eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
▫️ ▪️ به همراه 🎙 با صدای جاودان 🎥 فایل تصویری در https://www.aparat.com/v/7PriS 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
MohammadReza ShajarianMohammadReza Shajarian _ Rabbana & Masnavi.mp3
زمان: حجم: 13M
▫️ ▪️ به همراه 🎙 با صدای جاودان 🎥 فایل تصویری در https://www.aparat.com/v/7PriS این دهــان بستی دهــانی باز شـــد تا خـورنده‌ی لــقمـه های راز شـــد لــب فـرو بــند از طـعـام و از شــراب سـوی خوان آسـمــانی کن شـــتاب گـر تــو این انبان ز نـان خــالی کـــنی پـر ز گـــوهـر هـــای اجـــلالی کـــنی طــفل جـان از شـیر شــیطان بــاز کن بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلک انـــباز کــن چند خوردی چرب و شیرین از طـعــام امـــتحـــان کــن چـــند روزی در صــیام چــند شــب ها خواب را گشتی اسیر یــک شـــبی بــیدار شــو دولـــت بـگیر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 📀 تهیه و تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Aza'm kianiniaAza'm kianinia _ Raze Del.mp3
زمان: حجم: 6.4M
🔹 نام اثر 🎤 صداخوانی 🎙 آواز 📀 تهیه و تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
آنقَدَر نابی که همچون کهکشان می خوانمت در غزل های خودم تا بیکران می خوانمت بادِ وحشی آمده تا گل بمیرد بی رمق من تو را در هر هراسی باغبان می خوانمت هر چه دنیا سد کند بر راه من صدها ستون میزنم پس مشکلاتم را روان میخوانمت خانه ام از گردبادی پر ز طوفان ها خراب چشمِ امیدم به تو چون سایه بان می خوانمت دردِ دلهایِ نهان را با تو گویم خالقم چون تو را در باور خود هم زبان می خوانمت صد غزل من گفته ام اما هنوزم پر ز درد مثنوی ها گر شود مرهم در این دنیای سرد تا دوباره جان بگیرد واژه از دامان تو زندگی معنا بگیرد از نم باران تو خسته ام دل خسته از این موج دریای جنون دل شده ارابه ی درد و دو دیده پر ز خون روزگاری که جوانمردان همه بیگانه اند مردمِ شهر از پریشانی چنان دیوانه اند هر پرنده در قفس زندانی دستانِ خویش قلبِ هر جنبنده ای از قهرِ دنیا ریشِ ریش پس اصالت ها کجا پنهان شده ای آدمی؟ از کجا باید بیابم تک سوار محرمی؟ شهر ما شهری شده لبریزِ از اندوه و دود هر سلام عابری باشد فقط از روی سود... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
زرد که میپوشی خورشید میشوی گل آفتابگردان میشوم و طالبِ نور! سیاه که به تن میکنی ماه میشوی میانِ دشتِ پهناورِ شب من هم ستاره ی کوچکی میشوم تنها خیره به تو! سفید که میپوشی برف میشوی و زمین را احاطه میکنی و من تکه سنگی کوچک که گوشه ای از آغوشت روی تنم ببارد برایم کافیست! آبی تو را دریا میکند و من را ماهیِ بازیگوشی که آبتنی در پیچ و تابِ امواجِ تنت مرا مدهوش می سازد! سبز که می پوشی جنگل میشوی پر از عطرِ خوشِ زندگی و من پرنده ای میشوم که لابلایِ شاخه هایِ درختانت فکر آشیانه ای است کوچک به اندازه ی یک من با تو! قرمز اگر بپوشی سیبِ سرخِ حوا میشوی که مرا وسوسه میکند به رانده شدن از بهشت و چیدنت برای چشیدن طعمِ شیرین لبانی که به زمینی شدنم می ارزد... هر رنگی بپوشی مرا تسخیر میکنی جذب میکنی می دانی... این تو هستی که به رنگ ها روح می بخشی بانویِ بی نظیرِ من! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
یک بوسه می‌خواهم از آن‌هایی که می‌نوشی لاجرعه، یکسر، یکنفس... تا مرز بیهوشی ... تا کی به شوق بوی تو منّت برم از باد پیراهنی می‌خواهم از آن‌ها که می‌پوشی این‌سو و آن‌سو می‌دوم در بوته‌زار شعر بازیچه‌ام کردند آن چشمان خرگوشی با بوسه‌ای آغاز شد این شعر و می‌ترسم پایان بگیرد بیت آخر با هم‌آغوشی شعر است این‌ها؛ قصّه پایان یافت می‌دانم عاقل که باشی پاسخ خوبی‌ست خاموشی من بادبادک ماندم و تو زن شدی دختر حالا برای ماندنم دیگر نمی‌کوشی این آخری گاهی نگاهم را نمی‌خواندی دیدم که مشغولی به تمرین فراموشی رفتی شبیه شهرزاد از قصّه‌ام بیرون من ماندم و تنهایی و آواز چاووشی... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
در های و هویِ گرمِ خیابان مرا ببوس در زیرِ این معلّقِ گریان مرا ببوس هر جا که رفتی و هر وقت آمدی، آهسته، نرم یا که شتابان مرا ببوس اینجا رسومِ عاشقی از یاد رفته است، حتّی شده به قیمتِ زندان مرا ببوس! باران نمی زند، دگر آبی نمانده است چون گرگِ دردمندِ بیابان مرا ببوس! ما خسته ایم، لیک صدایی نمی کنیم، در ابتدایِ این همه پایان مرا ببوس انگار روزِ محشر آمده اما بدونِ مرگ! روزی که محشر است، فراوان مرا ببوس دریا به سجده آمده تا مقدمت عزیز، ای ممکنِ دو عالمِ امکان، مرا ببوس... ✍️ 📚 از دفتر ! 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
می بوسمت یک روز در میدان آزادی می بوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد می بوسمت وقتی صدای تیرها خوابید می بوسمت وقتی سلاح از دست ها افتاد... می بوسمت پای تمام چوبه های دار وقتی کبوتر روی آنها آشیان دارد وقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیست وقتی که او هم بال و پر در اسمان دارد می بوسمت پشت در سلول ها وقتی بوی شکنجه از در زندان نمی آید وقتی که زخمی روی تن هامان نمیخندد وقتی که از چشمانمان باران نمی آید می بوسمت وقتی پلیس ضد شورش هم یکرنگ با مردم سرود صلح می خواند وقتی که نان عده ای اعدام گندم نیست در مزرعه،گندم سرود صلح می خواند می بوسمت وقتی جهان از شعر لبریز است وقتی که زندانی به جز آغوش گرمت نیست تهران بدون تو چه معنی میدهد بانو!! انگار تهرانی به جز آغوش گرمت نیست... من آرزوهای خودم را با تو می بینم وقتی کنارم در خیابان راه می آیی وقتی که شال سبز تو در باد می رقصد یک روز می بوسم تو را بانوی رویایی... آغوش تو بوی بهاری سبز را دارد تو دختری از جنس باران های خردادی می بوسمت می بوسمت می بوسمت ای عشق می بوسمت یک روز در میدان آزادی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
بوسیدمش در جاده ‌های مُرده ‌ی بی ‌روح بوسیدمش در کوچه‌ های پشت "لیلا کوه" بوسیدمش هی زیر هر ابرِ کبودی که توی خیابان ‌های خیسِ "لنگرود"ی که بارید از من مثل ابر خسته از باران بارید از من تا خودِ "استخر لاهیجان" خندید با من در جدال گرم بازی‌ ها خندید با من به تمام حال و ماضی‌ ها خندید با من در مسیر رفت تا برگشت خندید با من در تمامِ پارک‌ های "رشت" بوسیدمش در کافه‌ های خسته‌ ی در راه بوسیدمش از غم جلویِ درب دانشگاه بوسیدمش در "رودسر" بر ماسه‌ های داغ بوسیدمش در شهر بعد از خوردنِ شلاق آغوش وا کردیم اگر چه ترس هر سو بود در سینما که شاهدِ عشقِ من و او بود بوسیدمش هر شب سرِ پل‌ های صدساله بوسیدمش تا ساحلِ دریای "چمخاله" بوسیدمش در روز های تلخ و سختی که بوسیدمش بر کنده‌ ی خشک درختی که سخت و غریبانه گذر کردیم شب ‌ها را شامِ غریبان بود و می‌ خوردیم لب‌ ها را با قلب ‌های خسته ‌ی حالی به حالی ‌مان با آن نگاه و لهجه‌ ی بغضِ شمالی ‌مان ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh