در های و هویِ گرمِ خیابان مرا ببوس
در زیرِ این معلّقِ گریان مرا ببوس
هر جا که رفتی و هر وقت آمدی،
آهسته، نرم یا که شتابان مرا ببوس
اینجا رسومِ عاشقی از یاد رفته است،
حتّی شده به قیمتِ زندان مرا ببوس(!)
باران نمی زند، دگر آبی نمانده است
چون گرگِ دردمندِ بیابان مرا ببوس(!)
ما خسته ایم، لیک صدایی نمی کنیم،
در ابتدایِ این همه پایان مرا ببوس
انگار روزِ محشر آمده اما بدونِ مرگ(!)
روزی که محشر است، فراوان مرا ببوس
دریا به سجده آمده تا مقدمت عزیز،
ای ممکنِ دو عالمِ امکان، مرا ببوس...
🖌 الدوز منصور
📚 از دفتر: محشر آمد و تو نیامدی؛ حقّا که محشری!
🍁 @shernosh
بوسیدمش در جاده های مُرده ی بی روح
بوسیدمش در کوچه های پشت "لیلا کوه"
بوسیدمش هی زیر هر ابرِ کبودی که
توی خیابان های خیسِ "لنگرود"ی که
بارید از من مثل ابر خسته از باران
بارید از من تا خودِ "استخر لاهیجان"
خندید با من در جدال گرم بازی ها
خندید با من به تمام حال و ماضی ها
خندید با من در مسیر رفت تا برگشت
خندید با من در تمامِ پارک های "رشت"
بوسیدمش در کافه های خسته ی در راه
بوسیدمش از غم جلویِ درب دانشگاه
بوسیدمش در "رودسر" بر ماسه های داغ
بوسیدمش در شهر بعد از خوردنِ شلاق
آغوش وا کردیم اگر چه ترس هر سو بود
در سینما که شاهدِ عشقِ من و او بود
بوسیدمش هر شب سرِ پل های صدساله
بوسیدمش تا ساحلِ دریای "چمخاله"
بوسیدمش در روز های تلخ و سختی که
بوسیدمش بر کنده ی خشک درختی که
سخت و غریبانه گذر کردیم شب ها را
شامِ غریبان بود و می خوردیم لب ها را
با قلب های خسته ی حالی به حالی مان
با آن نگاه و لهجه ی بغضِ شمالی مان
🖌 مزدک نظافت
🍁 @shernosh
عشق گاهی مشق های کودکیست
حس بودن با خدا در سادگیست
عشق گاهی کیمیای زندگیست
عشق در گل راز ناپژمردگیست
عشق گاهی هجرت از من تا ما شدن
عشق یعنی با تو بودن ما شدن
عشق گاهی بوی رفتن می دهد
صوت شبناک تو را سر می دهد
عشق گاهی نغمه ای در گوش شب
عادتی شیرین به نجوای دو لب
عشق گاهی می نشیند روی بام
گاه با صد میل می افتد به دام
عشق گاهی سر به روی شانه ای
اشک ریز آخر افسانه ای
عشق گاهی یک بغل دلواپسی
عطر مستی ساز شب بو اطلسی
عشق گاهی هم حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند
🖌 لاادری
🍁 @shernosh
51M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 زیبا و شنیدنی
ره ميخانه ام بنما كه با خود بر سر جنگم
در خُمخانه را بگشا كه بس بيمار و دلتنگم
تو تا دوري زمن ساقي، چنان مجنون و حيرانم
كه دل فرسوده از هجران،کجا ساز خوش آهنگم؟
سرشتي از ازل ما را به سوداي مِي و مُطرب
كه غوغا مي كند در دل هواي ساغر و چنگم
بيا ساقي، بيا ساقي ز سوداي وصال تو
اگر تيرم زني بر سر، وگر بر سر زني سنگم
ز هجر تو من اي ساقي، چنين بي جان همي گردم
گهي مست و گهي مدهوش، در اين ميدان همي گردم
تو را گویم که تنهایی دوای زخم هجرانی
وصالت را مگیر از من، پی درمان همی گردم
تو را گویم که شیدایی، که من شیدای حیرانم
در این بازار آشفته، پی ایمان همی گردم
بیا ساقی تو جانم ده، شراب ارغوانم ده
هوای کوی رندانم، پی مستان همی گردم
#شاه_نعمت_الله_ولی
🍁 @shernosh
Daal Band Daal Band _ Ham Avaz.mp3
زمان:
حجم:
13.2M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب و این ساعت ترانه ای از #گروه_دال برای شما همراهان همیشگی کانال #شعرنوش آماده نموده ام که #هم_آواز نام دارد. امیدوارم مورد پسندتان قرار بگیرد.
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #هم_آواز
🎤 کاری از #گروه_دال
من در شهر تاریکی پنهانم
من راز شب بوها را می دانم
تو از چشمم دردم را می بینی
من از قلبت رازت را می خوانم
همراه من شو در طوفان سختی ها
ماه من شو در تیره بختی ها
آوازم شو تا فردای آزادی
سرشارم کن از شوق پیله کندن ها
تا صبح پروانگی رفتن ها
پروازم شو تا رویای آزادی
در دنیای سایه ها سرگردان و بی صدا
روز و شب میگردم تا پیدا کنم خورشیدم را
همراه من شو در طوفان سختی ها
ماه من شو در تیره بختی ها
آوازم شو تا فردای آزادی
سرشارم کن از شوق پیله کندن ها
تا صبح پروانگی رفتن ها
پروازم شو تا رویای آزادی
🍁 @shernosh
O.Hosein Monzavi003.O.Hosein Monzavi _ Majale Bouse.mp3
زمان:
حجم:
6.8M
♻️ نام شعر: #مجال_بوسه
✍️ شاعر: استاد #حسین_منزوی
🎤 #با_صدای_شاعر
📚 از آلبوم: #نهنگی_در_تنگ
📀 تهیه و تدوین: #آرتا_رحیمی
🔘 از #آرشیو_شخصی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی ست
و چشم هایت، شعر سیاه ِگویایی ست
چه چیز داری با خویشتن که دیدارت
چو قلّه های مه آلود، محو و رویایی ست
چگونه وصف کنم هیأت غریب تو را
که در کمال ظرافت، کمال والایی ست
تو از معابد مشرق زمین عظیم تری
کنون شکوه تو و بُهت من تماشایی ست
در آسمانه ی دریای دیدگان تو، شرم
گشوده بال تر از مرغکان دریایی ست
شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم
که خوابناک تر از عطرهای صحرایی ست
مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم
که این بلیغ ترین مبحث شناسایی ست
نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت
چنین که یاد تو زود آشنا و هر جایی ست
تو باری اینک از اوج بی نیازی خود
که چون غریبی من مبهم و معمّایی ست
پناه غربت غمناکِ دست هایی باش
که دردناک ترین ساقه های تنهایی ست
🍁 @shernosh
گر به خوابم نميآيي
پس اين بوي پرتقال از کجاست؟
اگر در رگهايم بال نميزني
چرا پروانهها رنگارنگ و قشنگند؟
و اگر بر زانوانم شيرينزباني نميکني
اين شعرها از کجا ميجوشد؟
سبز آبي کبود
بودن يا نبودنت
چه فرقي دارد؟
خيال خندههات
سرتاپاي مرا ارديبهشت ميکند
بانوي من
همچون شکوفههاي گيلاس
بوسههاي تو آن سوي آينه
لبهاي مرا بهشت ميکند
بگذار خيال کنم
آينه پر از نگاه توست
🖌 عباس معروفی
🍁 @shernosh
می خواهمت
از دورترین نقطه های دلتنگی ات
ای آشنا
برای تو دارم جان می دهم با قلمی که
ذهنم را درو می کند.
حواست کجاست؟
با تو هستم؛
ای بوسه های بر گلو نشسته،
عرض شانه هایت وسعت زندگی من است.
سینه ام در جوار سرت گرم می شود،
کسی کنارت
دلش همدرد دل اوست
کسی کنارت
آرزوهایش
شبیه آرزوهای اوست
همسایه شو با آغوشت
محکم بغلش کن
چه خیالی مثل من!؟
من رد بازوان تو را گرفته ام
ببین چقدر خوب دوست داشتن
از گلویمان پایین می رود.
دل نگهدار حس آرامشم!
قرار بر این شد از دلتنگی ات بکاهم
از دیوار عشقمان بالا بیا
جهان مشغول جنگ است
صلح کن و بگو حقوق بشر میان
بازوان من است
بی ریا
عریان تر از هر کسی
دیوانه باش
ما جنگ تن به تن هستیم
چشمانت را ببند و لحظه هایت را به
من بسپار؛
به منی که فقط برای تو می نویسد
تویی که همیشه
همه ی جهانی
نه یک نفر...
🖌 جابر فدایی
🍁 @shernosh