eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
Ehsan AfsharEhsan Afshar _ Shodani Nist.mp3
زمان: حجم: 7.2M
▫️ (قسمت 159) 🔹 نام اثر ✍️ شاعر و صدا 🎹موسیقی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال از گریه نگو بغض من افشا شدنی نیست بغضی که به تسلیم رسد وا شدنی نیست من چند غزل پیر شوم تا که بفهمی تصویر تو در قابِ زمان جا شدنی نیست؟ همخانگی و عشق قشنگ است ولی حیف چیزیست که با منطقِ دنیا، شدنی نیست درباره ی عشقِ تو همین قدر بگویم روحی است که از کالبُدم، پا شدنی نیست پرسیدمت از آب، جواب آمد از آتش: دردِ تو و پروانه مُداوا شدنی نیست 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ نوشته 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
Shahrzad Ka'maliShahrzad Ka'mali _ Agar Eshgh Naboud.mp3
زمان: حجم: 13.1M
🔹 نام اثر ✍️ نوشته 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال اگر دروغ رنگ داشت؛ هر روز شاید، ده ها رنگین کمان، در دهان ما نطفه می بست، و بیرنگی، کمیاب ترین چیزها بود. اگر شکستن قلب و غرور، صدا داشت؛ عاشقان ، سکوت شب را ویران میکردند. اگر به راستی، خواستن، توانستن بود؛ محال نبود وصال! و عاشقان که همیشه خواهانند، همیشه می توانستند تنها نباشند. اگر گناه وزن داشت؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد، خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند، و من شاید... کمر شکسته ترین بودم. اگر غرور نبود؛ چشمهایمان به جای لبهایمان سخن نمیگفتند، و ما کلام محبت را در میان نگاههای گهگاهمان ، جستجو نمی کردیم. اگر همه ثروت داشتند؛ دل ها، سکه ها را بیش از خدا نمی پرستیدند. و یک نفر در کنار خیابان خواب گندم نمی دید؛ تا دیگران از سر جوانمردی، بی ارزش ترین سکه هاشان را نثار او کنند. اما بی گمان، صفا و سادگی می مرد، اگر همه ثروت داشتند. اگر عشق نبود؛ به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه میکردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری... بی گمان، پیش از اینها مرده بودیم... اگر عشق نبود؛ اگر خداوند... یک روز آرزوی انسان را برآورده میکرد، من بی گمان، دوباره دیدن تو را آرزو میکردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا! آنگاه نمیدانم... به راستی خداوند، کدامیک را می پذیرفت؟؟ 🍀 @shernosh
Mohammad ZarnooshMohammad Zarnoosh _ Khodahafezi.mp3
زمان: حجم: 8.8M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ چیزی به من بگو که شب‌ها به جای بوسه زدن بر پیشانی خواب و پرسه در کوچه‌های پریشانیِ خیال آرام بگیرم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
قهوه تلخی به یاد تو سفارش می دهم دل به آهنگ خیال انگیز دلکش می دهم رفتی و با یاد جای بوسه هایت سالهاست رد پای اشکهایم را نوازش می دهم برگ خشکم، تا بچسبد پرسه های کوچه باغ زیر پاهایت صدای زرد خش خش می دهم من غریبی آشنایم با امید بودنت چونکه ناچارم بمانم تن به سازش می دهم من شبیه شیشه ی روی چراغ نفتی ام آتشِ در سینه را زیبا نمایش می دهم من اسیر غربتم ناچار در شهری غریب چون تو هستی آشنایم تن به سازش می دهم دلخوشم با یاد تو اینجا نمی فهمد کسی که چرا این شعر ها را بی جهت کش می دهم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
در تمام شعرهایی که برای تو نبودند حضور داشته ای! از درخت نوشتم و ریشه شدی! از آسمان گفتم و باران شدی! از آزادی نوشتم و وطن شدی! از راه گفتم و سفر شدی! مردم تو را در نوشته هایم یافته اند می پرسند: تا چشم کار می کند عاشقی؟! می گویم: مشق عشق نمی دانم! می گویند: دل داده ای؟! هراسان می شوم... به صرافت می افتم... با دو دلی پاسخ می دهم: روزی در چشمانم خیره ماند نامم را پرسید؛ تکان بال هایش رؤیایم را به هم ریخت... قلمم به لب هایش خورد سرخ شد... از عشق نوشت! رفت... حیران می مانند! بازمانده این گونه، عاشقانه، نمی ماند! نمی آفریند! نباید...! _می دانم؛ تمام محبوب های جهان این گونه اند... تو را به بی رحم ترین رنگ دنیا شبیه می کنند: _منتظر _ ✍️ (ر. هـ . ا) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
آسوده با من خو بگیر بامن خطر کن لعنتی مثلِ مُسکن هایِ درد درمن اثرکن لعنتی گفتی که دل تنگِ منی هرلحظه و هر ثانیه حالا که بی تابِ توأم دلتنگِ من شو لعنتی من ماتِ چشمانِ توأم درخواب مهمانِ توأم حالا که در بیداری ام من را بغل کن لعنتی امروزو هر روزِ منی من سخت بیمارِ توأم برگرد در آغوشِ من تا تب نکردم لعنتی... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
از خیابانی که نمی دانم به کجا می رود، رسیدم به لب هایت! تو را بوسیدم و به جای تو با همه ی گل ها خندیدم کفش هایت را پوشیدم و تا ته ِ این شهر ِ ویران شده دویدم راه افتاده ام تا مرز ِ پیراهنت و دکمه هایت که با زبان اشاره می گوید: اینجا سرزمین توست! چه کشف ِ کوتاهی ست بوییدن ِ دهانی که خام است... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
آیین اختتامیه دومین دوسالانه جایزه ملی غزل «استاد حسین منزوی» ۲۸ دیماه ۱۴۰۲ ▪️ برنامه جانبی : کارگاه تخصصی شعر با حضور داوران و مهمانان پنجشنبه صبح ۲۸ دیماه جهت هماهنگی برای حضور به آیدی در تلگرام یا ایتا @hasannpakzad پیام بدهید. ▪️ بعلت پذیرایی و بهره بیشتر و بهتر از کارگاه می باشد و اولویت با دوستانی ست که زودتر اعلام آمادگی بفرمایند. ▫️ .💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
مگر به لطف لبت شعر من شکر بشود تو تر کنی لب و این شعر، شعر تَر بشود قسم به موی تو حالم گرفته است امشب مگر تو روی بگردانی و سحر بشود «کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن» اگر چه فتنه و آشوب بیشتر بشود چه می‌شود که برقصی به وزن این غزلم چه می‌شود که همین شعرْ پرده‌در بشود چه می‌شود که تو بانوی شعر من باشی تمام شهر از این راز باخبر بشود گره ز بخت غزل‌های من گشوده شود گره ز ابروی ناز تو باز اگر بشود تو خواب نازی و من خیره در تبسم تو بخند تا غزلم عاشقانه تر بشود ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh