eitaa logo
ادبــــسـتان
172 دنبال‌کننده
371 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در بیان حرف دل، چشم از زبان گویا تر است عشق را هر قدر پنهان می کنی پیداتر است این چه رازی بود در عالم که از ابراز آن سینه ی صحراست سوزان، دیده ی دریا تر است؟ از مرام کشتگان راه حق آموختم زندگی زیباست، اما مرگ از آن زیباتر است هیچ کس چشمی ندارد دیدن خورشید را هر کسی که خلق را دلسوزتر تنهاتر است وسعت دریادلان با هم به یک اندازه نیست گاه دریایی ز دریای دگر دریاتر است تا بترسی از زمین خوردن، نخواهی پر کشید زود پر وامی کند، مرغی که بی_پرواتر است تا از این یک می رهم، درگیر آن یک می شوم چشم و زلف تو یکی از دیگری گیراتر است در بیان عشق وشور وشوق شیدایی خوش است شعردرهرشیوه ای اماغزل شیواتراست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بداهه در رگم از خاطرات تو  جاری ست پس از تو زندگی ام یک عذاب اجباری ست اگرچه هر غزل من نشان یک زخم است برای دل ستمت هم شفای بیماری ست چقدر خاطره دارد دل از نبودن هات چقدر بی تو  شب و روز و شعر  تکراری ست بخوان که طرز غزل گفتنم نمایان کرد چقدر خون شده قلب کسی که سیگاری ست نگاه کردنم اصرار و از تو هم انکار همیشه لذت عاشق به این خود آزاری ست از ابتدای جهان در کتاب عشق بشر همیشه چشم کسی اول گرفتاری ست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دل من در گرو چشم تو آهوست هنوز فتنه کردن هنر و رسم تو جادوست هنوز از پی عشق روان می‌شوم و می‌دانم که طناب تو همان جذبه‌ی ابروست هنوز کاش می‌شد نروی، بی تو زمین تب دارد ابر بی خنده‌ی تو، تشنه و اخموست هنوز آمدن رسم گل و فصل بهار است ولی کوچ در فصل خزان، رسم پرستوست هنوز می‌خورد سبزه گره، دشت به من می‌خندد که به دل وسوسه‌ی نرمی بازوست هنوز روز طبیعت مبارک
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قصد جان می‌کند این عید و بهارم بی‌تو این چه عیدی و بهاری‌ست که دارم بی‌تو گیرم این باغ گُلاگُل بشکوفَد رنگین به چه کار آیدَم ای گُل به چه کارم بی‌تو؟ با تو ترسَم به جنونم بکِشد کار ای یار من که در عشق چنین شیفته‌وارم بی‌تو به گل روی تواَش در بگُشایم، ورنه نکند رخنه بهاری به حصارم بی‌تو گیرم از هیمه زُمُرد به نفس رویانده‌ست بازهم باز بهارش نشمارم بی‌تو با غمت صبر سپُردم به قراری که اگر هم به دادم نرسی جان بسپارم بی‌تو... ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‎‎‌‎‌‌