پرسیدم کدام قسمت جدا شدن از همه سخت تر و کشنده تر است؟
گفت شب هایش...
گفت روزها آدم سر خودش را یک جوری گرم می کند.
اغلب کسی یا چیزی را پیدا می کنی
که حواست را از عمق حادثه ای
که مواجهش شده ای، پرت کند.
ولی شب که به خانه می رسی،
دیگر هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند
جای خالی اش را پر کند.
تازه به خاطر می آوری که
عفونت زخم هایت رو به وخامتند.
به خاطر می آوری از عطر تنش
تنها یک شیشه نیمه خالی
روی میز اتاق خواب باقی مانده.
به خاطر می آوری حوله اش
همچنان به قلاب حمام آویزان است.
به خاطر می آوری نه چیزی برای شام داری
نه تنهایی میلی به خوردن.
به خاطر می آوری از خوابیدن روی تخت سردت می ترسی.
به خاطر می آوری دمخورت فنجان های قهوه اند و
بسته های سیگار و همین و همین.
بعد دلت می خواهد به خاطر بیاوری که اصلا چرا زنده ای..!
دلم می خواهد زنگ بزنم و بگویم
اسیر لحظه هایی سرد و طولانی شده ام.
بگویم روز و شب ندارد،
من پر از خالی ام.
پر از خالی ...
پر از خالی ...
✍️ #نیکی_فیروزکوهی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
شاید از صبح، یک زن تنها
بالشش را گرفته در آغوش
شاید از صبح، گریه میکرده
یک نفر پشت گوشی خاموش
شاید از صبح، دوستی شاعر
خون چکیدهست از سرِ قلمش
شاید از صبح، مادرم با بغض
روسری را گره زده به غمش
شاید از صبح، جملهای نصفه
بعدِ افسوس و کاش... منتظر است
شاید از صبح، گربهای کوچک
پای ظرف غذاش منتظر است
شاید از صبح گریه میکرده
توی یک واگن سریعالسیر
اوّلین روزهای بیخبری
آخرین انتظارِ صبحبهخیر
شاید از صبح بوده زیر سِرُم
یک طرفدار با تنی بیحس
نرسیده به هیچجا و کسی
شاید از صبح، آخرین اساماس
شاید از صبح، گوشهی گنجه
بغض کرده عروسکی ساکت
شاید از صبح، آخرین شعرم
همهجا پُر شده در اینترنت
شاید از صبح میزده باران
بر سر روزهای تابستان
شاید از صبح، گشته دنبالم
پدرم توی چند قبرستان
شاید از صبح، اسم من بوده
وسط هر مقالهی بیربط
شاید از صبح، گریهدار شده
کلّ آهنگهای داخل ضبط
شاید از صبح، آسمان ابریست
خون گرم است آنچه میبارد!
شاید از صبح، دشمن سابق
باز حس کرده دوستم دارد!!
شاید از صبح، شاید از قبلاً
شهر، در اختیار ابلیس است
شاید از صبح، شاید از قبلاً
یک نفر رفته، بالشی خیس است
شاید از صبح، آخرین امّید
جملهای محضِ دلخوشی بوده
شاید از صبح، پشتِ یک درِ قفل
دختری فکر خودکشی بوده
شاید از صبح، پای یک تلفن
مرد، سیگار بوده با سیگار
مرکزِ ثقلِ شایعات، منم!
خبرم رفته داخل اخبار
شاید از صبح نیستم امّا
کف و دیوار خانهام خونیست
شاید از صبح، گفتنِ اسمم
داخل شهر، غیرقانونیست!
شاید از صبح، بوسهای در باد
آخرین شکل ارتباط شده
شاید از صبح، در نبودن من
کلّ دنیا تظاهرات شده!
■
نیستم! تو نشستهای آرام
ظاهراً وضع زندگی عالیست!
نیستم! جشن «عید فطر» شده!
همهی شهر، غرق خوشحالیست
نیستم! هیچچی عوض نشده
غیر اسمی که داخل گوشیست
نیستم! یا نبودهام هرگز
زندگی حاصل فراموشیست
نیستم! مثل آخرین بوسه
نیستم! مثل لحظهی تردید
نیستم! مثل جملهای غمگین
که نوشتیم با مداد سفید
نیستم! مثل جنّ زیر پتو
نیستم! مثل چیزهای غلط
نیستم! مثل رد شدن از شهر
مثل یک مرد ناشناس فقط...
✍️ #سید_مهدی_موسوی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
اگر روزی روزگاری یک نفر در زندگیتان پیدا شد که همهچیزش و همهی رفتارهایش را دوست دارید، یعنی راه رفتنش را دوست دارید، حرف زدنش را دوست دارید، صدایش را دوست دارید، چشمانش مستتان کرد، دستانش بهتان امنیت داد، شانههایش برای سر گذاشتن جای امنی بود... با خندیدناش قند در دلتان آب شد و حتی گریهاش دلتان را برد... واقعاً مراقبتان بود، نگرانیهایتان نگرانش کرد، غمتان طوفانش کرد، شادیتان آبادش کرد... بودناش معنای بودن بود و حتّی وقتی که نبود باز هم بود...
اگر چنین کسی را پیدا کردید، تردید نکنید، عاشقش شوید، عاشقش شوید و برایش بجنگید و حتّی اگر لازم شد برایش بمیرید بمیرید.
زمین هفت میلیارد نفر جمعیت دارد، هفت میلیارد جمعیت زیادیست، اما در قیاس با طول عمر ما هیچ است؛ وقت برای اشتباه کردن نیست، وقت برای عاشق زندگی کردن و عاشق مردن تنگ است و زندگی هم گوش شنوای خوبی برای حسرتهایمان نیست...
✍️ #کیومرث_مرزبان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
بمان
نه برای من
برای این کوچه
که انتهای آن
در سپیده و انتظار گم می شود
برای این خانه
با دلتنگی هایی که از پیراهن زنانه اش می ریزد
برای این اتاق
با دنده های شکسته در زخم بی کسی
برای عشق
که در قهوه ای چشم های تو عریان می شود
بمان
نه برای من
برای این درخت
که قرار بود یک قفس آواز
بر شاخه هایش بیاویزی
برای این بهار بمان
برای این بهار
که روی شانه هایت افتاده
و ترکت نمی کند.
✍️ #فرنگیس_شنتیا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Kouros Sarhang Zade20.Ashegh Shodan Fayde Nadare.mp3
زمان:
حجم:
5.3M
🔹 #ترانه_های_نوستالژيك
▫️ "دیگه عاشق شدن فایده نداره "
اين ترانه در فيلم "مينای شهر خاموش" پخش می شود . فيلمی كه در آن يكی از شخصيت های اصلی بعد از آنكه دوستش با دختری كه او عاشقش بوده، ازدواج می كند، ديگر مجرد می ماند. ترانه كاملاً متناسب با حال و هوای فيلم و كاراكترهای آن هست؛ از زبان عاشقی كه عشق اش موجب دل شکستگی و خستگی او شده است. گويی او ديگر نميخواهد عشق را تجربه كند و به خود زنهار می زند كه وقتی چشمانی سياه و زلفی پريشان می بيند خود را نگه دارد. از تلاش برای عشق دست بر ميدارد. دلش پير و بی بال و پر شده و قرار است از اين به بعد فقط نظاره گر باشد. بی آنكه دلش را در گرو كسی بگذارد و به دنبال آهويی بدود.
ترانه را #كوروس_سرهنگ_زاده با صداي محزون خوانده است. اولين اجراي آن دهه 40 بوده است. زمانی دورتر از ما؛ شايد اكنون كه عشق های ما پيامكی و اينترنتی شده است چنين ترانه اي بی معنا باشد. اكنون اگر در عشق دلی شكست، می توان آن را رها كرد و كسی ديگر را برگزيد. به آسانی چند كليك يا يكی دو پيامك. سريع و بی هزينه. ديگر چه معنايی دارد وقتی رنجيده خاطر و غصه دار شدی نخواهی عاشق شوی؟ يا مثل آقاي قناتی فيلم تا وقتی پير ميشوی مجرد بمانی؟
اين جور عشق ها از همان هايی است كه می شد ترانه اش را در دهه های 40-50 شنيد و حالا ديگر كمياب و بی معنی شده اند. اكنون زمانی است كه ديگر حتّی دل هايمان، عشق هايمان و دل بستن و بريدن هايمان با گذشته تفاوت دارد و ترانه هايمان هم به همان اندازه تغيير كرده اند.
✍️ #جهانبخش_پازوکی (آهنگساز)
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
بگو چگونه؟
زیر کدام سقفِ کدام خانه ی کدام شهرِ لعنتی؟
به بوی سرابِ شرابِ کدام سینه ی بی عشق؟
بگو
فقط بگو چگونه گم ام کردی؟
که من
اینگونه تاریک
جَلدِ سپیدیِ شعر شدم
بی امیدِ نشستن بر بامِ باورت...
بگو چگونه بازگشتی
از آسمانِ آن همه مهر
به فریبِ آفتابِ بهمنِ سرد...؟
بگو
بگو حالا چه کنم با این همه شعر
شعرِ یتیم
سرگردان
تشنه
تشنه ی یکی نگاه تو
بر التماس واژه...
فقط بگو چگونه فراموش ات کنم؟
✍️ #پوریا_اشتری
📚 از کتاب "مویهها به زبانِ مادری ساز میشوند"
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
153.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دانشمندان میگویند زمانی که ما رویایی میبینیم به #جهانهای_موازی سفر کردهایم...
در هر شب انسان بین ۶ تا ۱۰ رویا میبیند و درست چند دقیقه قبل از اینکه بیدار شود، آنها را فراموش میکند.
بر طبق علم نوین مغز ما در هنگان رویا، به جهانهای موازی متصل میشود و این دلیلی بر این حقیقت است که چرا رویاهای ما #رنگی بوده و با #حواس_پنجگانه حس میشوند!
طبق تئوری جهانهای موازی در جهانی دیگر یک کپی از شما وجود دارد که به روشی متفاوت از شما زندگی میکند و حتی میتواند زندگی خیلی بهتری نسبت به شما داشته باشد. در جهانی دیگر نسخههایی وجود دارد که از رویاهای ما در این جهان #آگاهی دارند.
اگر دانشمندان پرده از حقایق این جهانها بردارند، ما نیز قادر به درک حوادث و رویدادها در جهانهای دیگر نیز خواهیم شد.
📚 بر گرفته از کتاب #روح_برتر
✍️ اثر زیبای #الکساندر_ناینیو
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Taher QureyshiTaher Qureyshi _ Avay e Tanhaei.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
🔹 #آوای_تنهایی
🔸 #طاهر_قریشی
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
دلتنگی
بوی توست
جا مانده بر مرور خاطرهای
✍️ #پسر_مقدس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
هرچه کردم به خودم کردم و وجدان خودم
پسر نوحم و قربانی طوفان خودم
تک و تنها تر از آنم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامان خودم
موی تو ریخته بر شانه ی تو امّا من
شانه ام ریخته بر موی پریشان خودم
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
می روم سر بگذارم به بیابان خودم
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخوانم که رسیدم به زمستان خودم
تو گرفتار خودت هستی و آزادی هات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم
شب میلاد من بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شام غریبان خودم
✍️ #یاسر_قنبرلو
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
اندوه را میتکانَد از یقۀ پیراهنم
انگشتانی که جمعیّتِ یاری است
بهگاهِ تنهایی
در تو نگاه میکنم،
شعر فراموشم میشود
ای ابر بردبار
که آسمان اتاق را به حرکت درمیآوری
و چون قصیدهای بلند بر من فرود میآیی!
لبخندت عفو عمومی است
بر گناهانِ من
طعم دهانت را
در جیبهایم بریز
میخواهم به دیدنِ ماهیها که رفتم،
دستِخالی نباشم
✍️ #جواد_گنجعلی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
تو را میخواهم
برای پنجاه سالگی، شصت سالگی، هفتاد سالگی.
تو را میخواهم برای خانهای که تنهاییم.
تو را میخواهم برای چای عصرانه،
تلفنهایی که میزنند و جواب نمیدهیم.
تو را میخواهم برای تنهایی.
تو را میخواهم وقتی باران است،
برای راهپیمایی آهستهی دوتایی،
نیمکتهای سراسر پارکهای شهر،
برای پنجرهی بسته
و وقتی سرما بیداد میکند.
تو را میخواهم
برای پرسهزدنهای شب عيد،
نشانكردن يك جفت ماهیقرمز.
تو را میخواهم
برای صبح؛
برای ظهر؛
برای شب؛
برای همهی عمر ...
✍️ #نادر_ابراهيمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh