eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
Ahmad ShamloAhmad Shamlo _ Rozegare Gharibist Nazanin.mp3
زمان: حجم: 9.8M
🔹 نام اثر: 🎤 شعر و اجرا: 🎙 خواننده: 🎶 آهنگساز: 💽 از آلبوم: 🕊 ارائه شده در کانال: دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت می دارم دل ات را می بویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد روزگار غریبی ست نازنین و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند. عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد در این بن بست کج و پیچ سرما آتش را به سوختْ بارِ سرود و شعر فروزان می دارند به اندیشیدن خطر مکن روزگار غریبی ست نازنین آن که بر در می کوبد شباهنگام به کشتن چراغ آمده است. نور را در پستوی خانه نهان باید کرد آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر با کنده و ساتوری خون آلود روزگار غریبی ست، نازنین و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند و ترانه ها را بر دهان. شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد کباب قناری بر آتش سوسن و یاس روزگار غریب ست، نازنین ابلیس پیروزْ مست سُور عزای ما را بر سفره نشسته است خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
می‌روم تا که فراموش کنم چشم تو را می‌روم تا که در آغوش کشم یاد تو را و هوای هوس وصل تو را، خواب تو را و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت شود آیا که فراموش کنم ، چشم تو را تا بسوزم و کنم خاک ، غزل‌های تو را تو حریفی و خزان بود که پایان من است سوگ باران و بهاران ، همه آواز من است گنه از دیده من بود و نگاهی نگران که مرا دید و ربود و گذر کرد چو باد دست در دست خیالت به بیابان بروم تا به آتش بکشانم لب خاموش تو را موج وهم است و جنون من و دریای عذاب و سرابی که مرا برد به این دِیر خراب حال ، دیوانگی من بنگر ، هیچ مگو بشنو ، نغمه دیوان پریشان مرا می‌روم تا که فراموش کنم چشم تو را می‌روم تا که در آغوش کشم یاد تو را و هوای هوس وصل تو را ، خواب تو را و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساخت ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه تو صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم انگار لب از چشمه مهتاب گرفتم آنقدر به شهد لب تو بوسه زدم که تا مست شدم در بغلت خانه گرفتم هرگز نتوانی تو ز من دور بمانی چون عکس تو در سینه ی خود قاب گرفتم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
مثل موسيقي آرامى که خوابت مى کند عشق می آید به آسانى خرابت مى کند هر چه مى گويى که بگذر دورى از او بهتر است فال حافظ باز با شعرى مجابت مى کند مى شکستى کاش با حرفى سکوتم را که گاه خواهش يک شيشه را سنگى اجابت مى کند خمره خمره دردها را مى گذارم زير خاک دل نترس اين خمره ها روزى شرابت مى کند زندگى بى عشق يا مردن به جرم عاشقى قبر گاهى در دل تاريخ قابت مى کند ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
با نگاهش ساغری سرشار دستم می‌دهد چشم مستش باز دارد کار دستم می‌دهد شب که بی‌ او می‌نشینم غم رفیقم می‌شود می‌نشیند پیش من سیگار دستم می‌دهد ساعت دیواری آهی می‌کشد، سر می‌رود لحظه‌هایی خسته و تبدار دستم می‌دهد انتظارِ سردِ یک فنجان خالی روی میز حسرتی تلخ و ملالت‌بار دستم می‌دهد گفته‌ بودم شعر بی شعر، امشب امّا یاد او باز دارد کاغذ و خودکار دستم می‌دهد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
گر به خوابم نمي‌آيي پس اين بوي پرتقال از کجاست؟ اگر در رگ‌هايم بال نمي‌زني چرا پروانه‌ها رنگارنگ و قشنگند؟ و اگر بر زانوانم شيرين‌زباني نمي‌کني اين شعرها از کجا مي‌جوشد؟ سبز آبي کبود بودن يا نبودنت چه فرقي دارد؟ خيال خنده‌هات سرتاپاي مرا ارديبهشت مي‌کند بانوي من همچون شکوفه‌هاي گيلاس بوسه‌هاي تو آن سوي آينه لب‌هاي مرا بهشت مي‌کند بگذار خيال کنم آينه‌ پر از نگاه توست ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
اجازه هست کنارت کمی قدم بزنم؟ و حرف از دل دیوانه بیش و کم بزنم؟ اجازه هست هوا را دمی بهانه کنم و لحظه های خوشی را کمی رقم بزنم؟ جسارت است اگر چه تمام آن سخنی که در حضور تو بانوی محترم بزنم..! سوال اوّلم این است ، تا چه وقتی من دخیل بر در و دیوار این حرَم بزنم..؟ اجازه هست کمی از غبار پای تو را به چشم های ورَم کرده و ترَم بزنم؟ سوال دوّمم،آیا دل تو راضی هست؛ که مُشت های غریبانه بر سرم بزنم؟ اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟ اجازه هست که از عشق و شور دم بزنم؟ سکوت کردی و امّا ... سوال آخر من اجازه هست که زنگی به مادرم بزنم؟ ‌ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم تر دستی لب های تو را دیدم و باید از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است تا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم عمری ست که در پیچ و خم زندگی ام کاش یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
Mehdi AbassiMehdi Abassi _ Khabari Nist.mp3
زمان: حجم: 11.4M
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست انگار نه انگار دل شهر گرفته ست از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست از روز به هم ریختن رابطه ی ما از خاله زنک بازی تهران خبری نیست! گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است از معرفت قوم مسلمان خبری نیست! در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست! در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست... ✍️ 🎙 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh