eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
داشتم از درد به خود می پیچیدم... همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قِر می دهی! و سالهاست... رقاصِ پُردرد خیابان هایم! ✍️ در این گوشه از جهان من از عقل جن نیز فرسنگ‌ها دورم... ✍️ همه می پرسند حالت چطور است؟ هیچ کس نمی پرسد، بالت؟ ✍️ از رفتنت دهان همه باز... انگار گفته بودند: پرواز پر واز ✍️ پور 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
دسته گلی می‌خرم برای خودم امروز از جانب کسی که کوتاه می‌کند شاخه‌ام ✍️ گفت: احوالت چطور است؟ گفتمش: عالی است مثل حال گل! حال گل، در چنگ چنگیز مغول! ✍️ شهر در انتظار شب است بانو! گل سرت را باز کن... ✍️ ای دوست این روزها با هر که دوست می شوم احساس می کنم آنقدر دوست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
امّا با این همه تقصیر من نبود که با این همه... با این همه امید قبولی در امتحان ساده‌ی تو رد شدم اصلاً نه تو، نه من! تقصیر هیچ‌کس نیست از خوبی تو بود که من بد شدم! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
Parvaz HomayParvaz Homay _ Mahe Man.mp3
زمان: حجم: 10.6M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم! فضای اتاق برای پرواز کافی نبود... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
از بهار تقویم می ماند از من استخوانهایی که تو را دوست داشتند... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
این روزها که می‌گذرد شادم این روزها که می‌گذرد شادم که می‌گذرد این روزها شادم که می‌گذرد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
با رفتن تو به زندگی کردم پشت من ماندم و حلقه ی طنابی در مشت بگذار که فردا برسد می شنوی دیروز غروب، شاعری خود را کشت ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
دنیا دست خوابگردانها بود صحرا مست سراب گردانها بود مشتی تخمه دهانشان را بسته است و این قصه ی آفتابگردانها بود ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها را تماشا کند و اگر اصرار کرد، بگویید برای دیدن ِ طوفان ها رفته است! و اگر باز هم سماجت کرد، بگویید رفته است تا دیگر بازنگردد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
به خانه می رفت با کیف و با کلاهی که بر هوا بود چیزی دزدیدی؟ مادرش پرسید، دعوا کردی باز؟ پدرش گفت، و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد به دنبال آن چیز که در دل پنهان کرده بود، تنها مادربزرگش دید گل سرخی را در دست فشرده کتاب هندسه اش و خندیده بود. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh
برای من دوست داشتن آخرین دلیل دانایی است امّا هوا همیشه آفتابی نیست عشق همیشه علامت رستگاری نیست و من گاهی اوقات مجبورم به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم چقدر خیالش آسوده است چقدر تحمل سکوتش طولانی ست چقدر... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } ☘️ @shernosh