eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا سینما کاپریه. اولای دهه پنجاه. تو یه زن جوون زیبایی، توی فیلم سیاه‌سفید کلاسیک. یه لیوان شراب تو دستته و تظاهر می‌کنی مستی. کمرت لخته و لباست اندامت رو دلیل روشنی برای آشفتگی مردها کرده. توی فیلم؛ سر تو جنگه. من مرد تکیده‌ی پیریم که تو سالن سینما خوابش برده. کارگری که برای تصاحب‌ کردن تو، حتی برای تماشاکردنت، زیادی خسته‌س... و شب بخیر، مخصوصا به تو که به جای دوستت دارم بهش میگی شب بخیر ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
قُشونِ گیسوانت پشتِ شعر سنگر گرفته اَست کلمات از کار اُفتاده‌اَند، گویی الفبا را به یغما بُرده‌ای آه...! نمی توانم بنویسَمَت؛ این شعر منتفی ست ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
از سه سال پیش شروع کرده‌ام به حذف خیلی چیزها. اولیش سفر... بزرگترین دلخوشی من. دلیلی که میتوانستم با آن تنهایی عظیم بیرونی و درونیم را تاب بیاورم. خارج از ایران نه‌ها که درش را ۵ سالی میشود تخته کرده‌ام. همین حوالی. نهایت شمال. دومیش کافه... عاشق کافه‌ام و روزگاری روزی دو بار کافه میرفتم. حالا شاید دو ماه یکبار، آنهم منو کافه را میگردم دنبال ارزانترین نوشیدنی. گشتن ندارد البته. چای تلخ، غذا که پیشکش! سومیش خرت و پرتهای زنانه... لوازم آرایش، ضد چروک، عطر. زده‌ام توی خط تولید داخل، نه برای حمایت؛ از سر گرانی مشابه خارجی. چهارمیش کتاب فیزیکی... همه میدانند من چقدر مخالف کتاب الکترونیکی بوده‌ام. که چه کیفیتی دارد دست گرفتن کتاب و ورق زدن صفحاتش. پنجمیش کارگاه... هر کارگاهی که چیز یاد آدم بدهد. که آدم علم و هنر جدید یاد نگیرد پس چه غلطی بکند. اصلا چرا آمده توی این دنیا. که مثل بعضیها بخورد و پس بدهد و پس بیندازد و به ریش ما بخندد؟! ششمیش لباس. من لباسی‌ام. حاضرم گرسنه بمانم اما لباس بخرم. امسال پست پالتوی یک و چهارصدی را سه ماه بالا و پایین کردم نتوانستم. رفت توی حراج، باز نتوانستم. گفتم ول کن زمستان تمام شد، بماند سال بعد. سه سال است که همینطوری دارم حواله میکنم. هفتمیش باشگاه... آدم اگر ورزش نکند چه غلطی بکند؟! کجا خودش را، این خشم عظیمش را خالی کند؟! هشتمیش تراپی... یکسال و نیم هر هفته جان کندم. آنها که تراپی شده‌اند میدانند چه جراحی سختیست. آنقدر آورده داشته برایم که یکسال و نیم از خیلی چیزها زدم و هزینه‌اش را جور کردم. دو ماه پیش گفتم نمیتوانم، بکنیمش ماهی دو بار. این ماه فقط یک جلسه توانستم. حالا مدتهاست توی سوپر نمیروم سراغ فلان برند موادغذایی که همیشه میخریدم. چند دقیقه وقت میگذارم و قیمت برندها را چک میکنم و ارزان‌ترینش را میخرم، حتی اگر طعم گه بدهد. هر روز صبح قهوه میخوردم. فی‌الواقع تنها معاشقه من. لامصب گران شده. گفتم به درک قهوه‌ هم نمیخورم. نمیخورم نمیپوشم نمیگردم یاد نمیگیرم چون نمیتوانم چون اندازه حقوقم باید اجاره خانه بدهم. اینها نیازهای اولیه شهروندیست که قبل از این هم زندگی پر زرق و برقی نداشته. سرِ خودش را شیره میمالیده با این چیزها که روزگارش یک جوری بگذرد. حالا نمیگذرد. به گِل نشسته لاکردار! و بخش ترسناک ماجرا اینجاست که آنقدری توی این مملکت زیسته که دیگر با رسم شکل میداند فردا، پس فردا، پسان فردا چگونه و تا کجا قرار است فرو برود. خدا به داد آنها برسد که بیمارند، عیالوارند. کارمان شده از دیروز بیشتر دویدن و بیشتر فرو رفتن کارمان شده مرگ تدریجی مایی که آمده بودیم زندگی کنیم. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
Sobhan MehdipurSobhan Mehdipur _ Az Kafam Raha.mp3
زمان: حجم: 16.3M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ ‏نه دوری که منتظرت باشم و نه نزدیکی که به آغوشت کشم. نه از آن منی که قلبم تسکین گیرد و نه از تو بی‌نصیبم که فراموشت کنم. ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
Aza'm kianiniaAza'm kianinia _ Namei Baraye To.mp3
زمان: حجم: 8.9M
🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال این روزها، هر گلی را تماشا می کنم تصویری از تو را به خاطرم می آورد و هر عطری را که نفس می کشم رایحه ای از بودنت را ... این روزها به هر سمتی، سر بر می گردانم تو را می بینم واز هر مسیری که می گذرم به تو می رسم تو با تمام آدم هایی که می شناسم تفاوت داری، تو عشق را می فهمی با شعر عجینی با حافظ و ابتهاج، با شمس و شاملو، با جمله های عاشق و واژه های مست... تو خوب ترین اتفاقِ دنیایِ منی و من نمی دانم!در این شب های بی قرار که برایت عاشقانه های تازه می نویسم، تو به شانه ها کدام غزل پناه می بری و دلتنگی هایت را، در گوش کدام ترانه زمزمه می کنی !!؟ حرف بزن رویای روشن من از خودت بگو... بگو که چهار گوشه ی دلت آرام است و آسمان نگاهت آبی... بگو که چراغ خانه ات روشن است گلدان های اتاقت به گل نشسته اند و ماه به میهمانی پنجره ات آمده.‌.. بگو که آرام بگیرم که شعر از دهانم چکه کند و عشق در تار و پود وجودم جاری شود از خودت بگو جان دلم بگو تا جهانم روشن شود بگو تا خوشبختی، سلول هایم را فتح کند. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
رازی که میانِ ماست شعرهایی‌ست که هیچ‌گاه به ذهنمان خطور نکرد اما سرودیمشان کودکی‌ست که نطفه‌اش بسته نشد اما به دنیا آمد حرف‌هایی‌ست که همه از ما می‌دانند جز من و تو رازی که میانِ ماست قلبی‌ست که از ابتدای عشق ایستاده تپید ...! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
در "تنی" که بکر بود زخم های بسیاری می درخشید! چون سپیدی روز که مملو از ستاره های سرخ است می توانستی چون بنای شکوهمند معماری باشی، با دو فانوس دریایی در سینه ات که آوردگاه تن های خسته بود می توانستی مجسمه ای فروتن و زیبا باشی تراشیده با دست های مردی که در نهایت تصمیم تو را انتخاب کرده بود می توانستی ولی... تن‌ات غمگین بود و هر زخم تو را به گذشته ی اندوهناکت ورق می زد! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
سرد ِ سردم امشب چونکه از شعله‌ی خورشید نگاهت دورم بی تو مقیاس ندارد غم تنهایی و دلتنگی و بی‌حوصلگی زیر مهتاب شبانگاهی این شهر غریب به کدامین کوچه بروم تا که نشان از تو و یادت باشد ؟ کوله بارم که پر از دلتنگی‌ست آنقَدَر پرشده ، سنگینی او طاقتم را برده‌ست هر دو پایم سست است چشم‌هایم بی‌خاب دستهایم خسته سرد ِ سردم امشب . . . دلم اما گرم است ! گرم ِ آن لحظه‌ی موعود که تو را خواهم دید و در آن لحظه‌ی موعود به آتشگه تاریخ می‌سپارم همه غمهایم را و در آغاز همان لحظه‌ی موعود می‌نویسم بر در بر در ِ خانه‌ی دل که تو را یافته‌ام قیمت یافتن‌ات عمر ِ کوتاه ِ پر از حادثه بود تو کجا میدانی آرزوهایم چیست؟! آرزوهایم نه ! آرزویم یک چیز وانکه در گرمی ِ آغوش تو بسپارم جان با نگاه تو و با عطر ِ تن‌ات بشوَم مست و به دنیا گویم : با تو اکنون بدرود با تو دنیا "بدرود" ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
اینکه عاشق دست‌های زنی هستم در محل کار از سر اجبار است اینکه عاشق چشم‌های زنی در تلویزیون موهای زنی در مجله... تکه‌تکه‌ات کرده‌اند بمب‌ها و مجبورم تکه‌هایت را در زنان دیگر دوست بدارم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
Hadi HadadiHadi Hadadi _ Dar Arezooye To.mp3
زمان: حجم: 12.2M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ بگذار هر چه نمی خواهند، بگوییم ... بگذار هرچه نمی خواهیم، بگویند ... باران که بیاید از دست چترها کاری بر نمی آید ... ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم ... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh