چشم زیبای تو یک "سور" به "آهو" زده است
و تب و تاب تنت طعنه به شب بو زده است
شک ندارم که پس از خلق تو یک لحظه خدا
ناگهان از ته دل بانگ "اَنا الهو" زده است
آسمان جای دو خورشید و دو مهتاب نداشت
و خدا دست به یک "خلق دو پهلو" زده است!
از مورخ نسب اش را که شبی پرسیدم
هفت پشت نسب اش را به "پرستو" زده است
بخدا روح من از شعر خبردار نبود...
او لب پنجره ای شانه به "گیسو" زده است
✍️ #احمد_جم
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
بدنت یک نماد ِزیبایی ست..
خالق ِاین الهه آیا کیست؟
نوع ِپیچیده ای ز هندسه ای...
راز این پیچ و تاب ِزیبا چیست؟
قوس ِابرو به سمت ِبالا خم..
چشمها "جام"و مردمکها "جم"
پلک هایت شبیه زلزله و..
در نگاهت خرابه های "بم"
عمق ِچشمت تپانچه ی "تاتار..."
پیچ ِموها شبیه ِحلقه ی دار
زلف را هر زمان که می بندی...
می شوی مثل دختر ِ"قاجار"
بدنت زیستگاه ِزنبور است...
و زبان شهد ِناب ِانگور است
تارهای صوت ِحنجره ات...
مثل سیم ِسه تار و سنتور است
از لبانت عسل سرازیر است
رنگ ِلبها اناری ِسیر است
جای دندان،ردیف ِحبه ی قند...
در دهانت نبات و انجیر است
خنده هایت زمان ِرقاصی...
بهترین سوژه های عکاسی
از کمر تا به ساق پاهایت...
مثل قلیان ِ"شاه ِعباسی"
گونه ها چاله های مریخی...
خال ِلب،خط ِجالب ِمیخی
از کدامین هزاره آمده ای...
شاهکار ِنجیب ِتاریخی
گردنت مرمر ِبلورین است...
پوستت صاف و فاقد ِچین است
از نژاد قطاب و خرمایی...
بوسه هایت چقدر شیرین است
بدنت مثل جاده ی "چالوس..."
کمرت جزر و مد ِاقیانوس
شانه ها آبشار "ماهاران..."
قد و بالا شبیه ِدختر "روس"
دستهایت شروع یک چالش...
گرم و نرم و پر از تب و خواهش
بین بازوی تو چه دنیایی ست...
بغلت انتهای ِآرامش
مثل ِشعری و واژه پردازی...
بس که زیبا رُخی و طنازی
می نویسم جهان بداند که...
نازنینم "الهه ی نازی"
چشم ِبد،دور از این غزلپاشی
از چنین طرح ِناب ِنقاشی
کاش می شد که تا ابد بانو...
سهم ِآغوش ِگرم ِمن باشی
✍️ #مسعود_محمدپور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بیبنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق میبینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا میکند در سر خیال خواب دوشینم
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بیغلط باشد که حافظ داد تلقینم
✍️ #حضرت_حافظ
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
سر زلف خود بگیری همه پیچ و خم برآید
دل ریش من بکاوی همه درد و غم برآید
تو ازآن سخن که گویی و از آن میان که داری
به میان خوب رویان سخن از عدم برآید
چو جهانیان به زلف توسپردهاند خاطر
سر زلف خود مشوران، که جهان بهم برآید
ز غم تو در لحد من به مثابتی بگریم
که ز خاک من بروید گل سرخ و نم برآید
چو حدیث بوسه گویم نبود یکی به سالی
چو سخن ز غصه رانم دو به یک شکم برآید
به مخالفم خبر کن که: مقیم این درم، تا
نکند شکار صیدی که ازین حرم برآید
مکن، اوحدی، شکایت، که نمیرسی به کامی
تو مرید درد او شو، که مراد کم برآید
✍️ #اوحدی_مراغه_ای
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم
که سرنوشت درختان باغمان تبر است...
✍️ #سید_مهدی_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
.
تو رفتی و غزلم پای عشق جان میداد
شبی که شانه شعر مرا تکان میداد
تو رفتی و نگهم کوچه کوچه ناآرام
تراس چشم تو را توأمان نشان میداد
چه کرده بود حضورت تمام ثانیهها
زمان به وقت تو در ماذنه اذان میداد
هنوز بوی غذای تو در مشام من است
هنوز گوشه ذهنم چه بوی نان می داد
بیا دوباره به تصمیم ماندنت باش و
نگو زمانه تو را جام و شوکران میداد
دوباره سمت افقهای بیکران برگرد
بیا که نقشه نشانی اصفهان میداد
🖊 #علیرضا_ناظمی
▫️ #غزل
📚 #پنجره_رویایی_من
💠 باما همراه باشید در
کانال ادبی "شعرهای باران خورده"
🔸️ @alireza_nazem
🔸️ @sherhaye_baran_khorde
ببخش ای غرور کوچکم!
ببخش گر چه _
_ خیسِ اضطرابِ پایِ عابرانِ غایبی
ببخش من هنوز هم،
برای عشق رفته ام،
ترانه های نذر کرده پخش می کنم...!
✍️ #محبوبه_وطن_خواه
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
✍️ #قیصر_امین_پور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #اربعین
▫️سؤال و جواب "فارسی"
▫️ دختر امام حسین با امام حسین (ع)
✍️ شاعر #منصور_کلامی_فرد
🎶 موسیقی متن #حسین_علیزاده
🎙 صداخوانی #نوا_مصطفوی و #منصور_کلامی_فرد
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍀 @shernosh
Nava & KalamiFardNava & KalamiFard _ Arbaein.mp3
زمان:
حجم:
15.8M
🔹 نام اثر #اربعین
✍️ شاعر #منصور_کلامی_فرد
🎙 صداخوانی #نوا_مصطفوی و #منصور_کلامی_فرد
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
سؤال:
اربعین است ای پدر برخیز طفلان آمدند
با دل مُصطَر ببین از شام ویران آمدند
ساربان در راه می زد خردسالان را به کین
بر سر قبرت عزاداران پریشان آمدند
جواب:
ای عزیز قلب من بر کربلا خوش آمدید
با ادب زوار بر دشت بلا خوش آمدید
روی زیبایت ز جور خَصم گشته نیلگون
ای شبیه مادرم بر نینوا خوش آمدید
سؤال:
ما پناه اینجا به قبر اطهرت آورده ایم
کاسه های آب را بر اصغرت آورده ایم
گو پدر بر اکبرت برخیزد و بیند چه سان
مَشک را با اَشک پر کرده بَرَت آورده ایم
جواب:
دخترم آن آب را خود نوش کن چون پر بهاست
اصغرم سیراب از آب طَهور کِبریاست
مشک عباسم اگر از اشک طفلان پر شده
چون گلابی، بر مزارم ریز چون روز عزاست
سؤال:
گر رقیه در خرابه ماند عمه پیر شد
خواهرم با دیدن راست زدنیا سیر شد
آب آوردند بر طفلان آل مصطفی
لیک بر پای رُباب بی نوا زنجیر شد
جواب:
دخترم ای نور چشمان پدر شیون مکن
گَشته از بهر رقیه دیده تر شیون مکن
آن شبی که آب آوردند بر طفلان زار
بود خالی جای اصغر خوش سِیَر شیون مکن
سؤال:
بر وجودت تیر عدوان خورد یا شمشیر تیز
ای پدر گر زخم هایت دَرد دارد بر نخیز
من حجابم را سلاحم می کنم چون عمه ام
گر شود در راه دین جسمم چو قاسم ریزِ ریز
جواب:
زخم های بیشماری گر به تن جا مانده است
بابِ تو با این شَمایل بر حضورش خوانده است
آن حجابی که به سر داری نشان عفت است
حفظ کن ای دخترم آری زِ زهرا مانده است
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh