من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یك دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
✍️ #قیصر_امین_پور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #اربعین
▫️سؤال و جواب "فارسی"
▫️ دختر امام حسین با امام حسین (ع)
✍️ شاعر #منصور_کلامی_فرد
🎶 موسیقی متن #حسین_علیزاده
🎙 صداخوانی #نوا_مصطفوی و #منصور_کلامی_فرد
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍀 @shernosh
Nava & KalamiFardNava & KalamiFard _ Arbaein.mp3
زمان:
حجم:
15.8M
🔹 نام اثر #اربعین
✍️ شاعر #منصور_کلامی_فرد
🎙 صداخوانی #نوا_مصطفوی و #منصور_کلامی_فرد
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
سؤال:
اربعین است ای پدر برخیز طفلان آمدند
با دل مُصطَر ببین از شام ویران آمدند
ساربان در راه می زد خردسالان را به کین
بر سر قبرت عزاداران پریشان آمدند
جواب:
ای عزیز قلب من بر کربلا خوش آمدید
با ادب زوار بر دشت بلا خوش آمدید
روی زیبایت ز جور خَصم گشته نیلگون
ای شبیه مادرم بر نینوا خوش آمدید
سؤال:
ما پناه اینجا به قبر اطهرت آورده ایم
کاسه های آب را بر اصغرت آورده ایم
گو پدر بر اکبرت برخیزد و بیند چه سان
مَشک را با اَشک پر کرده بَرَت آورده ایم
جواب:
دخترم آن آب را خود نوش کن چون پر بهاست
اصغرم سیراب از آب طَهور کِبریاست
مشک عباسم اگر از اشک طفلان پر شده
چون گلابی، بر مزارم ریز چون روز عزاست
سؤال:
گر رقیه در خرابه ماند عمه پیر شد
خواهرم با دیدن راست زدنیا سیر شد
آب آوردند بر طفلان آل مصطفی
لیک بر پای رُباب بی نوا زنجیر شد
جواب:
دخترم ای نور چشمان پدر شیون مکن
گَشته از بهر رقیه دیده تر شیون مکن
آن شبی که آب آوردند بر طفلان زار
بود خالی جای اصغر خوش سِیَر شیون مکن
سؤال:
بر وجودت تیر عدوان خورد یا شمشیر تیز
ای پدر گر زخم هایت دَرد دارد بر نخیز
من حجابم را سلاحم می کنم چون عمه ام
گر شود در راه دین جسمم چو قاسم ریزِ ریز
جواب:
زخم های بیشماری گر به تن جا مانده است
بابِ تو با این شَمایل بر حضورش خوانده است
آن حجابی که به سر داری نشان عفت است
حفظ کن ای دخترم آری زِ زهرا مانده است
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
🔹 نام اثر #عشق_جاداسی "ترکی"
✍️ شاعر #منصور_کلامی_فرد
🎶 مداح #علیرضا_اسفندیاری
🎙 صداخوانی #منصور_کلامی_فرد
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍀 @shernosh
Mansor KalamiFardMansor KalamiFard _ Eshgh Jadasi.mp3
زمان:
حجم:
13.5M
🔹 #عشق_جاداسی "ترکی"
✍️ شعر و سَس #منصور_کلامی_فرد
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
طوفان اربعین دی و یا محشرین گونی
یا - یا حسین - مفارقت حیدرین گونی
مین دورت یوز ایل گیچیب غمیوه عادت اِتمیوب
تاریخ آغلیوب سنه ، بیراهه گیتمیوب
هر اتفاق دوره سی بیر نچه گوندی بس
اما سنون غمون ابدی دور نَفس نَفس
هر یرده وار عزا حرمیندی که بسلنور
هر بیر قوجا غلام ئوزی جابر دی سسلنور..
جابر لباس حجیوی گی کربلا یه گیت
کعبه ایدور طواف اورانی دور صفایه گیت
بو یر نه کعبدی که اولا خانه ی خدا
الله قانی آخیب بو یره چوخ دا پُر بها
جابر بیر آز وقوف ایله غم سرزمینیدی
آغلا حسین یارالی دی زینب حَزینیدی
گیتمه کناره بوردا حسین بی کفن یاتوب
اکبر یانیندا اصغریله کامینه چاتوب
خنجر کسنده حنجرینی عالم آغلیوب
زهرا اوحاله ناله ایدوب سینه داغلیوب
جابر کنار علقمه ده سرو قد یاتیپ
اوز عهدینه وفا ایلیوب قانینه باتیپ
عباس کیمدی نور دل ایکی فاطمه
باغ وفاده طُرفه گول ایکی فاطمه
" منصور" سن سلام ایله جابر گِیدن یولا
سیل لر کیمی پیاده مسافر گیدن یولا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh
حكم در دست شما نيست ولی سر هستيد
داغ يك غزوه نداريد، پيمبر هستيد
با شما هستم، اگر جنگ صليبی كرديد
دست در خون دل اين همه بی بی كرديد
لا اقل بُر بزنيد آس به ما هم برسد
قطره ای جرعه ی عباس به ما هم برسد
اين همه دست يكی نيست قبولم باشد
آيه ی ديگری از شأن نزولم باشد
سهم من چيست مگر؟! صندلی دار شما
عكس ترحيم من و سينه ی ديوار شما
خانه بر دوش غزل هستم و می گردم من
حاج زنبور عسل هستم و می گردم من
داده ام پيش تر از من خبرم را ببَرند
دل افتاده به خون جگرم را ببَرند
خواستم مضحكه ی شهر شود اين همه حرف
حرف هايی كه قرار است سرم را ببرند
ديگرم زخم نزن داس تو را می دانم
قسم حضرت عباس تو را می دانم
دل نده نامه نده شعر نخوان ليلا جان
ديگر از چشم من افتاده جهان ليلا جان
روزگاری ست همه عرض بدن می خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند
ديو هستند ولی مثل پری می پوشند
گرگ هايی كه لباس پدری می پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر می سنجند
عشقها را همه با دور كمر مي سنجند
خب طبيعی ست يك روزه به پايان برسد
عشق هايی كه سرِ پيچِ خيابان برسد
صبح يك روز من از پيش خودم خواهم رفت
بی خبر با دل درويش خودم خواهم رفت
می روم تا درِ ميخانه كمی مست كنم
جرعه بالا بزنم آنچه نبايست كنم
بی خيال همه كس باشم و دريا باشم
دائم الخمرترين آدم دنيا باشم
آنقدر مست كه اندوه جهانم برود
استكان روی لبم باشد و جانم برود
ساقيا در بدنم نيست توان، جام بده
گور بابای غم هر دو جهان، جام بده
برود هر كه دلش خواست شكايت بكند
شهر بايد به من الكلی عادت بكند
✍️ #جابر_نوری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh