نیکی_فیروزکوهی
📚 همه مادران به بهشت نمیروند
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
بايد ياد بگيرم...
تا وقتي از عشقِ کسی
مطمئن نشده ام
با او خاطره اي نسازم.
چرا كه: تاوان خاطرات،
جنون است و بس.
✍️ #گابریل_گارسیا_مارکز
📚 #يادداشت_هاي_پنج_ساله
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
شاملو گفته بود قصه نیستم که بگویی و من یک جایی در زندگی فهمیدم که همه ما قصههایی هستیم در انتظار گفته شدن. قصهایم چون پایینی داریم و بالایی و آغازی و پایانی. قصهایم چون گاهی شادیم و گاهی اندوهگین. قصهایم چون پر از کلمات و عبارات نگفتهایم و پر از تعبیر و تاویل نشنیده و پر از حرفهای نزده و پر از تمامی آنچه بین خطوط نوشته شده ناگفته مانده. پس ما قصههای نگفته کاهی بخت یارمان میشود و کسی برای گفتنمان از راه می رسد. کسی از راه میرسد که ما را میخواند، ما را میفهمد، آنچه بین خطوط ما ناگفته مانده بود را میشنود. کسی که با خواندن ما سکوت ما را میشکند. کسی که ما را برای خودش، برای خودمان، برای جهان روایت میکند.
✍️ #امیرعلی_بنی_اسدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
دلگیرم از شهری که با من سرد کرد او را
آشفته کرد اوضاع این آشفته گیسو را
از غصه ام می خورد غصه روزگاری او
بیهوده است این که کنم پرچین ابرو را
خون می خورم خون می چکد از دوریش چشمم
ازجان من دورش کنیداین عشق زالو را
هرلحظه تنهایی خیالش خواب من را کشت
کی رحم کرده خوی شیری خواب آهورا؟
ظرفش شکستم بارها با اینکه مجنونم
اما نمی خواهد ببیند پیچش مو را
من را نمی خواهد نمی خواهد نمی خواهد
می خواهمش می خواهمش می خواهمش او را
✍️ #مینا_سراوانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
من شبی تو را
- چه فرق میکند کدام شب؟
که حریقِ حریرِ رویای توست چراغ شبانههایم -
من شبی تو را
بیرون میکشم از خیالهایم
زنانهترین کوچههای تنم را
- چه فرق میکند کدام کوچه کدام روزن کدام شیب
که ردِ داغِ لبهای توست بر نشانیِ مرمرِ هر اندامِ تشنهام -
زنانهترین شهوتِ تنم را
زیرِ سنگینیِ دلچسبِ تو
خواهم بارید
✍️ #شعله_نیکخواه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
EhaamEhaam _ Khaterehamoon.mp3
زمان:
حجم:
10.7M
🔹 #خاطره_هامون
🔸 #ایهام
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
به من بگو
وقتی کسی را دوست داریم
چرا غم
مهربانتر میشود
و تنهایی از فرسنگها دورتر
ما را بو میکشد...؟
✍️ #حمید_جدیدی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh
آفاق پر از اخترکان است و به جایت
کس را ننشاند دل خورشید پسندم
هرچند که بس رشتهٔ زلفم به کمین است،
امّا، نه من آن بستهٔ هر سست کمندم
عشق آنقدر از موی تو زنجیر بههم بافت
تا ساخت کمندی که کشانید به بندم
با رفتن و گم گشتن و از خویش گذشتن
گیرم که به هر شیوه، دل از مهر تو کندم
امّا چه کسیلایق عشقاست به جز تو؟
بی تو دل سر گشته به مهر که ببندم؟
✍️ #استاد_حسین_منزوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh