eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
می خواستم ببوسمت، ايمان نمی‌گذاشت ترس از فرشته‌های نگهبان نمی‌گذاشت می‌خواستم بغل کُنمت تنگ و تنگ‌تر امّا لهیب شعله‌ی سوزان نمی‌گذاشت باید خدا که عاقل و خوبست اینقَدَر اعجاز توی طرز نگاهت نمی‌گذاشت یا سیبِ گونه‌های تو را کال می کشید یا در دهانم این همه دندان نمی‌گذاشت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
Sina HejaziSina Hejazi _ Mariz.mp3
زمان: حجم: 6.9M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ به او رسیدم و گفتم: «تمام شد غربت» به خنده گفت: «که این ابتدای تنهایی‌ست» ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Maziar MoghadamMaziar Moghadam _ Zahre Hasrat.mp3
زمان: حجم: 11.9M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 🕊 ارائه شده در کانال سینه می سوزانی ای دل، چو می آغازی سخن بس کن این شب ناله ها را، از چه خواهی رنج من؟ جرم و تقصیر از تو بود، از یار دیرین بد نگو هر چه کرد آن یار شیرین باتو ناز شصت او هرزه گی کردی، سزای هرزه گی رسوایی است حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است ▪️ متن کامل شعر در پست بعدی 👇👇 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
☘️ متن کامل شعر 🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 🕊 ارائه شده در کانال سینه می سوزانی ای دل، چو می آغازی سخن بس کن این شب ناله ها را، از چه خواهی رنج من؟ جرم و تقصیر از تو بود، از یار دیرین بد نگو هر چه کرد آن یار شیرین باتو ناز شصت او هرزه گی کردی، سزای هرزه گی رسوایی است حاصل رنگ و ریا در عاشقی تنهایی است از بهشت وصل جانان، دوزخ غم ساختی سینه ی رنجور من در التهاب انداختی در کفت بود آنچه عمری آرزو می داشتی پرنیان بنهادی و بار کتان برداشتی ای دل دیوانه بشنو این مرام زندگیست او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست وصف گلرویان شنیدی پا ز سر نشناختی عیش نااهلان گزیدی تا گل خود باختی در پس و پیشت گل خوش عطر و بو بسیار بود آن گلی گز جور تو پژمرده می شد یار بود همچو شاهین بر ستیغ قله ها پر می زدی مسخ موشی گشتی و از قله پایین آمدی با همه خردی ز تو آرامش و شادی ربود آنکه پایینت کشید از قله ها نفس تو بود بر خم بیراه از خود پشت پا خوردی دریغ رفت عمری و ندیدی از کجا خوردی دریغ هر نگاهی محرم دیدار روی یار نیست هر دلی در عاشقی خوش دست و شیرین کار نیست یاد باد آن روزگار ای دل که یاری داشتی در میان باده نوشان؛ اعتباری داشتی از گذر ها می گذشتی خیره سر هنگامه جو روز و شب با یار یکدل می نشستی رو به رو حالیا! بی های و هویی، آن سرافرازی چه شد؟ یار را بازی گرفتی، آخر بازی چه شد؟ این زمان دیگر سر تو با گریبان آشناست هر دلی ارزان فروشد یار، او را این سزاست اعتبار هر دلی در خوبیِ دلدار اوست آبروی هر کسی در آبروی یار اوست گفته بودم با تو رسم عاشقی اینگونه نیست پیش یار از دیگری افسانه گفتن خیره گی ست گفته بودم با تو ای دیوانه بس کن سرکشی بس نکردی سرکشی، اکنون اسیر آتشی شب سحر شد بامداد آمد تو می نالی هنوز نوش جانت زهر حسرت ای دل رسوا بسوز 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نمایش رادیویی ▪️ در دو قسمت 🔹 🎙 (راوی) 🎙 (شازده‌کوچولو) 🎙 (جغرافی‌دان) 🎙 (روباه) 🎙 (پادشاه) 🎙 (تاجر) 🎙 (خودپسند) 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Antoine De Saint Exupery & Ahmad ShamlouShazde Kuchulu _ Part 1.mp3
زمان: حجم: 10.3M
🔹 نمایش رادیویی ▪️ در دو قسمت ▫️ قسمت اول 🔹 🎙 (راوی) 🎙 (شازده‌کوچولو) 🎙 (جغرافی‌دان) 🎙 (روباه) 🎙 (پادشاه) 🎙 (تاجر) 🎙 (خودپسند) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
Antoine De Saint Exupery & Ahmad ShamlouShazde Kuchulu _ Part 2.mp3
زمان: حجم: 10M
🔹 نمایش رادیویی ▪️ در دو قسمت ▫️ قسمت دوم 🔹 🎙 (راوی) 🎙 (شازده‌کوچولو) 🎙 (جغرافی‌دان) 🎙 (روباه) 🎙 (پادشاه) 🎙 (تاجر) 🎙 (خودپسند) 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
ای پریزاده و افسانه تو را گم کردم آشنایِ من و بیگانه تو را گم کردم عشق! ای شاهدِ آن نیمه‌شبِ بارانی در همان کوچه، همان خانه تو را گم کردم در همان لحظه، همان ثانیه‌ی بی‌تابی با همان حالِ غریبانه تو را گم کردم دلم از پایه فرو ریخت پس از رفتنِ تو گنجِ در خانه‌ی ویرانه! تو را گم کردم شانه‌ام از غمِ بی هم‌نفسی می‌لرزد هم‌نفس! بر سرِ این شانه تو را گم کردم "تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم" ای قرار دل دیوانه تو را گم کردم آه، ای لحظه‌ی زیبای سرودن از تو ! آه، ای گوهر دُردانه تو را گم کردم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
خوشرویی ات با دیگران، لطفت به من کم می رسد یک روز می بینی مرا، نوبت به من هم می رسد اوقات تلخی می کنی وقتی که بر می گردی از آن جاده های بی نشان؛ نوبت به من هم می رسد پُک می زنی سیگار را، با بی خیالی می روی در مانده ام آیا کسی! اینجا به دادم می رسد؟ گر چه درون قصه ها هر کس به حقش می رسد من خوانده ام که بارها عیسی به مریم می رسد تا بوده این بوده ولی ، من هم تلافی می کنم عیبی ندارد عاقبت... آدم به آدم می رسد! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
می خواهمت از دورترین نقطه های دلتنگی ات ای آشنا برای تو دارم جان می دهم با قلمی که ذهنم را درو می کند. حواست کجاست؟ با تو هستم؛ ای بوسه های بر گلو نشسته، عرض شانه هایت وسعت زندگی من است. سینه ام در جوار سرت گرم می شود، کسی کنارت دلش همدرد دل اوست کسی کنارت آرزوهایش شبیه آرزوهای اوست همسایه شو با آغوشت محکم بغلش کن چه خیالی مثل من!؟ من رد بازوان تو را گرفته ام ببین چقدر خوب دوست داشتن از گلویمان پایین می رود. دل نگهدار حس آرامشم! قرار بر این شد از دلتنگی ات بکاهم از دیوار عشقمان بالا بیا جهان مشغول جنگ است صلح کن و بگو حقوق بشر میان بازوان من است بی ریا عریان تر از هر کسی دیوانه باش ما جنگ تن به تن هستیم چشمانت را ببند و لحظه هایت را به من بسپار؛ به منی که فقط برای تو می نویسد تویی که همیشه همه ی جهانی نه یک نفر... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh