یک دکمه از پیراهنت وقتی که وا میشه
میشه تموم آدمای شهرو شاعر کرد
با دکمهی دوم، بدون هیچ تردیدی
دستور قتل خیلیا رو میشه صادر کرد
آغاز جنگای جهانی توو همین لحظه س
پس دکمهی سوم شروع رسمی جنگه
من تحت تاثیر نوار غزه ام، قطعا
توو مشت من با دکمهی بعدی دو تا سنگه
ویروسهای مستقر در دکمهی پنجم
تغییر میده سیستمهای دفاعی رو
با رقص کُردی میکشونه تا سر کوچه
جانباز خیلی درصد قطع نخاعی رو
یک جنگ نرمه، دکمههای بعدی و بعدی
پیراهنت یک مجلس شورای تشویشه
با اتهامات زیادی روبرو هستی
اخلال در نظم عمومی، شاملش میشه
انگیزهی یک انقلاب کاملاً شخصی
در من چریک تازهکاری فکر تخریبه
اشغال تو بی درد و خونریزی که ممکن نیست
طرحِ نخستین کودتا، در دست تصویبه
✍️ #ناصر_ندیمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
از تنم تا تنش یک وجب بود
وقت چسبیدن لب به لب بود
عقل ! امّـا جدایی طلب بود
بود ! امـّـا دخالت نمی کرد!
عشق من ، لکه ی دامنش بود
من حواسم به پیراهنش بود
او حواسش به مرز تنش بود
بود! امــّا رعایت نمی کرد!!
آن شب از جان مستم چه میخواست
دست او روی دستم چه میخواست
وسوسه از شکستم چه میخواست
تف بر این ارتجاع صعودی!
دستش افتاد در موج موبم
پاره شد جامه از رو به رویم!
مانده ام از چه چیزی بگویم!
آه یوسف! تو دیگر که بودی...
عقل میگوید: « این کار زشت است »
عشق میگوید: « این سرنوشت است !
اولین درب های بهشت است
آخرین دکمه های لباســش! »
باز کردم ! رسیدم به آتش!
آتش ، امّــا برای سیاوَش!
خیره در سرخیِ التماسش
غرق در آبی چشم هایش
من حواسم به او... او حواسش...
آخرین دکمه های لباسش...
آخرین دکمه های لباسش...
✍️ #ناصر_ندیمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
جامه ی #جمعه را به تن کن
محبوبِ جنجالی من!!
غوغا به پا کنیم
از رقص گیسوانِ منُ دستهای تو
از تپشِ سینه ام
با هر نگاهِ تو
از غروبِ تو بر پیکرم
از عطرِ حضورِ تو در سرم
غوغا به پا کنیم
از جمعههای عریان
از جامههای بر باد
آه محبوبِ جنجالی من!!
✍️ #نیکی_فیروزکوهی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
سهم من از انتظار
تماسی بود
که به اشتباه با بهانه گرفته شد
الو قطع نکن تا کمی نفس برسد
من ناجوانمردانه
سکوت مرگ شده ام
مرا به یادبیاور
دراولین برخورد
شب شعربودو دیدار تو
من در حیاط منتظرت بودم
که آمدی حیات دیگری شکل گرفت
تودرراه منتظرم بودی
که وسط قدم هایت دویدم
به امید دیدار
مرا در دیدارهای بعد به یادبیاور
که تهران
این رفیق تمام راه
از شرق تا غرب
چه زلزله هایی را رد می کرد
تا بهم برسیم
شعرهایم یخ بندان تنهایی ست
و عاشقانه هایی که به واسوخت تبدیل شده اند
دستی برای گرم شدن نداشته اند
مرا به یادبیاور
کلماتی در من به جریان افتاده است
که شدیداً نیاز به هوای تو دارند.
✍️ #منیره_حسینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
نمیدانم
تا به حال صدایی بلندتر از صدای
چشم هایمان شنیده ای؟
تا به حال کسی همزمان از دو پنجره
عشق را به آغوش کشیده است؟
دلم می خواست دور از خیال
می دیدمت قبل از غروب خورشید
و قبل از طلوع شب...
و نگاهم را به نگاهت میدوختم
و هُرم نفسهای افسار گسیخته ات
شبهایم را به جنون می رسانید.
نمیدانم "تو"
کجای این فاصله ها ایستاده ایی که
که خنده های پر از تنهایی من
دلتنگی کوچه ها را بیشتر می کند
و از نبودنت
گلهای شعمدانی پشت پنجره ی
اتاقم پژمرده می شوند.
✍️ #مینو_پناهپور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
خیالی نیست اگر نیستی و دقایقم بودن تو را کم دارند
خیالی نیست اگر بجای ترنمِ دلنواز صدایت
ترانهی تلخ تنهایی را برای سکوت سرکشم زمزمه میکنم
خیالی نیست اگر پای یقینم لنگ میزند وُ
تنِ ترک خوردهی باورم
لباسِ شک پوشیده است
خیالی نیست اگر دور از تو
سر به شانهی دیوار اتاق
بغضهایم را بغل کردهام و
اشکهایم را پوشیدهام
وَ صورت قلبم را با سیلی سرخ نگه داشتهام
همهی اینها خیالی نیست
چون در کوچه پس کوچههای خیالم
تمام دلتنگیام را به دوش واژهها میگذارم وُ به لطف شعر
به هرآنجا که تو هستی سر میزنم جانم
میبوسمت
میپوشمت
مینوشمت
وَ تمام نبودنهایت را جبران میکنم
ای ساکن دائمی کلبهی مُحَقّرانهیِ خیالِ من....
✍️ #مجتبی_خوش_زبان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
چرا تمام چهرهها چهرهی توست؟
مگر فراموشت نکردهام!
چرا در سَرم، تمام یادها یادِ توست؟
مگر فراموشت نکردهام!
چرا هر حسرتِ گذشتهام متعلق به تو
و در هر آرزوی آیندهام تصویرِ توست
مگر فراموشت نکردهام!
چرا در چشمم تو
در گوشم تو
در قلبم تو
در روحم تو...
مگر فراموشت نکردهام!
نه... نتوانستم
چون در این نبرد
منی که میخواهد به دوستداشتنت
ادامه دهد
بسیار
بسیار
قویتر است
از منی که تصمیم گرفته فراموشت کند.
✍️ #فرشته_رضایی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
از ستاره ها دورتر نمی روم
تو همین جا منتظر باش
به گنجشک ها گفته ام
هوای دلتنگی ات را داشته باشند
تا من برگردم
جایی میان همین ستاره ها
چمشه ای ست
پوشیده از علف های نقره ای
مگر تو نمی خواستی زیر نور ماه بنشینی
و درخت ها و گربه ها و شیروانی های نقره ای را
- تماشا کنی؟
ماه،
از آب همین چشمه نوشیده است
که این همه مهتابی ست
کنار پنجره منتظرم باش!
✍️ #حافظ_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
گفت: اگه یه ماشینِ زمان داشتی
باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟
دستامو دورِ لیوان چای
سفت حلقه کرده بودم،
نگاش کردم،
گفتم: هیچکدوم
گفت: دِ بگو دیگه؟
یکیشونو انتخاب کن!
گفتم: اگه ماشین زمان داشتم،
نه میرفتم گذشته
نه میرفتم آینده .
گفت: پَس چیکار میکردی دیوونه؟
گفتم: زمان رو همینجا متوقِف میکردم
وُ
تا ابد به بهونهیِ سرد شدن
این فنجونِ چای
همینجا پیش تو میموندم.
✍️ #بابک_زمانی
📚 #بعد_از_ابر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
تو را چون قاصدک
می بینمت
بربال رقصان پرستوها
تو لبریزی
پر از تاب و تبِ
تبریزِ وَهم انگیز
نشاطِ صبحگاهِ
رشت و لاهیجان
و چالوسی
تمامی روح تن آسای
ساحل های شیدای
دل آرامِ چَلَک هستی
تو سی سَنگان و بِهشهری
نسیم دلکش
حیران
هوای مُشک بیز
شاهرودو خوابِ
شبهای خراسانی
نفیرِ التماسِ بانگ های
موج موج از قابِ
پژواک ِ بلنداهای نَقّاره
کِلِ فردوسیِ آن قائنات
سرخِ یاقوتی ِ تو
چون زعفران های لبانت
خُرّم و جوشان
نسیم دلکش
موهای خردادی تو
بیجار
نفس های اهورایی تو
چون هیدج و زنجان
قد و بالای تو
حُسن و کمالِ سُهرِوَردو
آذر آبادِ تپش های
درونت نازهایی از
شُکوهِ خاکِ سُلطانیه ی
اسرار
کلیم واژه هایت
انقلابی از گلاب
ناب کاشانی
فرح انگیز سمایت
تمامی چلستون اعجاز
شبیخونِ فرنگیسِ هنر
در مقدمت بی تاب افتاده
ملک شهری به پابوست
گریبان چاک
شفق چالاک
و من در وَهم این ادراک
تباهم بس ، هلاک از
دادِ بلوایِ بلند آبادِ آبانت
بیانت شهرضا
نقش تپش های تو
آباده
هوای عنبرین دلکش
جادوی گامِ آن
لبانت صد هلو
از باغسارانِ
نفس آلود شَند آباد
تپش های حضورت
قاصدک های امیدیه
کتاب مهربان
شعرهایت
جلد جلد از
حسِ احساسِ
رضاییه ؛ ارومیه
نگاهت حافظیه
غُرش رعدِ کلامت
سوسوی صبح سحرگاه
سپیداران قصردشت
بادبادک های افکارت تمامی
صد مسافر
از گناوه ، کاکی و دشتی
تب تشباد قصد تیربارانت
نماد یک بغل بوشهر
سرورِ روشنِ بیدارِ ذهنِ تو
تمامی بختیاری
از دیارِ شهرکردو بِن
دیار فخر، فُرخ شَهر
از سامان
تب تند غزلهای شبانت
باغ های پسته ی کرمان
طلوع سبز سیری ناپذیر
جلوه ی مستت
انار وفاریاب و
فهرج و ریگان
دل آرامی آرامِ حضورت
تنگناهای نفس در سینه ی
محبوسِ خوزستان
تنت اهواز
آواز قیامت شوش
گفتار جبینت بهبهبان
نفس حضورت شوشتر
گل های گیسو یی ت اندیمشک
لبخند تو سوسنگرد
گل اندام وجودت
زاهدانی حَظّ
شبان خاطراتت
عطسه ی عصیان زابل
انحنای درد
تلاش بی امان فصل های
دستهایت باب مینو
شوق شور انگیر مستانت
تمامی دلنشینِ تاک های
چشمکِ قزوینِ تابستانِ تاکستان
بلندای حضورت
همتِ داراب و
استهبانِ غمِ بیزِ
نفگسیرِ اَمردادی تو
صد کازرونی آه...
آهی مملو از
بی تابی آبادشاپورو
دو رَج حس از قوامی
بر جَبین روزهای ناب پیشین ...
روزگارانِ سترگ درد
فصلی سرد ...
و آغوشی که بوی عِطر
گلشن دارد از
اسرار بیداری غمبار
بشاگردِ غزل آباد تو
فصل سپیدی در
خمیر خمره قشم و
فراسوهای احساسات
مردی بیقرار از جنس
بهمن ماه در اسفند
✍️ #علیرضا_ناظمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh
Naser Abdollahi Naser Abdollahi _ Bahar Bahar.mp3
زمان:
حجم:
12.3M
🔹 #بهار_بهار
🔸 #ناصر_عبداللهی
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
حتّی اگر خودت بروی،
جای صدایت روی تمامِ
زندگیام باقی میماند...
✍️ #چیستا_یثربی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
❄️ @shernosh