eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
این سیب‌های سرخ برای نچیدن است دل‌ بستنم مقدمه‌ی دل‌بریدن است حتی کلاف کهنه‌ نخ هم نمی‌دهم بالای یوسفی که برای خریدن است زیباترین نبودی و من ماه خواندمت این است عشق، عشق بدی را ندیدن است! دنیا پر‌ از صداست، تو گاهی سکوت کن گاهی سکوت گام نخست شنیدن است بی دوست آسمان قفسی می‌شود وسیع ای دوست! عشق لذّت با هم پریدن است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
من تو را لمس کرده ام من که متبرکم کرده اند از ترانه های شيراز من که تمامی اين سال ها يکي لحظه حتی خواب به راهم نبرده است من دست برداشته و پا بريده ی توام تو ماه ابرينه پوش! من دست خط شفای سروش هي دختر خواب هاي بي رخصت! بي تاب هرچه برهنگي! خوشه ی خزاني انگور! در اين جهان تنها يکي واژه کافي بود تا آدمي از تماشاي تو تمام تو از دعاي کدام حواي گندم پرست به اين پرده از عطر ملائک رسيده اي ؟ که رسولان هزاره زن پا به روياي تو شاعر شدند ؟ هي دختر برف هاي هرچه بسيار تشنگي! در اين دقيقه ی مکشوف مسير ماه پر از مويه هاي مکرر من است هنوز هم بر اين باورم که پسين يکي از روزهاي دي من تو را از تخيل خداوند ربوده ام حالا هرچه پيش تر مي آيم باز تو دورتر بر قوس مزارگاه ماه ايستاده اي من در غياب تو با سنگ سخن گفته ام من در غياب تو با صبح ، با ستاره ، با سليمان سخن گفته ام من در غياب تو زخم هاي بي شمار شب ايوب را شسته ام من در غياب تو کلمات سربريده بسياري را شفا داده ام هنوز هم در غياب تو نماز ملائک قضا مي شود کبوتر از آرايش آسمان مي ترسد پروانه از روشنايي گل سرخ هراسان است بگو کجا رفته اي که بعد از تو ديگر هيچ پيامبري از بيعت ستاره با نور سخن نگفت؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
از خوابِ چشمهای تو تا صبح می پَرَم این روزها هوای تو افتاده در سرم هر سایه ای که بگذرد از خلوتم...تویی افتاده ای به جان غزل های آخرم گاهی صدای روشنت از دور می وَزَد گاهــی شبیه ماه نشستی برابرم یا رو به روی پنجره ام ایستاده ای پاشیده عطر پیرهنت روی بسترم گاهی میان چادرِ گلدارِ کودکی ت باران گرفته ای سرِ گلدانِ پرپرم مثل "پری" در آینه ها حــرف می زنی جز آه...هرچه گفته ای از یاد می برم نزدیکِ صبح، کُنج اتاقم نشسته ای لبخند می زنی و من از خواب می پرم...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
خوبـه هر وقت تحت تعقیبم لای مـــوهات میـــشه قایـم شد از لبت چای خـورد و بــعد آروم مثــل هر شب کـمی ملایـم شد راه میــــرم تو سـاحلِ چشـــمات مـــوجِ چشـــمام ، اوجِ آشـــــوبه باز امـــشب خلیـــجِ اَبروهــــات مثـل محصــولِ سیـب مرغـــوبه پشـــتِ شیــشه بخارِ بارون و بوسه هاتو...! صـدای موسیــقی لغــزشِ دســـت مـن رو بازوهات تختِ خواب و...! یه حسِّ تلفیقی فصلِ آغـووشِ تو زمستون نیست یا که اصـــلاً جنـــوبه آغـــوشت بیــنِ این جنـــگ تن به تن تنــها مرزِمون میــشه قُطــرِ تن پوشت گردَنـت نه...! یه ذرّه پاییـن تر...! میـــشه یه رود خونــه پیدا کرد توی اعــماقِ اون شنــــا کرد و بعدَشـم مــوجِـت و تماشا کرد بیـــنِ قطـبِ جنــــوبمون امشب جنــگ تا عمقِ هر دومون میـره تا خودِ صبــح غرقِ هـم میشیم عشــــق با ما همیشه درگیـــره ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی؟ کبوتر با کبوتر مانده امّا از سرِ اجبار در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه می نالی؟ یکی را دوستش داری که او دنبالِ غیر از توست کُجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال 🎥 به صورت تصویری در آپارات ببینید: https://aparat.com/v/BNL4X 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Siavash KasraeiSiavash Kasraei _ Khakestari.mp3
زمان: حجم: 2.7M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🕊 ارائه شده در کانال 🎥 به صورت تصویری در آپارات ببینید: https://aparat.com/v/BNL4X خاکستری، خاکستری، خاکستری صبح، مِه، باران اَبر، نگاه، خاطره در من ترانه‌ای نبود، تو خواندی در من آینه‌ای نبود، تو دیدی ریشه‌ای بودم در خوابِ خاک‌های مُتُبَرک بی‌باران، در نگاه‌ تو سبز شدم برق از چشمانم برخواست، نگاهم بارانی شد گونه‌هایت خیسِ باران، چشم‌هایت آفتابی گرگ‌ها می‌زایند، بره‌ها را دریابیم تو، با چشمانت‌ مرا بنواز چوب دست چوپانی ام سلاحی کارگر خواهد شد بعد از جنگ، با چوب دستم انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند و تو را در بُهتِ آفتابی‌ات خواهم بوسید اگر اَبر‌ها بگذارند... 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 ❄️ @shernosh
Sanam NafeSanam Nafe _ Lahzeye Sher Neveshtan.mp3
زمان: حجم: 7.6M
🔹 نام اثر ▫️ شعر و صدای 📚 از دفتر 📀 تهیه و تدوین ▫️ از 🕊 ارائه شده در کانال پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عُمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که زنی دیوانه در دل ِ خاطره هایم نفسش می گیرد جای من با همه ی شهر تو می خوابی وُ یک نفر پشتِ غم پنجره ها می میرد لحظه ی شعر نوشتن که به هم می ریزم تا بترسانمَت از عاقبت ِ رویایم باورت کرده ام وُ با همه ی احساسم روز وُ شب سمت تو وُ حادثه ها می آیم تجربیات ِ گذشته چه سکوتی کردند! بوسه ات چشم مرا روی همه می بندد نور را کم کن وُ بگذار هم آغوش شویم چون که این آینه دارد به تنم می خندد نور را کم کن وُ بگذار که تا اینجایی من خودم باشم و در خاطره تکرار شوم حالتِ شعر نوشتن به قلم دست دهد صبح با بوسه وُ تصویر تو بیدار شوم ماندگارت بکنم لای غزلهایی که... می شناسند تو را در همه ی دوران ها تا ابد خوانده شوی توی هم آغوشی ها تا ابد خوانده شوی در همه ی زندان ها پشت هر منظره دنبال غمی پنهانم عمق هر فاجعه را روی ورق می ریزم لحظه ی شعر نوشتن که دلم آشوب است لحظه ی شعر نوشتن که عرق می ریزم 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
زنی، در شعرهای من، عروس فصل باران است دل پاییزی‌اش دائم، اسیر برگ‌ریزان است اگر چه چون گلی زیباست این بانوی بارانی چنان از عشق ترسیده، که از بودن پشیمان است غزلساز است گیسویش، هزاران داستان دارد روایت میکند از آنچه که، در سینه پنهان است لبش طعنه به حلوا میزند از بس که شیرین است دلش، گنجینه ای از درد و غم های فراوان است تمام چشم ها خیره به دنبال گل رویش ولی چشمان او دائم، برای یار گریان است بهار آرزوهایش به تاراج خزان رفته گلستان جمال او، از این تاراج بی جان است زنی در شعرهای من، بدون عشق می میرد خدا در این غریبستان بر او پیوسته گریان است... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
مرا با تو رازی ست از شب ،تاریک تر از زمانه، اندوهگین تر. از صلح که حرف میزنی عشق، دست و پایش راگم می کند تورا با من راهی ست در پس کوچه های مرام در مرزی ،نا گسستنی در بن بست های زندگی ازبوسه حرف میزنی و زبان از تکلم باز می ایستد با من از حقیقت بگو تا حجله ی عشق از هلهله ی تنهایی اش دست کشد و اشتیاق ازبستر حزن متولد شود از آغوش که حرف میزنی پرندگان در حال پرواز بی حرکت و پرگشوده فرود می آیند با من از خورشید بگو تا آفتاب مایل را ، چنان بتاباند که سایه ی قرمزت ، بلند تر شود از بغض که می گویی تبسمم را به پلکت می چسبانم و از چشمانت مروارید صید خواهم کرد با من از حس ماهیان رود بگو مسافران تازه نفس دریایی که تو در آن تن شسته ای ... از باران که حرف می زنی شب و روز از یاد می رود نگاهت شبنمی رقصان می شود بر پوستم با من بیا به شهرهایی که تو را بامن ندیده اند به برج هایی که تنها از پرتاب بوسه هایمان از دور به جاودانگی عشقمان پی برده اند از رفتن که حرف میزنی بغض بین جنگ و صلح به پلکم بوسه می زند ! با من از لحظه های عریان بگو از معشوقه ی آخرت قول می دهم به اندازه ی تو ، دوست بدارمش ... _بگذار از دستانت از چهره ی ممنوعه ات در احساسی که تورا می پرستد پرتره ای خیره کننده بیآفرینم. ✍️ 📚 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
به تو گفتم که در این دورشدن ناچاری؟ سر به تأیید تکان دادی و گفتی: آری! عینِ مرگ است اگر بی تو بخواهد برود او که از جانِ خودت دوست تَرَش می داری ای که نزدیک تری از منِ دلتنگ به من! بینِ ما نیست به جُز فاصله ای اجباری من عروسِ توأم ای از من و آغوشم دور! خطبه را گریۀ من می کند امشب جاری زندگی چیست؟، به جُز خاطره ای افسرده زندگی چیست؟، به جُز رنج و غمی تکراری گله ای نیست به تنهاییِ خود دل بستم به غزل ؛گریۀ هر روز ، به شب بیداری روی دیوارِ دلم سایه ای از قامتِ توست مثلِ تنهایی من قدِّ بلندی داری! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh