eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
با نگاهش ساغری سرشار دستم می‌دهد چشم مستش باز دارد کار دستم می‌دهد شب که بی‌ او می‌نشینم غم رفیقم می‌شود می‌نشیند پیش من سیگار دستم می‌دهد ساعت دیواری آهی می‌کشد، سر می‌رود لحظه‌هایی خسته و تبدار دستم می‌دهد انتظارِ سردِ یک فنجان خالی روی میز حسرتی تلخ و ملالت‌بار دستم می‌دهد گفته‌ بودم شعر بی شعر، امشب امّا یاد او باز دارد کاغذ و خودکار دستم می‌دهد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
گر به خوابم نمي‌آيي پس اين بوي پرتقال از کجاست؟ اگر در رگ‌هايم بال نمي‌زني چرا پروانه‌ها رنگارنگ و قشنگند؟ و اگر بر زانوانم شيرين‌زباني نمي‌کني اين شعرها از کجا مي‌جوشد؟ سبز آبي کبود بودن يا نبودنت چه فرقي دارد؟ خيال خنده‌هات سرتاپاي مرا ارديبهشت مي‌کند بانوي من همچون شکوفه‌هاي گيلاس بوسه‌هاي تو آن سوي آينه لب‌هاي مرا بهشت مي‌کند بگذار خيال کنم آينه‌ پر از نگاه توست ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
اجازه هست کنارت کمی قدم بزنم؟ و حرف از دل دیوانه بیش و کم بزنم؟ اجازه هست هوا را دمی بهانه کنم و لحظه های خوشی را کمی رقم بزنم؟ جسارت است اگر چه تمام آن سخنی که در حضور تو بانوی محترم بزنم..! سوال اوّلم این است ، تا چه وقتی من دخیل بر در و دیوار این حرَم بزنم..؟ اجازه هست کمی از غبار پای تو را به چشم های ورَم کرده و ترَم بزنم؟ سوال دوّمم،آیا دل تو راضی هست؛ که مُشت های غریبانه بر سرم بزنم؟ اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟ اجازه هست که از عشق و شور دم بزنم؟ سکوت کردی و امّا ... سوال آخر من اجازه هست که زنگی به مادرم بزنم؟ ‌ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم تر دستی لب های تو را دیدم و باید از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است تا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم عمری ست که در پیچ و خم زندگی ام کاش یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
Mehdi AbassiMehdi Abassi _ Khabari Nist.mp3
زمان: حجم: 11.4M
گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست انگار نه انگار دل شهر گرفته ست از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست از روز به هم ریختن رابطه ی ما از خاله زنک بازی تهران خبری نیست! گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است از معرفت قوم مسلمان خبری نیست! در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست! در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست گفتی چه خبر؟ گفتم و هرگز نشنیدی جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست... ✍️ 🎙 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
▫️ ▪️ به همراه 🎙 با صدای جاودان 🎥 فایل تصویری در https://www.aparat.com/v/7PriS 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
MohammadReza ShajarianMohammadReza Shajarian _ Rabbana & Masnavi.mp3
زمان: حجم: 13M
▫️ ▪️ به همراه 🎙 با صدای جاودان 🎥 فایل تصویری در https://www.aparat.com/v/7PriS این دهــان بستی دهــانی باز شـــد تا خـورنده‌ی لــقمـه های راز شـــد لــب فـرو بــند از طـعـام و از شــراب سـوی خوان آسـمــانی کن شـــتاب گـر تــو این انبان ز نـان خــالی کـــنی پـر ز گـــوهـر هـــای اجـــلالی کـــنی طــفل جـان از شـیر شــیطان بــاز کن بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلک انـــباز کــن چند خوردی چرب و شیرین از طـعــام امـــتحـــان کــن چـــند روزی در صــیام چــند شــب ها خواب را گشتی اسیر یــک شـــبی بــیدار شــو دولـــت بـگیر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 📀 تهیه و تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Aza'm kianiniaAza'm kianinia _ Raze Del.mp3
زمان: حجم: 6.4M
🔹 نام اثر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 📀 تهیه و تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
آنقَدَر نابی که همچون کهکشان می خوانمت در غزل های خودم تا بیکران می خوانمت بادِ وحشی آمده تا گل بمیرد بی رمق من تو را در هر هراسی باغبان می خوانمت هر چه دنیا سد کند بر راه من صدها ستون میزنم پس مشکلاتم را روان میخوانمت خانه ام از گردبادی پر ز طوفان ها خراب چشمِ امیدم به تو چون سایه بان می خوانمت دردِ دلهایِ نهان را با تو گویم خالقم چون تو را در باور خود هم زبان می خوانمت صد غزل من گفته ام اما هنوزم پر ز درد مثنوی ها گر شود مرهم در این دنیای سرد تا دوباره جان بگیرد واژه از دامان تو زندگی معنا بگیرد از نم باران تو خسته ام دل خسته از این موج دریای جنون دل شده ارابه ی درد و دو دیده پر ز خون روزگاری که جوانمردان همه بیگانه اند مردمِ شهر از پریشانی چنان دیوانه اند هر پرنده در قفس زندانی دستانِ خویش قلبِ هر جنبنده ای از قهرِ دنیا ریشِ ریش پس اصالت ها کجا پنهان شده ای آدمی؟ از کجا باید بیابم تک سوار محرمی؟ شهر ما شهری شده لبریزِ از اندوه و دود هر سلام عابری باشد فقط از روی سود... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
زرد که میپوشی خورشید میشوی گل آفتابگردان میشوم و طالبِ نور! سیاه که به تن میکنی ماه میشوی میانِ دشتِ پهناورِ شب من هم ستاره ی کوچکی میشوم تنها خیره به تو! سفید که میپوشی برف میشوی و زمین را احاطه میکنی و من تکه سنگی کوچک که گوشه ای از آغوشت روی تنم ببارد برایم کافیست! آبی تو را دریا میکند و من را ماهیِ بازیگوشی که آبتنی در پیچ و تابِ امواجِ تنت مرا مدهوش می سازد! سبز که می پوشی جنگل میشوی پر از عطرِ خوشِ زندگی و من پرنده ای میشوم که لابلایِ شاخه هایِ درختانت فکر آشیانه ای است کوچک به اندازه ی یک من با تو! قرمز اگر بپوشی سیبِ سرخِ حوا میشوی که مرا وسوسه میکند به رانده شدن از بهشت و چیدنت برای چشیدن طعمِ شیرین لبانی که به زمینی شدنم می ارزد... هر رنگی بپوشی مرا تسخیر میکنی جذب میکنی می دانی... این تو هستی که به رنگ ها روح می بخشی بانویِ بی نظیرِ من! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh