Ahmad ShamloAhmad Shamlo _ Rozegare Gharibist Nazanin.mp3
زمان:
حجم:
9.8M
🔹 نام اثر: #روزگار_غریبیست_نازنین
🎤 شعر و اجرا: #احمد_شاملو
🎙 خواننده: #داریوش_اقبالی
🎶 آهنگساز: #بابک_افشار
💽 از آلبوم: #کهن_دیارا
🕊 ارائه شده در کانال: #شعرنوش
دهانت را می بویند
مبادا گفته باشی دوستت می دارم
دل ات را می بویند
مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی ست نازنین
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند.
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوختْ بارِ سرود و شعر
فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی ست نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است.
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابان اند بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
روزگار غریبی ست، نازنین
و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند
و ترانه ها را بر دهان.
شوق را در پستوی خانه نهان بایدکرد
کباب قناری
بر آتش سوسن و یاس
روزگار غریب ست، نازنین
ابلیس پیروزْ مست
سُور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان باید کرد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
🔹 #موسیقی_بیکلام
🔸 #تکنوازی_سنتور
▫️ استاد #فرامرز_پایور
▪️ در دستگاه #شور ؛ #دشتی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
Faramarz PayvarFaramarz Payvar _ Taknavazi Santour.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
🔹 #موسیقی_بیکلام
🔸 #تکنوازی_سنتور
▫️ استاد #فرامرز_پایور
▪️ در دستگاه #شور ؛ #دشتی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
میروم تا که فراموش کنم چشم تو را
میروم تا که در آغوش کشم یاد تو را
و هوای هوس وصل تو را، خواب تو را
و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت
شود آیا که فراموش کنم ، چشم تو را
تا بسوزم و کنم خاک ، غزلهای تو را
تو حریفی و خزان بود که پایان من است
سوگ باران و بهاران ، همه آواز من است
گنه از دیده من بود و نگاهی نگران
که مرا دید و ربود و گذر کرد چو باد
دست در دست خیالت به بیابان بروم
تا به آتش بکشانم لب خاموش تو را
موج وهم است و جنون من و دریای عذاب
و سرابی که مرا برد به این دِیر خراب
حال ، دیوانگی من بنگر ، هیچ مگو
بشنو ، نغمه دیوان پریشان مرا
میروم تا که فراموش کنم چشم تو را
میروم تا که در آغوش کشم یاد تو را
و هوای هوس وصل تو را ، خواب تو را
و نگاهت که جهان است و جهان در نگهت
✍️ #علیرضا_کلیایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
ویرانه نه آن است که جمشید بنا ساخت
ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که با هر نگه تو
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم
انگار لب از چشمه مهتاب گرفتم
آنقدر به شهد لب تو بوسه زدم که
تا مست شدم در بغلت خانه گرفتم
هرگز نتوانی تو ز من دور بمانی
چون عکس تو در سینه ی خود قاب گرفتم
✍️ #لاادری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
مثل موسيقي آرامى که خوابت مى کند
عشق می آید به آسانى خرابت مى کند
هر چه مى گويى که بگذر دورى از او بهتر است
فال حافظ باز با شعرى مجابت مى کند
مى شکستى کاش با حرفى سکوتم را که گاه
خواهش يک شيشه را سنگى اجابت مى کند
خمره خمره دردها را مى گذارم زير خاک
دل نترس اين خمره ها روزى شرابت مى کند
زندگى بى عشق يا مردن به جرم عاشقى
قبر گاهى در دل تاريخ قابت مى کند
✍️ #مرتضی_جهانگیری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
با نگاهش ساغری سرشار دستم میدهد
چشم مستش باز دارد کار دستم میدهد
شب که بی او مینشینم غم رفیقم میشود
مینشیند پیش من سیگار دستم میدهد
ساعت دیواری آهی میکشد، سر میرود
لحظههایی خسته و تبدار دستم میدهد
انتظارِ سردِ یک فنجان خالی روی میز
حسرتی تلخ و ملالتبار دستم میدهد
گفته بودم شعر بی شعر، امشب امّا یاد او
باز دارد کاغذ و خودکار دستم میدهد
✍️ #سعید_سلیمان_پور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
گر به خوابم نميآيي
پس اين بوي پرتقال از کجاست؟
اگر در رگهايم بال نميزني
چرا پروانهها رنگارنگ و قشنگند؟
و اگر بر زانوانم شيرينزباني نميکني
اين شعرها از کجا ميجوشد؟
سبز آبي کبود
بودن يا نبودنت
چه فرقي دارد؟
خيال خندههات
سرتاپاي مرا ارديبهشت ميکند
بانوي من
همچون شکوفههاي گيلاس
بوسههاي تو آن سوي آينه
لبهاي مرا بهشت ميکند
بگذار خيال کنم
آينه پر از نگاه توست
✍️ #عباس_معروفی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
اجازه هست کنارت کمی قدم بزنم؟
و حرف از دل دیوانه بیش و کم بزنم؟
اجازه هست هوا را دمی بهانه کنم
و لحظه های خوشی را کمی رقم بزنم؟
جسارت است اگر چه تمام آن سخنی
که در حضور تو بانوی محترم بزنم..!
سوال اوّلم این است ، تا چه وقتی من
دخیل بر در و دیوار این حرَم بزنم..؟
اجازه هست کمی از غبار پای تو را
به چشم های ورَم کرده و ترَم بزنم؟
سوال دوّمم،آیا دل تو راضی هست؛
که مُشت های غریبانه بر سرم بزنم؟
اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟
اجازه هست که از عشق و شور دم بزنم؟
سکوت کردی و امّا ... سوال آخر من
اجازه هست که زنگی به مادرم بزنم؟
✍️ #مهدی_خداپرست
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم
با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم
تر دستی لب های تو را دیدم و باید
از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم
در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است
می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم
من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است
تا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم
عمری ست که در پیچ و خم زندگی ام کاش
یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم
✍️ #محمد_غفاری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
Mehdi AbassiMehdi Abassi _ Khabari Nist.mp3
زمان:
حجم:
11.4M
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست
در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست
انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست
ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست
از روز به هم ریختن رابطه ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!
گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!
در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!
در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست
گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...
✍️ #امید_صباغ_نو
🎙 #مهدی_عباسی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh