هدایت شده از شعرنوش
🔹 نام اثر #تانگو
✍️ نوشته و اجرا #هایده_بختیاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍁 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Hayedeh BakhtiariHayedeh Bakhtiari _ Tango.mp3
زمان:
حجم:
8.3M
🔹 نام اثر #تانگو
✍️ نوشته و اجرا #هایده_بختیاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🌐 در سایت از طریق لینک زیر بشنوید:
https://artarahimi.blogsky.com/1403/08/08/post-80/%d8%aa%d8%a7%d9%86%da%af%d9%88-%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%aa%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c
🍁 @shernosh
نه مرادم نه مریدم
نه پیامم نه نویدم
نه سلامم نه علیکم
نه سیاهم نه سپیدم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمایم نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته و برده ی دینم
نه سرابم ، نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم نه فرستاده ی پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم
نه چنین است سرنوشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم:
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به های است ونه هو
نه به این است ونه او
نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنَود این راز گهر بار جهان را:
آنچه گفتند و سرودند
تو آنی
خودِ تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن، نقطه ی عشقی
تو اسرار نهانی همه جا
تو نه یک جای
نه یک پای
همه ای با همه ای هم همه ای
تو سکوتی تو خودِ باغ بهشتی
ملکوتی
تو به خود آمده از فلسفه ی چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک خدایی
نه که جزیی
نه چون آب در اندامِ سبویی
خودِ اویی
به خود آی تا به در خانه ی متروکه ی هر عابد و زاهد ننشینی
و به جز روشنی و شعشعه ی پرتوی خود هیچ نبینی
و
گُلِ وصل بچینی
✍️ #علی_حیدری_فارسانی
📚 از مجموعه ی #بوی_نور (انتشارات پژوهه)
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
تم آوای کلیسا، وهم نجواهای بودا
ورد معبدای هندو، جرأت انکار خدا
خط مبهم کتیبه، باغ های سبز بابل
طاق های تخت جمشید، ناله های ویولن سل
فکر فلسفه فریبی، هنر و تاریخ و عرفان
بازی تولد و مرگ، احتمال صفر امکان
به دنیا اومدم تا، عاشقت باشم
مکث کن آقای تاریخ، قدرت و ثروت و شهرت
امپراتوری تزویر، محنت و لعنت و وحشت
من جهان بینی ندارم، من الفبای جدیدم
من فقط عشق، فقط تو، من به آرامش رسیدم
قرن ها میان و میرن، یه چرا بدون پاسخ
من و تو هزار سال بعد، عشق، زندگی، تناسخ
به دنیا اومدم تا، عاشقت باشم
✍️ #مهیار_کاظم_زاده
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
بـه چـه می اندیشی؟
بـه زمین یا به زمــان؟
به نگاهـم که در آن... هــاله ی غـم
چـو پرستـوی سیـاهی ز کـران تـا بـه کـران
بـال گستـرده در ایـن دشت سکـوت
بـه چـه می اندیشی؟
بـه هـم آغـوشی من بـا غمهـا
یـا بـه این رشته ی مـرواریـدی
که ز چشمـم ریـزد؟
بـه چـه می اندیشی؟
کاش می دانستـم
بـه چـه می اندیشی؟
✍️ #لاادری
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
دل من باز گريست،
قلب من باز ترك خورد و شكست،
باز هنگام سفر بود و من از چشمانت مي خواندم
كه به آساني از اين شهر سفر خواهي كرد،
و از اين عشق گذر خواهي كرد،
و نخواهي فهميد،
بي تو اين باغ پر از پاييز است.
✍️ #لاادری
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
به دلم باز هواي تو كند غوغايي
از غمت، گشته درون دل من بلوايي
اي شهنشاه دو عالم يا حسين ابن علي
شعلهور تر بنما اين شرر شيدايي
يا حسين اي شرف هستي و هر آنچه كه هست
همه جا گشتهام و نيست چو تو مولايي
يك اباالفضل تو ليلا شده، عالم مجنون
چه كسي ديده كه لب تشنه بود سقايي
يا حسين! جانم اگر نيست گران ليك پذير
مردن از داغ تو نبود سخن بيجايي
از غمت حضرت آدم به همه عمر گريست
گريه ی بر تو دهد بر دل و جان پايايي
جاودان هستي و هر آنكه بميرد از عشق
ميدهد نام نكويش به فلك پويايي
اي حسين اي شه لب تشنه تو را ميخواهم
زنده كن جان مرا با نفس عيسايي
كربلا را ز تو ميخواهيم و اكنون اي يار
تو برآورده كن آن را به يد بيضايي
من عزادار تو هستم نيشها نوش دلم
گر كند سخره مرا جاهل و هر دانايي
گريه بر تو حسينا عشق ميزايد و شور
هر كجا هست تحول تو به حق آنجايي
اي سلاطين جهان خاك كف پاي درت
فخر داري به همه چون تو گل زهرايي
مهربانتر به من اي از پدر و از مادر
ميشود مست شوم با نگه شهلايي؟
جان عباس علمدار، همان ماه غريب
ياريام كن كه شوم تا ابد عاشورايي
✍️ #هادي_قهرماني
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
هيچ كس ويراني ام را حس نكرد
وسعت تنهائي ام را حس نكرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه ی پنهاني ام را حس نكرد
در هجوم لحظه هاي بي كسي
درد بي كس ماندنم را حس نكرد
آن كه با آغاز من مأنوس بود
لحظه ی پاياني ام را حس نكرد
✍️ #لاادری
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
🔹نام شعر: #مجلس_رندان
درآن محفل که بوی خدعه و تزویر میآید
یقیناً معرفت، در آن مکان، کم گیر میآید
نمیدانم چرا هرجا که حرفی از خدا باشد
به چشمم چهرههایی مملو از تزویر میآید
مکش بالا خودت را با تزاویر و ریاکاری
که فوّاره پس از بالانشینی، زیر میآید
مباش اهل خرافات و مپو راه خطا هرگز..
که کفر از راهِ جهل و غفلت بیپیر میآید
برو در مجلس رندان نشین که پیر آن مجلس
مبرّا از خرافات است و با تدبیر میآید
مکن تکفیرم و بر من مگیری خرده ای واعظ
که عارف چون بوَد آگاه، با تفسیر میآید
به گوشم میرسد آوای غم هر لحظه امروزه
«که از هر سو صدای شیون زنجیر میآید» ۱
چنان غم، خانه کرده در دل از بیداد گردون که
نفس، از سینه بیرون، با تب تأخیر میآید
مشو اغفال دشمن گرچه خود را دوست میخواند
چنان که گرگ، در صحرا پی نخجیر میآید
جلا هرگز نمیگیرد دلی که غش در او باشد
به کار آهن و فولاد، کی اکسیر میآید ؟
چگونه میتوان دل را تسلّی داد وقتی که :
سخن بر گوشها، با نالهای دلگیر میآید ؟
چهسان فهمد غم و درد دل درماندهی نان را
کسی که از سرِ سفره، همیشه سیر میآید ؟
مَبندی دل به این دنیا که گر وقتت رسد، روزی
اجل، بر بردنت از غیب، همچون تیر میآید
طلب هرگز مکن مستی درین عالم ز بدمستان
که جام می فقط در دست (ساقی) گیر میآید
✍سید محمدرضا شمس (ساقی)
💠{کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
🔹نام شعر: #بیدار_باش
پیش مردم تا توانی چون گل بیخار باش
عین چشم خویشتن یعنی که مردمدار باش
زشت و زییا تلخ و شیرین گفتنم منظور نیست
نیک و بد را هرچه خواهی باش بی آزار باش
کام کس را تلخ کردن باعث دلسردی است
گرمی بازار با شیرینی گفتار باش
رو ز باغ رنج برخور پیش وجدان ای رفیق
سربلند و شادمان با بخت برخوردار باش
دوستان را دوستی کن دشمنان را دشمنی
جای گل، گل باش اما خار، جای خار باش
مار را در آستین پروردن از نابخردیست
چوب در سوراخ زنبور ار کنی هشیار باش
وزن خود از کف مده چون کاه در تغییر حال
کوه باش و دایم اندر جای خود ستوار باش
الصلاة ای بیخبر صبح است و سر زد آفتاب
چند خواب چارپهلو میکنی بیدار باش
از صریر خامهات (حداد) بشنیدم که گفت:
چون سخن هرجا که هستی نغز و معنی دار باش
✍"عباس حداد کاشانی"
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
🔹نام شعر: #مهر_علی
همیشه ذکر علی بهترین ترانهی ماست
علی علی همه جا ذکر عارفانهی ماست
بگو به ماه نتابد دگر به کلبهی ما
تجلیات علی چلچراغ خانهی ماست
بهار مهر علی بی خزان بوَد، آری
همیشه گنج ولا زینت خزانهی ماست
کبوتر دل ما مرغ بارگاه علی ست
فراز صحنهی این بارگاه، لانهی ماست
کنارچشمهی لعل تو ،خال هندویی ست
فدای گندم خالی شوم که دانهی ماست
به شهسوار عرب مرتضی علی صلوات
اگر ز عشق نشان خواهی این نشانهی ماست
من از ریاض ریاضت نمیروم (حداد)
که ذکر زیر لبی، سرّ عاشقانهی ماست
✍"عباس حداد کاشانی"
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh
🔹نام شعر: #نوجوان_و_مالک_اشتر
مالک اشتر ز راهی میگذشت
در غروب کوفهی پر رمز و راز
نوجوانی با جسارت پرت کرد
سمت آن سردار فحل سرفراز
آشغالی، شیء ناجوری، خسی
تا بخنداند رفیقان را به ناز
یک تن از آنانکه مالک را شناخت
با دلی لرزان لب از هم کرد باز
گفت: آیا مرد را نشناختی؟
گفت: نی، نی، کیست آن ناکوک ساز؟
گفت: سردار سپاه مسلمین
مالک اشتر ، یل دشمن گداز
هست آن مرد و تواش نشناختی
کز حقیقت روی کردی بر مجاز
نوجوان تا نام مالک را شنید
لرزلرزان در فرود و در فراز
رفت از وی معذرت خواهی کند
یافتش در مسجدی با اعتزاز
دید مالک را که در عین خضوع
هست با محبوب در راز و نیاز
صبر کرد و روی پایش اوفتاد
چون که پایان یافت مالک را نماز
نوجوان چون طفل مادر مردهای
ضجّه میزد معذرت میخواست باز
گفت با او فارِسِ میدان دین
مالک اشتر به خوبان همتراز
کهنه سربازی که در هر جنگ بود
پرچم اسلام از او در اهتزاز:
غم مخور، برخیز و نزد چون منی
چون که دشمن نیستی خود را مباز
من هماندم کز تو کار ناپسند
سر زد ای فرزند نیک دلنواز
از صمیم جان و دل بخشیدمت
آمدم آنگه سوی مسجد به تاز
وین نماز از بهر آن بگزاشتم
تا تورا بخشد خدای چاره ساز…
نوجوان، شرمنده تا پایان عمر
کرد از آزار مردم احتراز.
✍"عباس خوش عمل کاشانی"
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
❄️ @shernosh