eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
می بوسمت یک روز در میدان آزادی می بوسمت وقتی که تهران دست ما افتاد می بوسمت وقتی صدای تیرها خوابید می بوسمت وقتی سلاح از دست ها افتاد... می بوسمت پای تمام چوبه های دار وقتی کبوتر روی آنها آشیان دارد وقتی قفس تابوت مرغ عشق دیگر نیست وقتی که او هم بال و پر در اسمان دارد می بوسمت پشت در سلول ها وقتی بوی شکنجه از در زندان نمی آید وقتی که زخمی روی تن هامان نمیخندد وقتی که از چشمانمان باران نمی آید می بوسمت وقتی پلیس ضد شورش هم یکرنگ با مردم سرود صلح می خواند وقتی که نان عده ای اعدام گندم نیست در مزرعه،گندم سرود صلح می خواند می بوسمت وقتی جهان از شعر لبریز است وقتی که زندانی به جز آغوش گرمت نیست تهران بدون تو چه معنی میدهد بانو!! انگار تهرانی به جز آغوش گرمت نیست... من آرزوهای خودم را با تو می بینم وقتی کنارم در خیابان راه می آیی وقتی که شال سبز تو در باد می رقصد یک روز می بوسم تو را بانوی رویایی... آغوش تو بوی بهاری سبز را دارد تو دختری از جنس باران های خردادی می بوسمت می بوسمت می بوسمت ای عشق می بوسمت یک روز در میدان آزادی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
بوسیدمش در جاده ‌های مُرده ‌ی بی ‌روح بوسیدمش در کوچه‌ های پشت "لیلا کوه" بوسیدمش هی زیر هر ابرِ کبودی که توی خیابان ‌های خیسِ "لنگرود"ی که بارید از من مثل ابر خسته از باران بارید از من تا خودِ "استخر لاهیجان" خندید با من در جدال گرم بازی‌ ها خندید با من به تمام حال و ماضی‌ ها خندید با من در مسیر رفت تا برگشت خندید با من در تمامِ پارک‌ های "رشت" بوسیدمش در کافه‌ های خسته‌ ی در راه بوسیدمش از غم جلویِ درب دانشگاه بوسیدمش در "رودسر" بر ماسه‌ های داغ بوسیدمش در شهر بعد از خوردنِ شلاق آغوش وا کردیم اگر چه ترس هر سو بود در سینما که شاهدِ عشقِ من و او بود بوسیدمش هر شب سرِ پل‌ های صدساله بوسیدمش تا ساحلِ دریای "چمخاله" بوسیدمش در روز های تلخ و سختی که بوسیدمش بر کنده‌ ی خشک درختی که سخت و غریبانه گذر کردیم شب ‌ها را شامِ غریبان بود و می‌ خوردیم لب‌ ها را با قلب ‌های خسته ‌ی حالی به حالی ‌مان با آن نگاه و لهجه‌ ی بغضِ شمالی ‌مان ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
این سیب‌های سرخ برای نچیدن است دل‌ بستنم مقدمه‌ی دل‌بریدن است حتی کلاف کهنه‌ نخ هم نمی‌دهم بالای یوسفی که برای خریدن است زیباترین نبودی و من ماه خواندمت این است عشق، عشق بدی را ندیدن است! دنیا پر‌ از صداست، تو گاهی سکوت کن گاهی سکوت گام نخست شنیدن است بی دوست آسمان قفسی می‌شود وسیع ای دوست! عشق لذّت با هم پریدن است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
من تو را لمس کرده ام من که متبرکم کرده اند از ترانه های شيراز من که تمامی اين سال ها يکي لحظه حتی خواب به راهم نبرده است من دست برداشته و پا بريده ی توام تو ماه ابرينه پوش! من دست خط شفای سروش هي دختر خواب هاي بي رخصت! بي تاب هرچه برهنگي! خوشه ی خزاني انگور! در اين جهان تنها يکي واژه کافي بود تا آدمي از تماشاي تو تمام تو از دعاي کدام حواي گندم پرست به اين پرده از عطر ملائک رسيده اي ؟ که رسولان هزاره زن پا به روياي تو شاعر شدند ؟ هي دختر برف هاي هرچه بسيار تشنگي! در اين دقيقه ی مکشوف مسير ماه پر از مويه هاي مکرر من است هنوز هم بر اين باورم که پسين يکي از روزهاي دي من تو را از تخيل خداوند ربوده ام حالا هرچه پيش تر مي آيم باز تو دورتر بر قوس مزارگاه ماه ايستاده اي من در غياب تو با سنگ سخن گفته ام من در غياب تو با صبح ، با ستاره ، با سليمان سخن گفته ام من در غياب تو زخم هاي بي شمار شب ايوب را شسته ام من در غياب تو کلمات سربريده بسياري را شفا داده ام هنوز هم در غياب تو نماز ملائک قضا مي شود کبوتر از آرايش آسمان مي ترسد پروانه از روشنايي گل سرخ هراسان است بگو کجا رفته اي که بعد از تو ديگر هيچ پيامبري از بيعت ستاره با نور سخن نگفت؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
