مجله ادبــــسـتان
ای اهل حرم... #رضا_نریمانی ادبـــستان
⬛️ شهادت امام حسین علیه السلام به روایت مقاتل
🏴آجرک الله یا صاحب الزمان
▪️از آن همه زخمهای بسیار، ضعف بر امام غالب شده بود، امام ایستاد تا قدری استراحت کند. فردی با سنگ به پیشانی او زد. پیشانی آن حضرت شکست و خون صورت او را گرفت. دامن لباس را بالا زد تا از ورود خون به چشمان جلوگیری کند. دیگری با تیری سه شعبه قلب امام را نشانه گرفت و آن تیر بر قلب امام نشست.
▪️امام فرمود: «بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله؛ به نام خدا، و برای خدا و بر مبنای ملت و آیین رسول خدا» به آسمان سر برداشت و خدای تعالی را مورد خطاب قرار داد:
«الهی انک تعلم انهم یقتلون رجلاً لیس علی وجه الارض ابن نبی غیره؛ پروردگارا! تو خود میدانی که اینها مردی را میکشند که بر روی زمین جز او پسر پیامبری نیست.»(۱)
▪️سپس تیر را از پشت خود بیرون کشید و خون چون ناودان فوران زد. دست را زیر زخم سینه نهاد تا این که از خون پر شد، و به آسمان پاشید و فرمود: «بر من آسان است آن چه فرود آید، زیرا آن در برابر چشم خداوند است» از آن خون قطرهای به زمین نریخت.(۲)
▪️بار دیگر دست زیر خون گرفت و آن را بر سر و صورت و محاسن خود پاشید و فرمود: «همین گونه خواهم بود تا خداوند و جدم رسول الله را ملاقات کنم، در حالی که به خون خضاب شدهام؛ و خواهم گفت: ای جدم! فلان و فلان مرا کشتند.»
▪️خون همچنان جاری بود تا این که امام بر روی زمین نشست، ولی خود را بر روی زانو به جلو میکشید. این حالت چندان ادامه نیافت تا این که «مالک بن نصر» با شمشیر ضربتی به سر مبارک او زد؛ کلاه خُودی که امام بر سر داشتند مملو از خون شد امام فرمود: «با این دست نه بخوری و نه بیاشامی و خداوند با ستمکاران محشورت سازد.» کلاه خُود را از سر برداشت و عمامه را بر کلاه خود بست. دشمن امام را لحظه به لحظه بیشتر محاصره میکرد.(۳)
▪️امام قدرت برخاستن نداشت. عبدالله بن الحسن به حمایت از امام وارد میدان شد و روی سینه امام به شهادت رسید.
مردم تمایلی به قتل امام نداشتند؛ کشتن امام را هر قبیله به دیگر طائفه واگذار میکرد. (۴)
▪️ناگاه شمر فریاد زد: «منتظر چه هستید و چرا توقف کردهاید؟ همه بر او حمله کنید.» این بود که «زرعة بن شریک» ضربتی به کتف چپ امام زد و «حصین» تیری به گلوی امام نشانه رفت.(۵)
▪️ دیگری بر گردن امام زد و «سنان بن انس» با نیزهای به سینه مبارک امام زد و قفسه سینه شکسته شد؛ هم او تیری به گلوی حضرت زد و «صالح بن وهب» نیزهای به پهلوی او زد. (۶)
▪️«هلال بن نافع» گفت: من نزدیک حسین ایستاده بودم امام در حال جان سپردن بود؛ «لیکن به خدا سوگند تا به حال کشتهای را ندیدهام به نیکویی او که در خون آغشته شود و اینگونه زیبایروی و نورانی باشد. آنقدر نور چهره او و زیبایی هیبتش مرا به خود مشغول داشته بود که به طور کلی از کشته شدن او غفلت داشتم . در همان حال حضرت گاه طلب آب میکرد و دیگران از پاسخ به این درخواست ابا داشتند. (۷)
▪️به فرموده امام باقر(ع) ذوالجناح پیوسته از ستم به حسین و از امتی که پسر پیامبرش را کشته، مینالید و آن حیوان شیههکنان به خیمهگاه میدوید.(۸)
▪️هنگامی که چشم زنان به آن اسب با یال و کاکل پر خون و زین واژگون افتاد، از خیمهگاه بیرون ریخته، موی پریشان کردند و بر صورت سیلی میزدند. بر چهره خود مینواختند، و فریاد ناله سر داده بودند. بعد از عزت، به ذلت و خواری افتادند و به سوی قتلگاه حسین شتابان میدویدند.»(۹)
▪️زینب(سلام الله علیها) اینگونه مینالید: "وا اخاه، وا سیداه، وا اهل بیتاه، لیت السماء اطبقت علی الارض و لیت الجبال تدكدكت علی السهل؛
«وای برادرم! وای آقایم! وای اهل بیتم! ای کاش آسمان بر زمین میافتاد و کوهها بر دشتها به هم میخورد.»
حضرت زینب (سلام الله علیها) نزدیک امام رسیده بود.
▪️درهمان حال عمربن سعد باعدهای از یارانش به قتلگاه نزدیک شده بود و امام در آخرین لحظات عمر شریفش به سر میبرد. پس زینب فریاد زد: «ای عمر! اباعبدالله را میکشند وتو به او مینگری؟» وقتی عمر سعد از زینب روی گرداند، اشک چشمانش بر موهای چهرهاش جاری شد.(۱۰)
▪️زینب فرمود:«ویحکم، اما فیکم مسلم، فلم یجیبها احد؛
وای بر شما! آیا در بین شما مسلمانی نیست؟ احدی اورا پاسخ نداد.»
▪️پس ازآن ابن سعدفریادی برسرمردم زد که: براو فرودآیید و اورا راحت کنید» شمر با سرعت بر گودال وارد شد وبرسینه امام نشست و محاسن شریف آن ولی اعظم الهی راگرفت و با دوازده ضربه سر مقدس عزیز زهرا(س) را ازتن مقدسش جداساخت.(۱۱)
📚 پی نوشت :
۱)مقتل الحسین مقرم،ص351
۲)اللهوف،ص52
۳)مقتل الحسین خوارزمی،ج2،ص 34 .
۴)الارشاد، ج2،ص110
۵)الاتحاف بحب الاشراف،ص52 .
۶)اللهوف،ص 54 بحارالانوار،
۷)همان
۸)مقتل الحسین خوارزمی،ج2، ص37 .
۹)بحارالانوار،ج 98، ص 322.
۱۰)الکامل فی التاریخ،ج 2،ص572 .
۱۱)مقتل الحسین خوارزمی، ج2، ص 37 .
ادبــــستان
🔴 روز عاشورا اینگونه به هم تسلیت بگوییم:
⚫️ أعظَمَ اللهُ اجورَنا بمُصابِنا بِالحُسَینِ، وَ جَعَلَنا و ایّاکُم مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَع وَلیّهِ الامامِ المَهدیِّ مِن آلِ مُحَمَّدٍ صلوات الله علیهم
🔵 خداوند اجر ما را به سبب مصیبتی که از حسین به ما رسیده بزرگ گرداند و ما و شما را از کسانی قرار دهد که در کنار ولی دم او، امام مهدی از خاندان محمد(ص)، به خونخواهی او برمیخیزند.
عاشورای حسینی تسلیت باد
به نام نامی سر، باسمه تعالی سر
بلند مرتبه پیکر، بلند بالا سر
فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد
که بندۀ تو نخواهد گذاشت، هرجا سر
قسم به معنی لا یُمکِنُ الفرار از عشق
که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر
نگاه کن به زمین! ما رأیت إلّا تن
به آسمان بنگر! ما رأیت إلّا سر
سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند میروم با سر
هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.»
همان سری که “یحب الجمال” محوش بود
جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر
سری که با خودش آورد بهترینها را
که یک به یک، همه بودن سروران را سر
زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر
سپس به معرکه عابس، ”أجِنّنی" گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر
بنازم ”أمّ وهب” را، به پارۀ تن گفت
برو به معرکه با سر ولی میا با سر
خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر
چنانکه یک تن دیگر به آرزوش رسید
به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر
در این قصیده ولی آنکه حُسن مطلع شد
همان سریست که برده برای لیلا سر
همان که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود، پا تا سر
پسر به کوری چشمان فتنه، کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر
میان خاک، کلام خدا مقطعه شد
میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر
حروف اطهر قرآن و نعل تازۀ اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدنها سر
تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر
جدا شده است و سر از نیزهها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر
صدای آیۀ کَهفُ الرَّقیم میآید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر
بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر
عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟
به چوب، چوبۀ محمل، نه با زبان، با سر
دلم هوای حرم کرده است میدانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر
#سیدحمیدرضا_برقعی
Mohammad Ali Karimkhani4_5913376909470732116.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
#مستان_همه_افتاده...
#محمدعلی_کریمخانی
مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برای باغبان باقی نمانده
صحرا همه گلگون شده
هر بلبلی دلخون شده
مظلوم حسینم مظلوم حسینم
دور حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود
مستان همه افتاده و ساقی نمانده
یک گل برای باغبان باقی نمانده
صحرا همه گلگون شده
هر بلبلی دلخون شده
مظلوم حسینم مظلوم حسینم
ادبــــستان
Mohammad Ali Karim Khani4_5913376909470732117.mp3
زمان:
حجم:
3M
#چشمی_پر_از_باران
#محمدعلی_کریمخانی
گریه کنم اگر همی بهر تو گریه می کنم
ورنه زدیده ام عبث اشک رها نمی شود
گرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام
هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود
ای بدن تو غرق خون وی سر روت لاله گون
با چه خضاب کرده ای ؟ خون که حنا نمی شود
ادبـــستان