از خوابِ چشمهای تو تا صبح می پَرَم
این روزها هوای تو افتاده در سرم
هر سایه ای که بگذرد از خلوتم...تویی
افتاده ای به جان غزل های آخرم
گاهی صدای روشنت از دور می وَزَد
گاهــی شبیه ماه نشستی برابرم
یا رو به روی پنجره ام ایستاده ای
پاشیده عطر پیرهنت روی بسترم
گاهی میان چادرِ گلدارِ کودکی ت
باران گرفته ای سرِ گلدانِ پرپرم
مثل "پری" در آینه ها حــرف می زنی
جز آه...هرچه گفته ای از یاد می برم
نزدیکِ صبح، کُنج اتاقم نشسته ای
لبخند می زنی و من از خواب می پرم...!
✍️ #اصغر_معاذی
❄️ @shernosh
اگر زني را نيافته اي كه با رفتنش نابود شوي،
تمام زندگيت را باخته اي!
اين را مني مي گويم كه روز هايم را
زني با خود برده است جايي دور،
پيچيده دورِ گيسوانش،
آويخته بر گردن،
سنجاق كرده رويِ سينه يا ريخته پايِ گلدان هايش...
باقي را هم گذاشته توي كمد،
براي روزِ مبادا...
✍️ #رضا_ولي_زاده
❄️ @shernosh
دلم یک زمستانِ جانانه می خواهد
یک خیابانِ سفید ، با برفی که یکریز می بارد
و شهری که از همیشه خواستنی تر می شود.
شبیهِ روزگارِ خوبی که همه چیز ، بویِ دلخوشی می داد.
زمانی که سردیِ هوا با گرمیِ روابط ، رابطه ی مستقیم داشت
و زندگی، در شرَیانِ زمان و
زیرِ پوستِ یخ زده ی شهر، جریان داشت.
که زمستان می رسید ،
همدلی ها را بیشتر و دل ها را صمیمی تر می کرد و هوا،
مملو از عطر همدلی و مهربانی بود.
هنوز مزه ی انار و آجیلِ شب نشینیِ آن روزگار و
مزه ی لبخندهایی که بی ریا و از اعماقِ دل بود،
زیرِ دندانِ خاطراتم هست.
و هنوز با یادِ گرمایِ کرسیِ مادربزرگ،
فضایِ احساساتم گرم و دلپذیر می شود.
این روزها چقدر دور از همیم و چقدر برف نمی بارد!
تنها چیزی که برایمان مانده،
خاطراتِ خوبی ست که با تداعیِ شان، لبخند می زنیم،
کمی دلمان به بودنمان گرم می شود،
یک "یادش بخیرِ ناگزیر"، نثارِ حسرت هایمان می کنیم
و به روالِ عادیِ زندگیِ مان بر می گردیم...
✍️ #نرگس_صرافیان_طوفان
❄️ @shernosh
از حوالی چشمهای تو که بگذرم
مردُمکانی مست و شوریده
راه را بر من خواهند بست
بی آنکه بدانند
داروغه چشمهای تو منم!
✍️ #آرش_برزگر
─═ঊঈ🕊 مخاطب #خاص دارد 🕊ঈঊ═─
❄️ @shernosh
Za'hra Ma'soudiZa'hra Ma'soudi _ Shahid[128].mp3
زمان:
حجم:
6.9M
🔹 نام اثر #شهید
✍️ شعر #ژولیده_نیشابوری ؛ #محمد_ذکایی
🎤 صداخوانی #زهرا_مسعودی
🎤 آواز #استاد_شهرام_ناظری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🔹 تقدیم به ساحت مقدّس #شهدای_گمنام
❄️ @shernosh
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر #پنهان
✍️ نوشتۀ #مریم_عبدلی
🎤 صداخوانی #مهشید_غنی_لو
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
من پنهانم...!
پنهان در گریه هایم
پنهان در لحظه ی تداعیِ سیلاب اشک و
خوردن بغض...!
پنهان در سپیدی گیسو
سپیدی در اوج جوانی!
پنهان در نگفته ها...
پنهان در خوردن شِکوه ها...
پنهان در نقاب دروغین
که می خندد...!
سالهاست که می خندد و
زندگی را ساده می انگارد
به سادگیِ خوردنِ آب
در چلّه ی تابستان...!
دلم می گیرد پنهانی
دلم لبریزِ تنهایی ست
که در آن هیچکس نیست
تا برکَنَد این نقاب دروغین...!
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Ayla Gunash _ Bi Khiyal Bash.mp3
حجم:
5.1M
🔘 نام اثر #بی_خیال_باش
✍️ نوشته #لاادری
🎤 صدا خوانی #آیلا_گونش
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🍁 @shernosh
روسری را پیش من بالا و پایین کم ببر
آنقَدَر ها هم که می گویند مؤمن نیستم...
✍️ #میثم_داوودی
❄️ @shernosh
صد بار قلم تیز شد و خاطره نگذاشت
یک جمله شکایت به نگارم، بنگارم
✍️ #احسان_افشاری
❄️ @shernosh
میخواستم برایش بنویسم پابند کن دریا را،
ببند دور مچ زیبای پایت،
بعد برایم برقص. پا بکوب،
اجازه بده صدای موجها
حرارت شود از حرکات تو تا بدن من،
اجازه بده انجمادم به انقراض نرسد،
صدایم کن از غار یخی،
بگو بیا،
بیا آدم تماشا،
برایت دریا آوردهام، و آتش، و شراب ابتلا.
میخواستم در کلماتم آهنگ یک نوازنده کولی باشد،
یک دورهگرد بیقرار را احضار کنم در حروف،
یک زندانی سیاسی را صدا کنم تا برایش از اهمیت آزادی بگوید،
یک مولوی را بیاورم در عباراتم
که تازه از ملاقات شمس برگشته باشد،
میخواستم آغشته کنم جان جملات را به جنون شاملو
در بوسهی بیگاه آیدا.
بعد، برایش بنویسم تماشاکردنش
به رقصیدن زیر برف میماند،
غیر قابل وصف.
میخواستم اجازه بدهم بداند خورشید است.
بگذارم بفهمد ابتدای تاریخ نور است،
شروع مکاشفهای است طولانی در باب اهمیت تنها.
امان بدهم خبردار شود
نامش در نبض قلبم تکرار میشود،
و از تنفس تبدارم عبور میکند،
و در سلولهای پوست پیر صورتم تکرار میشود،
و ملتهبم میکند.
نیت کردهبودم برایش بنویسم
ستارهی نورانی شب من است،
دور و دستنیافتنی و زیبا.
اگر نمیدانستم ملال مادرزاد جهانم خستهاش خواهدکرد،
اگر نمیدانستم برای همهچیز و همهکس دیر شدهام،
اگر ناقوسها در گوش چپم شعر وداع نمیخواندند،
اگر سرما اهلیام نکردهبود،
اگر به رنج سالها خودم را چنان خوب نمیشناختم
که بدانم تنها مرثیهای بزرگ برایش خواهمشد،
عاشقانه برایش از اهمیت بوسه
در صبح زمستان مینوشتم.
با این همه،
ای مرغ دریایی سپید
که سیاهی قلمروی توست،
گاهی دریا را پابند کن،
ببند دور مچ قشنگ پایت،
و برای آن خوشبخت ناشناس برقص.
صدای دریا را
برسان به تاریکیهای غار یخی،
جایی که هیولایی محزون
برای درختی مرده لالایی میخواند.
بتاب به من از دور،
بتاب گاهی،
که نورهای دنیا...
هرگز به مساوات تقسیم نمیشوند،
و من همیشه مصادفم با
غروب های طولانی.
همین.
✍️ #حمید_سلیمی
❄️ @shernosh
شاید بهتر بود
زمانی دیگر تو را دیده بودم
تا شعرهای یونانی برایت میخواندم
و از خاطرات مدیترانه حرف میزدیم.
شاید بهتر بود
زمانی دیگر میشناختمات
تا از عطر محبوبم به تو میگفتم
نه اینکه بوی خون تو را به گریه بیندازد
نه اینکه به جای شمردن شاخههای نرگس
تعداد گلولههای تنم را شمارش کنی
چگونه به تو بگویم آرام باش
وقتی که حتی نامت
یادآور شلیکهای شبانه است
چگونه بگویم آرام باش
وقتی که نمیدانم فردا تو برای کشته شدنم
گریه خواهی کرد
یا اینکه من دیگر نمیتوانم پیدایت کنم
چگونه بگویم آرام باش
وقتی میتوانستی هلهله بکشی
هنگام که میرقصی
وقتی میتوانستی قهقهه بزنی
هنگام که مست از آزادی باشی
نه اینکه حالا انگشتت را بر لبانم بگذاری
و بگویی
چیزی نگو
نکند پیدایمان کنند
به شکل وطنم میمانی
وقتی ناچاری زیباییات را پنهان کنی
به شکل وطنم میمانی
وقتی که آرامی
وقتی که بیحرفی
اما میدانم لبانت را بهم فشردهای
تا گریهات نگیرد.
✍️ #بابک_زمانی
❄️ @shernosh
Zahra HeydariZahra Heydari _ Chashm Be Raah.mp3
زمان:
حجم:
5.7M
🔹 نام اثر #چشم_به_راه
♻️ نسخه ی #آموزشی
🎤 صداخوانی #زهرا_حیدری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🔸 نخستین خوانش آنلاین به صورت آزمایشی
❄️ @shernosh