از خوابِ چشمهای تو تا صبح می پَرَم این روزها هوای تو افتاده در سرم هر سایه ای که بگذرد از خلوتم...تویی افتاده ای به جان غزل های آخرم گاهی صدای روشنت از دور می وَزَد گاهــی شبیه ماه نشستی برابرم یا رو به روی پنجره ام ایستاده ای پاشیده عطر پیرهنت روی بسترم گاهی میان چادرِ گلدارِ کودکی ت باران گرفته ای سرِ گلدانِ پرپرم مثل "پری" در آینه ها حــرف می زنی جز آه...هرچه گفته ای از یاد می برم نزدیکِ صبح، کُنج اتاقم نشسته ای لبخند می زنی و من از خواب می پرم...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
خوبـه هر وقت تحت تعقیبم لای مـــوهات میـــشه قایـم شد از لبت چای خـورد و بــعد آروم مثــل هر شب کـمی ملایـم شد راه میــــرم تو سـاحلِ چشـــمات مـــوجِ چشـــمام ، اوجِ آشـــــوبه باز امـــشب خلیـــجِ اَبروهــــات مثـل محصــولِ سیـب مرغـــوبه پشـــتِ شیــشه بخارِ بارون و بوسه هاتو...! صـدای موسیــقی لغــزشِ دســـت مـن رو بازوهات تختِ خواب و...! یه حسِّ تلفیقی فصلِ آغـووشِ تو زمستون نیست یا که اصـــلاً جنـــوبه آغـــوشت بیــنِ این جنـــگ تن به تن تنــها مرزِمون میــشه قُطــرِ تن پوشت گردَنـت نه...! یه ذرّه پاییـن تر...! میـــشه یه رود خونــه پیدا کرد توی اعــماقِ اون شنــــا کرد و بعدَشـم مــوجِـت و تماشا کرد بیـــنِ قطـبِ جنــــوبمون امشب جنــگ تا عمقِ هر دومون میـره تا خودِ صبــح غرقِ هـم میشیم عشــــق با ما همیشه درگیـــره ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی؟ کبوتر با کبوتر مانده امّا از سرِ اجبار در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه می نالی؟ یکی را دوستش داری که او دنبالِ غیر از توست کُجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال 🎥 به صورت تصویری در آپارات ببینید: https://aparat.com/v/BNL4X 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Siavash KasraeiSiavash Kasraei _ Khakestari.mp3
زمان: حجم: 2.7M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال 🎥 به صورت تصویری در آپارات ببینید: https://aparat.com/v/BNL4X خاکستری، خاکستری، خاکستری صبح، مِه، باران اَبر، نگاه، خاطره در من ترانه‌ای نبود، تو خواندی در من آینه‌ای نبود، تو دیدی ریشه‌ای بودم در خوابِ خاک‌های مُتُبَرک بی‌باران، در نگاه‌ تو سبز شدم برق از چشمانم برخواست، نگاهم بارانی شد گونه‌هایت خیسِ باران، چشم‌هایت آفتابی گرگ‌ها می‌زایند، بره‌ها را دریابیم تو، با چشمانت‌ مرا بنواز چوب دست چوپانی ام سلاحی کارگر خواهد شد بعد از جنگ، با چوب دستم انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند و تو را در بُهتِ آفتابی‌ات خواهم بوسید اگر اَبر‌ها بگذارند... 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Sanam NafeSanam Nafe _ Lahzeye Sher Neveshtan.mp3
زمان: حجم: 7.6M
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عُمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که زنی دیوانه در دل ِ خاطره هایم نفسش می گیرد جای من با همه ی شهر تو می خوابی وُ یک نفر پشتِ غم پنجره ها می میرد لحظه ی شعر نوشتن که به هم می ریزم تا بترسانمَت از عاقبت ِ رویایم باورت کرده ام وُ با همه ی احساسم روز وُ شب سمت تو وُ حادثه ها می آیم تجربیات ِ گذشته چه سکوتی کردند! بوسه ات چشم مرا روی همه می بندد نور را کم کن وُ بگذار هم آغوش شویم چون که این آینه دارد به تنم می خندد نور را کم کن وُ بگذار که تا اینجایی من خودم باشم و در خاطره تکرار شوم حالتِ شعر نوشتن به قلم دست دهد صبح با بوسه وُ تصویر تو بیدار شوم ماندگارت بکنم لای غزلهایی که... می شناسند تو را در همه ی دوران ها تا ابد خوانده شوی توی هم آغوشی ها تا ابد خوانده شوی در همه ی زندان ها پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
زنی، در شعرهای من، عروس فصل باران است دل پاییزی‌اش دائم، اسیر برگ‌ریزان است اگر چه چون گلی زیباست این بانوی بارانی چنان از عشق ترسیده، که از بودن پشیمان است غزلساز است گیسویش، هزاران داستان دارد روایت میکند از آنچه که، در سینه پنهان است لبش طعنه به حلوا میزند از بس که شیرین است دلش، گنجینه ای از درد و غم های فراوان است تمام چشم ها خیره به دنبال گل رویش ولی چشمان او دائم، برای یار گریان است بهار آرزوهایش به تاراج خزان رفته گلستان جمال او، از این تاراج بی جان است زنی در شعرهای من، بدون عشق می میرد خدا در این غریبستان بر او پیوسته گریان است... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh