یک بوسه میخواهم از آنهایی که مینوشی
لاجرعه، یکسر، یکنفس... تا مرز بیهوشی ...
تا کی به شوق بوی تو منّت برم از باد
پیراهنی میخواهم از آنها که میپوشی
اینسو و آنسو میدوم در بوتهزار شعر
بازیچهام کردند آن چشمان خرگوشی
با بوسهای آغاز شد این شعر و میترسم
پایان بگیرد بیت آخر با همآغوشی
شعر است اینها؛ قصّه پایان یافت میدانم
عاقل که باشی پاسخ خوبیست خاموشی
من بادبادک ماندم و تو زن شدی دختر
حالا برای ماندنم دیگر نمیکوشی
این آخری گاهی نگاهم را نمیخواندی
دیدم که مشغولی به تمرین فراموشی
رفتی شبیه شهرزاد از قصّهام بیرون
من ماندم و تنهایی و آواز چاووشی...
✍️ #رضا_نظری_ایلخانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
در های و هویِ گرمِ خیابان مرا ببوس
در زیرِ این معلّقِ گریان مرا ببوس
هر جا که رفتی و هر وقت آمدی،
آهسته، نرم یا که شتابان مرا ببوس
اینجا رسومِ عاشقی از یاد رفته است،
حتّی شده به قیمتِ زندان مرا ببوس!
باران نمی زند، دگر آبی نمانده است
چون گرگِ دردمندِ بیابان مرا ببوس!
ما خسته ایم، لیک صدایی نمی کنیم،
در ابتدایِ این همه پایان مرا ببوس
انگار روزِ محشر آمده اما بدونِ مرگ!
روزی که محشر است، فراوان مرا ببوس
دریا به سجده آمده تا مقدمت عزیز،
ای ممکنِ دو عالمِ امکان، مرا ببوس...
✍️ #الدوز_منصور
📚 از دفتر #محشر_آمد_و_تو_نیامدی_حقا_که_محشری!
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
می بوسمت یک روز در میدان آزادی
می بوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد
می بوسمت وقتی صدای تیرها خوابید
می بوسمت وقتی سلاح از دست ها افتاد...
می بوسمت پای تمام چوبه های دار
وقتی کبوتر روی آنها آشیان دارد
وقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیست
وقتی که او هم بال و پر در اسمان دارد
می بوسمت پشت در سلول ها وقتی
بوی شکنجه از در زندان نمی آید
وقتی که زخمی روی تن هامان نمیخندد
وقتی که از چشمانمان باران نمی آید
می بوسمت وقتی پلیس ضد شورش هم
یکرنگ با مردم سرود صلح می خواند
وقتی که نان عده ای اعدام گندم نیست
در مزرعه،گندم سرود صلح می خواند
می بوسمت وقتی جهان از شعر لبریز است
وقتی که زندانی به جز آغوش گرمت نیست
تهران بدون تو چه معنی میدهد بانو!!
انگار تهرانی به جز آغوش گرمت نیست...
من آرزوهای خودم را با تو می بینم
وقتی کنارم در خیابان راه می آیی
وقتی که شال سبز تو در باد می رقصد
یک روز می بوسم تو را بانوی رویایی...
آغوش تو بوی بهاری سبز را دارد
تو دختری از جنس باران های خردادی
می بوسمت می بوسمت می بوسمت ای عشق
می بوسمت یک روز در میدان آزادی
✍️ #امیررضا_وکیلی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
بوسیدمش در جاده های مُرده ی بی روح
بوسیدمش در کوچه های پشت "لیلا کوه"
بوسیدمش هی زیر هر ابرِ کبودی که
توی خیابان های خیسِ "لنگرود"ی که
بارید از من مثل ابر خسته از باران
بارید از من تا خودِ "استخر لاهیجان"
خندید با من در جدال گرم بازی ها
خندید با من به تمام حال و ماضی ها
خندید با من در مسیر رفت تا برگشت
خندید با من در تمامِ پارک های "رشت"
بوسیدمش در کافه های خسته ی در راه
بوسیدمش از غم جلویِ درب دانشگاه
بوسیدمش در "رودسر" بر ماسه های داغ
بوسیدمش در شهر بعد از خوردنِ شلاق
آغوش وا کردیم اگر چه ترس هر سو بود
در سینما که شاهدِ عشقِ من و او بود
بوسیدمش هر شب سرِ پل های صدساله
بوسیدمش تا ساحلِ دریای "چمخاله"
بوسیدمش در روز های تلخ و سختی که
بوسیدمش بر کنده ی خشک درختی که
سخت و غریبانه گذر کردیم شب ها را
شامِ غریبان بود و می خوردیم لب ها را
با قلب های خسته ی حالی به حالی مان
با آن نگاه و لهجه ی بغضِ شمالی مان
✍️ #مزدک_نظافت
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
این سیبهای سرخ برای نچیدن است
دل بستنم مقدمهی دلبریدن است
حتی کلاف کهنه نخ هم نمیدهم
بالای یوسفی که برای خریدن است
زیباترین نبودی و من ماه خواندمت
این است عشق، عشق بدی را ندیدن است!
دنیا پر از صداست، تو گاهی سکوت کن
گاهی سکوت گام نخست شنیدن است
بی دوست آسمان قفسی میشود وسیع
ای دوست! عشق لذّت با هم پریدن است
✍️ #مجید_ترکابادی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
من
تو را لمس کرده ام
من که متبرکم کرده اند از ترانه های شيراز
من که تمامی اين سال ها
يکي لحظه حتی
خواب
به راهم نبرده است
من دست برداشته و
پا بريده ی توام
تو
ماه ابرينه پوش!
من دست خط شفای سروش
هي دختر خواب هاي بي رخصت!
بي تاب هرچه برهنگي!
خوشه ی خزاني انگور!
در اين جهان
تنها يکي واژه کافي بود
تا آدمي از تماشاي تو تمام
تو از دعاي کدام حواي گندم پرست
به اين پرده از عطر ملائک رسيده اي ؟
که رسولان هزاره زن
پا به روياي تو شاعر شدند ؟
هي دختر برف هاي هرچه بسيار تشنگي!
در اين دقيقه ی مکشوف
مسير ماه
پر از مويه هاي مکرر من است
هنوز هم بر اين باورم
که پسين يکي از روزهاي دي
من تو را از تخيل خداوند ربوده ام
حالا هرچه پيش تر مي آيم
باز تو دورتر
بر قوس مزارگاه ماه ايستاده اي
من در غياب تو
با سنگ سخن گفته ام
من در غياب تو
با صبح ، با ستاره ، با سليمان سخن گفته ام
من در غياب تو
زخم هاي بي شمار شب ايوب را شسته ام
من در غياب تو
کلمات سربريده بسياري را شفا داده ام
هنوز هم در غياب تو
نماز ملائک قضا مي شود
کبوتر از آرايش آسمان مي ترسد
پروانه از روشنايي گل سرخ هراسان است
بگو کجا رفته اي
که بعد از تو
ديگر هيچ پيامبري از بيعت ستاره با نور
سخن نگفت؟
✍️ #سيدعلی_صالحی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
از خوابِ چشمهای تو تا صبح می پَرَم
این روزها هوای تو افتاده در سرم
هر سایه ای که بگذرد از خلوتم...تویی
افتاده ای به جان غزل های آخرم
گاهی صدای روشنت از دور می وَزَد
گاهــی شبیه ماه نشستی برابرم
یا رو به روی پنجره ام ایستاده ای
پاشیده عطر پیرهنت روی بسترم
گاهی میان چادرِ گلدارِ کودکی ت
باران گرفته ای سرِ گلدانِ پرپرم
مثل "پری" در آینه ها حــرف می زنی
جز آه...هرچه گفته ای از یاد می برم
نزدیکِ صبح، کُنج اتاقم نشسته ای
لبخند می زنی و من از خواب می پرم...!
✍️ #اصغر_معاذی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
خوبـه هر وقت تحت تعقیبم
لای مـــوهات میـــشه قایـم شد
از لبت چای خـورد و بــعد آروم
مثــل هر شب کـمی ملایـم شد
راه میــــرم تو سـاحلِ چشـــمات
مـــوجِ چشـــمام ، اوجِ آشـــــوبه
باز امـــشب خلیـــجِ اَبروهــــات
مثـل محصــولِ سیـب مرغـــوبه
پشـــتِ شیــشه بخارِ بارون و
بوسه هاتو...! صـدای موسیــقی
لغــزشِ دســـت مـن رو بازوهات
تختِ خواب و...! یه حسِّ تلفیقی
فصلِ آغـووشِ تو زمستون نیست
یا که اصـــلاً جنـــوبه آغـــوشت
بیــنِ این جنـــگ تن به تن تنــها
مرزِمون میــشه قُطــرِ تن پوشت
گردَنـت نه...! یه ذرّه پاییـن تر...!
میـــشه یه رود خونــه پیدا کرد
توی اعــماقِ اون شنــــا کرد و
بعدَشـم مــوجِـت و تماشا کرد
بیـــنِ قطـبِ جنــــوبمون امشب
جنــگ تا عمقِ هر دومون میـره
تا خودِ صبــح غرقِ هـم میشیم
عشــــق با ما همیشه درگیـــره
✍️ #امین_شیخی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی
چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی؟
کبوتر با کبوتر مانده امّا از سرِ اجبار
در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه می نالی؟
یکی را دوستش داری که او دنبالِ غیر از توست
کُجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟
✍️ #محمد_لولایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
🔹 نام اثر #خاکستری
✍️ شاعر #محمدابراهیم_جعفری
🎤 صداخوانی #سیاوش_کسرایی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎥 به صورت تصویری در آپارات ببینید:
https://aparat.com/v/BNL4X
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
Siavash KasraeiSiavash Kasraei _ Khakestari.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
🔹 نام اثر #خاکستری
✍️ شاعر #محمدابراهیم_جعفری
🎤 صداخوانی #سیاوش_کسرایی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎥 به صورت تصویری در آپارات ببینید:
https://aparat.com/v/BNL4X
خاکستری، خاکستری، خاکستری
صبح، مِه، باران
اَبر، نگاه، خاطره
در من ترانهای نبود، تو خواندی
در من آینهای نبود، تو دیدی
ریشهای بودم در خوابِ خاکهای مُتُبَرک
بیباران، در نگاه تو سبز شدم
برق از چشمانم برخواست، نگاهم بارانی شد
گونههایت خیسِ باران، چشمهایت آفتابی
گرگها میزایند، برهها را دریابیم
تو، با چشمانت مرا بنواز
چوب دست چوپانی ام سلاحی کارگر خواهد شد
بعد از جنگ، با چوب دستم
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تو را در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسید
اگر اَبرها بگذارند...
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
🔹 نام اثر #لحظه_ی_شعر_نوشتن
▫️ شعر و صدای #صنم_نافع
📚 از دفتر #ما_اگر_انتخاب_می_کردیم
📀 تهیه و تدوین #آرتا_رحیمی
▫️ از #آرشیو_شخصی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh