eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
زنی است که سیلی پاییز روی تنش شکوفه های بنفش می شود؛ و سپیدیِ زمستان روی موهایش شکوفه می کند! این شعر هرشب روی اجاق گاز جا می افتد؛ و هر صبح، عطرِ چاییِ پخش شده روی میزِ صبحانه می شود...! شبیه مادری که گوشه‌ی چادرش را به دندان گرفته، تا زندگی را داغِ داغ از تنور نانوایی بیرون بکشد...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
قهر کردم که دلم را تو به دست آوری و منِ تنهای فراموش، به یاد آوری و این حواسی که به من نیست، به من بسپُری و قدمی در پیِ آرامشِ من برداری‌... و بگویی که مرا بیش، نمی‌آزاری خسته‌ام، کو بغلت؟ دست مرا می‌گیری؟ قهر کردم که مرا باز به خود بسپاری... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
بیا مرا آغوش باش و به اندازه ی تمام دوستت دارم هایی که بدهکاری به خود بچسبان . نگاهم کن و از چشم هایم ناگفته هایم را بخوان تو نبودی و من با چشم هایت زندگی کرده ام از لب هایت بوسه نوشیده ام و در هوای داشتنت نفس کشیده ام دلتنگم بیا تا دلتنگی ام را در گهواره ی دستانت تاب دهم و تنهایی ام را در بستر آغوشت خواب کنم بیا مرا آغوش باش. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
Homayoun ShajarianHomayoun Shajarian _ Modara.mp3
زمان: حجم: 8.7M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ به دست آوردنِ کسی که دوستش داری، تازه اولِ ماجراست... "دوست داشتن نگهداری می خواهد..." ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
یک دکمه از پیراهنت وقتی که وا می‌شه می‌شه تموم آدمای شهرو شاعر کرد با دکمه‌ی دوم، بدون هیچ تردیدی دستور قتل خیلیا رو می‌شه صادر کرد آغاز جنگای جهانی توو همین لحظه س پس دکمه‌ی سوم شروع رسمی جنگه من تحت تاثیر نوار غزه ام، قطعا توو مشت من با دکمه‌ی بعدی دو تا سنگه ویروس‌های مستقر در دکمه‌ی پنجم تغییر می‌ده سیستم‌های دفاعی رو با رقص کُردی می‌کشونه تا سر کوچه جانباز خیلی درصد قطع نخاعی رو یک جنگ نرمه، دکمه‌های بعدی و بعدی پیراهنت یک مجلس شورای تشویشه با اتهامات زیادی روبرو هستی اخلال در نظم عمومی، شاملش می‌شه انگیزه‌ی یک انقلاب کاملاً شخصی در من چریک تازه‌کاری فکر تخریبه اشغال تو بی درد و خونریزی که ممکن نیست طرحِ نخستین کودتا، در دست تصویبه ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
از تنم تا تنش یک وجب بود وقت چسبیدن لب به لب بود عقل ! امّـا جدایی طلب بود بود ! امـّـا دخالت نمی کرد! عشق من ، لکه ی دامنش بود من حواسم به پیراهنش بود او حواسش به مرز تنش بود بود! امــّا رعایت نمی کرد!! آن شب از جان مستم چه می‌خواست دست او روی دستم چه می‌خواست وسوسه از شکستم چه می‌خواست تف بر این ارتجاع صعودی! دستش افتاد در موج موبم پاره شد جامه از رو به رویم! مانده ام از چه چیزی بگویم! آه یوسف! تو دیگر که بودی... عقل می‌گوید: « این کار زشت است » عشق می‌گوید: « این سرنوشت است ! اولین درب های بهشت است آخرین دکمه های لباســش! » باز کردم ! رسیدم به آتش! آتش ، امّــا برای سیاوَش! خیره در سرخیِ التماسش غرق در آبی چشم هایش من حواسم به او... او حواسش... آخرین دکمه های لباسش... آخرین دکمه های لباسش... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
جامه ی را به تن کن محبوبِ جنجالی من!! غوغا به پا کنیم از رقص گیسوانِ منُ دست‌های تو از تپشِ سینه ام با هر نگاهِ تو از غروبِ تو بر پیکرم از عطرِ حضورِ تو در سرم غوغا به پا کنیم از جمعه‌های عریان از جامه‌های بر باد آه محبوبِ جنجالی من!! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
سهم من از انتظار تماسی بود که به اشتباه با بهانه گرفته شد الو قطع نکن تا کمی نفس برسد من ناجوانمردانه سکوت مرگ شده ام مرا به یادبیاور دراولین برخورد شب شعربودو دیدار تو من در حیاط منتظرت بودم که آمدی حیات دیگری شکل گرفت تودرراه منتظرم بودی که وسط قدم هایت دویدم به امید دیدار مرا در دیدارهای بعد به یادبیاور که تهران این رفیق تمام راه از شرق تا غرب چه زلزله هایی را رد می کرد تا بهم برسیم شعرهایم یخ بندان تنهایی ست و عاشقانه هایی که به واسوخت تبدیل شده اند دستی برای گرم شدن نداشته اند مرا به یادبیاور کلماتی در من به جریان افتاده است که شدیداً نیاز به هوای تو دارند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
نمیدانم تا به حال صدایی بلندتر از صدای چشم هایمان شنیده ای؟ تا به حال کسی همزمان از دو پنجره عشق را به آغوش کشیده است؟ دلم می خواست دور از خیال می دیدمت قبل از غروب خورشید و قبل از طلوع شب... و نگاهم را به نگاهت میدوختم و هُرم نفسهای افسار گسیخته ات شبهایم را به جنون می رسانید. نمیدانم "تو" کجای این فاصله ها ایستاده ایی که که خنده های پر از تنهایی من دلتنگی کوچه ها را بیشتر می کند و از نبودنت گلهای شعمدانی پشت پنجره ی اتاقم پژمرده می شوند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
خیالی نیست اگر نیستی و دقایقم بودن تو را کم دارند خیالی نیست اگر بجای ترنمِ دلنواز صدایت ترانه‌ی تلخ تنهایی را برای سکوت سرکشم زمزمه میکنم خیالی نیست اگر پای یقینم لنگ میزند وُ تنِ ترک خورده‌ی باورم لباسِ شک پوشیده است خیالی نیست اگر دور از تو سر به شانه‌ی دیوار اتاق بغض‌هایم را بغل کرده‌ام و اشک‌هایم را پوشیده‌ام وَ صورت قلبم را با سیلی سرخ نگه داشته‌ام همه‌ی اینها خیالی نیست چون در کوچه پس کوچه‌های خیالم تمام دلتنگی‌ام را به دوش واژه‌ها میگذارم وُ به لطف شعر به هرآنجا که تو هستی سر میزنم جانم می‌بوسمت می‌پوشمت می‌نوشمت وَ تمام نبودن‌هایت را جبران میکنم ای ساکن دائمی کلبه‌ی مُحَقّرانه‌یِ خیالِ من.... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh
چرا تمام چهره‌ها چهره‌ی توست؟ مگر فراموشت نکرده‌ام! چرا در سَرم، تمام یادها یادِ توست؟ مگر فراموشت نکرده‌ام! چرا هر حسرتِ گذشته‌ام متعلق به تو و در هر آرزوی آینده‌ام تصویرِ توست مگر فراموشت نکرده‌ام! چرا در چشمم تو در گوشم تو در قلبم تو در روحم تو... مگر فراموشت نکرده‌ام! نه... نتوانستم چون در این نبرد منی که می‌خواهد به دوست‌داشتنت ادامه دهد بسیار بسیار قوی‌تر است از منی که تصمیم گرفته فراموشت کند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ❄️ @shernosh