eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی ؛ 🎶 موسیقی متن (قطعه ی شکار) 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
Akbar Bagheri & Fateme Tavousi Akbar Bagheri & Fateme Tavousi _ A'sir.mp3
زمان: حجم: 9.6M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی ؛ 🎶 موسیقی متن (قطعه ی شکار) 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال به دور از چشم خمّارت ، خمار درد هجرانم دوایی جز شراب چشم مست تو نمی دانم از آن روزی که چشمانت مرا بند نگاهت کرد دل و دینم به غارت بردی و لرزید ایمانم شباهت دارد احوالم ، به شهر غزه این ایام به ظاهر مقتدر اما، به کوچه کوچه ویرانم شدم انگشت بر دندان گهی خندان، گهی گریان به این حالی که افتادم خودم هم سخت حیرانم در این ماتم سرا تا کی اسیر و خسته بنشینم مرا دیگر توانی نیست چه میخواهی تو از جانم به دیدارم بیا ای عشق، امّید رهایی نیست بدون تو تمام شهر یکسر گشته زندانم بیا و همرهی کن با منِ آشفته حال امشب بیا در بر بگیر ای مهربان این جسم بی جانم 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
توی اتاقم برف می‌باره سر سبزی ِ این سفره بی‌مرزه من هفت سین ِسالمو چیدم سرسام، سرما، سوز، سگ لرزه لب‌هام از سرما سیا می‌شه ماهی تنگُ عید می‌بینم دیوارهام و آخر دنیا فانوسمو خورشید می‌بینم قرصام و توی تُنگ می‌ریزم تو نیستی آرومِ اعصابم روزامو روی سقف را می‌رم شب‌هامو زیر تخت می‌خوابم وقتی دلم تنگ خودم مي‌شه چشمام و می‌بندم خدا می‌شم عصرا دم خاموشی فانوس معبود آدم برفیا می‌شم توی اتاقم برف می‌باره سردِ ولی کی می‌گه دلسردم من بیست و شیش سالِِ تموم انگار با قاب عکسم زندگی کردم خوشبختم از و قتی گلوی من زخمی ِانگشتای کولاکه آغوش ناامن تو یادم داد هر جا هوا خوبه، خطرناکه توی اتاقم برف می باره تو رفتی از روزی که یادم نیست با برف و یخ معشوقه می‌سازم کی می‌گه آدم برفی آدم نیست؟ چی مونده از من توی این سرما یه آدم دیوونه‌ی سرخوش تو نیستی آرومِ اعصابم دلچسب این سرمای آدم کش توی اتاقم برف می باره... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
نامه‌اش را با این جمله به پایان رسانده بود: «دلم برایت تنگ می‌شود حتماً» و آن کلمه‌‌ی شکوهمند حتماً، که در جای درستی نشسته بود. حسن ختام تمام واژه ها به شکل اشاره‌ای از یقین. اینکه با ایمانی وافر از دلتنگی‌اش می‌گفت و از آفتِ تردید خبری نبود... ستودنی بود. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
«خیلی دوست داشتم که هم‌اکنون در کنارم بودی. اما نیستی... تو آن‌جایی... و آنجا آگاه نیست چقدر خوش‌اقبال است.» ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
هم می‌ترسم دوستت داشته باشم، آن‌وقت بروی و درد بکشم. هم می‌ترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن» از دستم میرود و پشیمان می‌شوم. حالا تو بگو! «کیف احبک بلا الم، و کیف لااحبک بلا ندم». چطور عاشقت باشم و درد نکشم، و چطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم؟! 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
خسته تر از من ... سایه ام زانو میزند کنارِ گریز‌های من افسوس می‌خورد رنج می‌‌برد صبوری می‌کند با کسی‌ که بودن را به خودش و به سایه‌ای که زانو میزند کنارش بدهکار است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
من به بعضی چهره‌ها چون زود عادت می‌کنم پیش‌شان سَر بَر نمی‌آرم، رعایت می‌کنم! همچنان که برگِ خشکیده نمانَد بر درخت مایه‌ی رنج تو باشم، رفع زحمت می‌کنم! این دهانِ باز و چشمِ بی‌تحرک را ببخش؛ آن‌قَدَر جذابیت داری که حیرت می‌کنم کم اگر با دوستانم می‌نشینم، جُرمِ توست هرکسی را دوست دارم، در تو رؤیت می‌کنم! فکر کردی چیست موزون می‌کند شعر مرا؟ در قدم برداشتن‌هایِ تو دقت می‌کنم! یک سلامم را اگر پاسخ بگویی، می‌روم لذتش را با تمام شهر قسمت می‌کنم ترکِ افیونی شبیه تو اگرچه مشکل است روی دوش دیگران یک روز ترکت می‌کنم توی دنیا هم نشد، برزخ که پیدا کردمت می‌نشینم تا قیامت با تو صحبت می‌کنم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
نشان به آن نشان که خورشید بخوابد در دریا بو بکشم صدایت را در مسیر ستاره های مخالف در عصاره ی ماه پرت شوم در تار و پود تنت طولانی تمرینم کنی از بر شوی شتاب بگیرند عقربه ها بایستد ضربان ترس هایم تعریف ناپذیر درونی! تمنای پوست انار و تب! تردد خون در ریشه های شوق! قرار ما پای بلندترین شعر سال درست رأس ساعتی که به جاده های جهان آلوده است. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
همه ی مادران به بهشت نمی روند داستان واقعی و غم انگیز زنانی ست که مادرانشان یا مادر همسرشان آنطور که باید و آنجا که باید، مادری نکرده اند. نبودنی یا کم بودنی که عواقب جبران ناپذیری برای دخترانشان و برای دخترانِ دخترانشان در پی داشته است. از میان ما، زنانی جسارت داشته اند و داستان زندگی خود و باری که مادرانشان بر دوش آنها گذاشته اند را برای ما بازگو کنند. دردها، حرف‌ها، کمبود ها، آرزوها و سؤال‌های آنها را در این کتاب بخوانید و در هر صفحه تکرار کنید همه ی مادران به بهشت نمی روند. ✍️ 📚 همه ی مادران به بهشت نمی روند/ نشر ایجاز 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎶 ترانه و آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh