eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
393 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مرا ، آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش‌هایت مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت مرا رودی بدان و یاری‌ام کن تا در آویزم به شوق جذبه‌وارت تا فرو ریزم به دریایت کمک کن یک شبح باشم مه آلود و گم اندرگم کنار سایه ی قندیل‌ها در غار رؤیایت خیالی، وعده‌ای، وهمی، امیدی، مژده‌ای، یادی به هر نامی که خوش داری تو،‌ بارم ده به دنیایت اگر باید زنی هم چون زنان قصّه‌ها باشی نه عذرا را دوست دارم نه شیرین و نه لیلایت که من با پاکبازی های ویس و شور رودابه خوشت می‌دارم و دیوانگی‌های زلیخایت اگر در من هنوز آلایشی از مار می‌بینی کمک کن تا از این پیروزتر باشم در اغوایت کمک کن مثل ابلیسی که آتش وار می‌تازد شبیخون آورم یک روز، یا یک شب به پروایت کمک کن تا به دستی سیب و دستی خوشهٔ گندم رسیدن را و چیدن را بیاموزم به حوّایت مرا آن نیمه‌ی دیگر بدان آن روح سرگردان که کامل می‌شود با نیمه‌ی خود، روح تنهایت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
با همین دست، به دستان تو عادت کردم این گناه است ولی جان تو عادت کردم   جا برای من گنجشک زیاد است ولی به درختان خیابان تو عادت دارم   گرچه گلدان من از خشک شدن می‌ترسد به ته خالی لیوان تو عادت کردم   دستم اندازه‌ی یک لمسِ بهاری سبز است بس‌که بی‌پرده به دستان تو عادت کردم   مانده‌ام آخر این شعر چه باشد انگار به ندانستن پایان تو عادت کردم  
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا