eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
به عمق جان می فشارمت با تمام وجود، محکمتر کن حصار دستانت را که عطر تنت به خورد جانم برود...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
داشتم از اين شهر مي رفتم صدايم کردي جا ماندم از کشتي اي که رفت و غرق شد! البته اين فقط مي تواند يک قصه باشد در اين شهر دود و آهن دريا کجا بود که من بخواهم سوار کشتي شوم و تو صدايم کني! فقط مي خواهم بگويم تو نجاتم دادي تا اسيرم کني! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
Fereydoun ForoughiFereydoun Foroughi _ Niyaz.mp3
زمان: حجم: 10.1M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ باد ورق های دفتر شعرم را با خود برد...! فردا تمامِ شهرعاشقت می شوند! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
گفتم مرا هم ببر جای زیادی نمی گیرم گوشه چمدانت، توی جیب کتت، نه... اصلاً فقط نامم را بنویس گوشه یکی از کتاب هایی که هرگز نمی خوانیش... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
بعد از سالها اتفاقى، دقيقاً آنجا كه جانَم به لب رسيده بود تا فراموشش كنم، ديدَمَش... همانجايی كه پاتوقِ تمامِ عاشقانه هايمان بود! دست در دستِ مردى كه عجيب شبيه من؛ مدلِ عينكش موهايش لباس پوشيدنش لبخندش راه رفتنش... هر دو خشكمان زد زمان گير كرده بود و انگار عقربه ها هم باورشان نمی شد اين اتفاق را... يك دستش را همسرش قفل كرده بود و دستِ ديگرش را پسرى كه شيرين ترين بچه ى دنيا بود! نشستند ميزِ پشتِ سرم اين عجيب ترين فاصله اى بود كه در عينِ نزديكى داشتيم اسم من را صدا زد! برگشتم اما... پسرش جوابش را داد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
در من اُستان هایی ست که سخت حالشان خراب است سفرهای استانی ات کی آغاز می شود وعده های آبدار؟! آباد که نمی کنی... لااقل برای یادگار کُلنگی بزن و برو! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
زن های زیادی شبیه تو لبخند میزنند راه می روند حرف می زنند اما هیچ زنی شبیه تو در شعر های من نمی رقصد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
گیسوهایت ادامه ی شعرهای بلند جهانند که وقتی بر صورتت می افتند لب هایت این شکوفه های گیلاس مزه ی دوستت دارم می گیرند... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
نمی دانم نور از آفتاب است یا از تو فقط می دانم صبح بخیر هایت دنیای مرا نورانی می کند. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
باید عاشق شد و خواند باید اندیشه‌کنان پنجره را بست و نشست پشت دیوار کسی می‌گذرد، می‌خواند: باید عاشق شد و رفت... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
اگر می‌دانستی که درد من برای دوست داشتن تو چه عمقی دارد و اشتیاق من برای امیدوار بودن در آن ساعت پرثمر هنگامی که وارد دنیای تو می‌شوم در خلسه‌ای عمیق همه‌چیز در نظرم فرو می‌ریزد. اگر می‌دانستی اشک‌های تلخ تا چه حد زلال هستند و نیایشی تازه در شب‌های روشن که نبودِ دردناک تو هر آن به یادم می‌آورد عهدی که قلبت بسته است. اگر می‌دانستی این نبودِ وصف‌ناپذیر تا چه حد دردناک است و این حضورِ نامرئی که خود را همچون تیری به سمت آن پرت می‌کنم در جستجوی تو دنیای تو را با تصویری از رویایم باز می‌سازم. ✍️ 📚 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh