از خوابِ چشمهای تو تا صبح می پَرَم
این روزها هوای تو افتاده در سرم
هر سایه ای که بگذرد از خلوتم...تویی
افتاده ای به جان غزل های آخرم
گاهی صدای روشنت از دور می وَزَد
گاهــی شبیه ماه نشستی برابرم
یا رو به روی پنجره ام ایستاده ای
پاشیده عطر پیرهنت روی بسترم
گاهی میان چادرِ گلدارِ کودکی ت
باران گرفته ای سرِ گلدانِ پرپرم
مثل "پری" در آینه ها حــرف می زنی
جز آه...هرچه گفته ای از یاد می برم
نزدیکِ صبح، کُنج اتاقم نشسته ای
لبخند می زنی و من از خواب می پرم...!
✍️ #اصغر_معاذی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
خوبـه هر وقت تحت تعقیبم
لای مـــوهات میـــشه قایـم شد
از لبت چای خـورد و بــعد آروم
مثــل هر شب کـمی ملایـم شد
راه میــــرم تو سـاحلِ چشـــمات
مـــوجِ چشـــمام ، اوجِ آشـــــوبه
باز امـــشب خلیـــجِ اَبروهــــات
مثـل محصــولِ سیـب مرغـــوبه
پشـــتِ شیــشه بخارِ بارون و
بوسه هاتو...! صـدای موسیــقی
لغــزشِ دســـت مـن رو بازوهات
تختِ خواب و...! یه حسِّ تلفیقی
فصلِ آغـووشِ تو زمستون نیست
یا که اصـــلاً جنـــوبه آغـــوشت
بیــنِ این جنـــگ تن به تن تنــها
مرزِمون میــشه قُطــرِ تن پوشت
گردَنـت نه...! یه ذرّه پاییـن تر...!
میـــشه یه رود خونــه پیدا کرد
توی اعــماقِ اون شنــــا کرد و
بعدَشـم مــوجِـت و تماشا کرد
بیـــنِ قطـبِ جنــــوبمون امشب
جنــگ تا عمقِ هر دومون میـره
تا خودِ صبــح غرقِ هـم میشیم
عشــــق با ما همیشه درگیـــره
✍️ #امین_شیخی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی
چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی؟
کبوتر با کبوتر مانده امّا از سرِ اجبار
در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه می نالی؟
یکی را دوستش داری که او دنبالِ غیر از توست
کُجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟
✍️ #محمد_لولایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
🔹 نام اثر #خاکستری
✍️ شاعر #محمدابراهیم_جعفری
🎤 صداخوانی #سیاوش_کسرایی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎥 به صورت تصویری در آپارات ببینید:
https://aparat.com/v/BNL4X
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
Siavash KasraeiSiavash Kasraei _ Khakestari.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
🔹 نام اثر #خاکستری
✍️ شاعر #محمدابراهیم_جعفری
🎤 صداخوانی #سیاوش_کسرایی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎥 به صورت تصویری در آپارات ببینید:
https://aparat.com/v/BNL4X
خاکستری، خاکستری، خاکستری
صبح، مِه، باران
اَبر، نگاه، خاطره
در من ترانهای نبود، تو خواندی
در من آینهای نبود، تو دیدی
ریشهای بودم در خوابِ خاکهای مُتُبَرک
بیباران، در نگاه تو سبز شدم
برق از چشمانم برخواست، نگاهم بارانی شد
گونههایت خیسِ باران، چشمهایت آفتابی
گرگها میزایند، برهها را دریابیم
تو، با چشمانت مرا بنواز
چوب دست چوپانی ام سلاحی کارگر خواهد شد
بعد از جنگ، با چوب دستم
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تو را در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسید
اگر اَبرها بگذارند...
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
🔹 نام اثر #لحظه_ی_شعر_نوشتن
▫️ شعر و صدای #صنم_نافع
📚 از دفتر #ما_اگر_انتخاب_می_کردیم
📀 تهیه و تدوین #آرتا_رحیمی
▫️ از #آرشیو_شخصی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
❄️ @shernosh
Sanam NafeSanam Nafe _ Lahzeye Sher Neveshtan.mp3
زمان:
حجم:
7.6M
🔹 نام اثر #لحظه_ی_شعر_نوشتن
▫️ شعر و صدای #صنم_نافع
📚 از دفتر #ما_اگر_انتخاب_می_کردیم
📀 تهیه و تدوین #آرتا_رحیمی
▫️ از #آرشیو_شخصی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم
عُمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم
لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است
لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم
لحظه ی شعر نوشتن که زنی دیوانه
در دل ِ خاطره هایم نفسش می گیرد
جای من با همه ی شهر تو می خوابی وُ
یک نفر پشتِ غم پنجره ها می میرد
لحظه ی شعر نوشتن که به هم می ریزم
تا بترسانمَت از عاقبت ِ رویایم
باورت کرده ام وُ با همه ی احساسم
روز وُ شب سمت تو وُ حادثه ها می آیم
تجربیات ِ گذشته چه سکوتی کردند!
بوسه ات چشم مرا روی همه می بندد
نور را کم کن وُ بگذار هم آغوش شویم
چون که این آینه دارد به تنم می خندد
نور را کم کن وُ بگذار که تا اینجایی
من خودم باشم و در خاطره تکرار شوم
حالتِ شعر نوشتن به قلم دست دهد
صبح با بوسه وُ تصویر تو بیدار شوم
ماندگارت بکنم لای غزلهایی که...
می شناسند تو را در همه ی دوران ها
تا ابد خوانده شوی توی هم آغوشی ها
تا ابد خوانده شوی در همه ی زندان ها
پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم
عمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم
لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است
لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
زنی، در شعرهای من، عروس فصل باران است
دل پاییزیاش دائم، اسیر برگریزان است
اگر چه چون گلی زیباست این بانوی بارانی
چنان از عشق ترسیده، که از بودن پشیمان است
غزلساز است گیسویش، هزاران داستان دارد
روایت میکند از آنچه که، در سینه پنهان است
لبش طعنه به حلوا میزند از بس که شیرین است
دلش، گنجینه ای از درد و غم های فراوان است
تمام چشم ها خیره به دنبال گل رویش
ولی چشمان او دائم، برای یار گریان است
بهار آرزوهایش به تاراج خزان رفته
گلستان جمال او، از این تاراج بی جان است
زنی در شعرهای من، بدون عشق می میرد
خدا در این غریبستان بر او پیوسته گریان است...
✍️ #مهتاب_بهشتی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
مرا با تو رازی ست
از شب ،تاریک تر
از زمانه، اندوهگین تر.
از صلح که حرف میزنی
عشق، دست و پایش راگم می کند
تورا با من راهی ست
در پس کوچه های مرام
در مرزی ،نا گسستنی
در بن بست های زندگی
ازبوسه حرف میزنی
و زبان از تکلم باز می ایستد
با من از حقیقت بگو
تا حجله ی عشق
از هلهله ی تنهایی اش دست کشد
و اشتیاق
ازبستر حزن متولد شود
از آغوش که حرف میزنی
پرندگان در حال پرواز
بی حرکت و پرگشوده فرود می آیند
با من از خورشید بگو
تا آفتاب مایل را ، چنان بتاباند
که سایه ی قرمزت ، بلند تر شود
از بغض که می گویی
تبسمم را به پلکت می چسبانم
و از چشمانت مروارید صید خواهم کرد
با من از حس ماهیان رود بگو
مسافران تازه نفس دریایی که
تو در آن تن شسته ای ...
از باران که حرف می زنی
شب و روز از یاد می رود
نگاهت شبنمی رقصان می شود
بر پوستم
با من بیا
به شهرهایی که تو را بامن ندیده اند
به برج هایی که
تنها از پرتاب بوسه هایمان از دور
به جاودانگی عشقمان پی برده اند
از رفتن که حرف میزنی
بغض
بین جنگ و صلح
به پلکم بوسه می زند !
با من از لحظه های عریان بگو
از معشوقه ی آخرت
قول می دهم
به اندازه ی تو ، دوست بدارمش ...
_بگذار از دستانت
از چهره ی ممنوعه ات
در احساسی که تورا می پرستد
پرتره ای خیره کننده بیآفرینم.
✍️ #م_ب_آهو
📚 #نگاهم_سمت_توست
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
به تو گفتم که در این دورشدن ناچاری؟
سر به تأیید تکان دادی و گفتی: آری!
عینِ مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جانِ خودت دوست تَرَش می داری
ای که نزدیک تری از منِ دلتنگ به من!
بینِ ما نیست به جُز فاصله ای اجباری
من عروسِ توأم ای از من و آغوشم دور!
خطبه را گریۀ من می کند امشب جاری
زندگی چیست؟، به جُز خاطره ای افسرده
زندگی چیست؟، به جُز رنج و غمی تکراری
گله ای نیست به تنهاییِ خود دل بستم
به غزل ؛گریۀ هر روز ، به شب بیداری
روی دیوارِ دلم سایه ای از قامتِ توست
مثلِ تنهایی من قدِّ بلندی داری!
✍️ #سیده_تکتم_حسینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #دلتنگی_به_وقت_نیمه_شب
♻️نام اثر #تنها_ماندم
🖌 شعری ماندگار از #رهی_معیری
🎼 اجرای زیبای #مقتدا_و_اسرین
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
همه شب نالم چون نی، كه غمي دارم
دل و جان بردی، اما نشدی يارم
با ما بودی، بی ما رفتی
چون بوی گل به كجا رفتی؟
تنها ماندم، تنها رفتی
چون كاروان رود...
فغانم از زمين بر آسمان رود
دور از يارم، خون می بارم
فتادم از پا به ناتوانی
اسير عشقم، چنان كه دانی
رهائی از غم نمی توانم
تو چاره ای كن كه ميتوانی
گر ز دل برآرم آهی
آتش از دلم خيزد
چون ستاره از مژگانم
اشك آتشين ريزد
چون كاروان رود
فغانم از زمين
بر آسمان رود
دور از يارم خون می بارم
نه حريفی تا با او غم دل گويم
نه اميدی در خاطر كه تو را جوبم
ای شادی جان، سرو روان،
كز بر ما رفتی،
از محفل ما، چون دل ما
سوی كجا رفتی؟؟
تنها ماندم، تنها رفتی
چو ن بوی گل به كجا رفتی؟؟
به كجائی غمگسار من
فغان زار من بشنو... باز آ
از صبا حكايتی از روزگار من بشنو
باز آ... باز آ... سوی رهی
چون روشنی از ديده ما رفتی
با قافله باد صبا رفتی
تنها ماندم، تنها ماندم...
🍁 @shernosh
سلام ای عطر مریم زیر باران! دوستت دارم
خودت این ابر عاشق را بباران، دوستت دارم
به باران می سپارم تا به روی شیشه ات از من
هزاران بوسه بنویسد، هزاران «دوستت دارم»
تو را چون اولین باری که گفتم «آب»، می خواهم
شبیه اولین روز دبستان دوستت دارم
شبیه کودکی که روی دستش می زند آرام
نخستین قطره های نرم باران دوستت دارم
چه باشی، چه نباشی دوست، عاشق، همسفر، همراه
چه فرقی دارد اصلاً با چه عنوان دوستت دارم؟
تنفس می کنم زیبایی ات را، خواب می بینم
شبیه نبض گل در ذهن گلدان دوستت دارم
دلم را "شهردار" شهر عشقت کن که بنویسم
به روی تابلوهای خیابان: دوستت دارم
مرا در هُرم تابستانِ اندامت برُویان تا
خودم چتر تو باشم در زمستان، دوستت دارم
✍️ #محمد_سعید_میرزایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh