بداهه در رگم از خاطرات تو جاری ست
پس از تو زندگی ام یک عذاب اجباری ست
اگرچه هر غزل من نشان یک زخم است
برای دل ستمت هم شفای بیماری ست
چقدر خاطره دارد دل از نبودن هات
چقدر بی تو شب و روز و شعر تکراری ست
بخوان که طرز غزل گفتنم نمایان کرد
چقدر خون شده قلب کسی که سیگاری ست
نگاه کردنم اصرار و از تو هم انکار
همیشه لذت عاشق به این خود آزاری ست
از ابتدای جهان در کتاب عشق بشر
همیشه چشم کسی اول گرفتاری ست
#حسین_مرادی
دل من در گرو چشم تو آهوست هنوز
فتنه کردن هنر و رسم تو جادوست هنوز
از پی عشق روان میشوم و میدانم
که طناب تو همان جذبهی ابروست هنوز
کاش میشد نروی، بی تو زمین تب دارد
ابر بی خندهی تو، تشنه و اخموست هنوز
آمدن رسم گل و فصل بهار است ولی
کوچ در فصل خزان، رسم پرستوست هنوز
میخورد سبزه گره، دشت به من میخندد
که به دل وسوسهی نرمی بازوست هنوز
#مهتاب_بهشتی
روز طبیعت مبارک
قصد جان میکند این عید و بهارم بیتو
این چه عیدی و بهاریست که دارم بیتو
گیرم این باغ گُلاگُل بشکوفَد رنگین
به چه کار آیدَم ای گُل به چه کارم بیتو؟
با تو ترسَم به جنونم بکِشد کار ای یار
من که در عشق چنین شیفتهوارم بیتو
به گل روی تواَش در بگُشایم، ورنه
نکند رخنه بهاری به حصارم بیتو
گیرم از هیمه زُمُرد به نفس رویاندهست
بازهم باز بهارش نشمارم بیتو
با غمت صبر سپُردم به قراری که اگر
هم به دادم نرسی جان بسپارم بیتو...
#حسینمنزوی
من حاضرم که عشق مرا دیده تر کند
معشوقه ام دوباره مرا خون جگر کند
حکم است که شکسته بخواند نمازعشق
هر کس به شهر چشم سیاهت سفر کند
ان سیزده منم که دو چشمت اراده کرد
دیگر مرا بدر نکند ، دربدر کند
تصمیم دارد عاشق شوریده سر دگر
این عمر را فقط به هوای تو سر کند
فرجام تلخ عاشقی ام سودخالص است
معشوق اگر به عمق دل من نظر کند
دنبال سود عشق کسی می رود اگر
باید در این معامله حتما ضرر کند
بزدل کجا و بیشه ی عشق و جنون کجا
زین بیشه شیر نر چه بسا که حذر کند
قانون جنگل است در این بیشه ممکن است
آهو هوای صید دو صد شیر نر کند
چشمت اسیر کرده مرا ، من ز عمق جان
می خواستم نگاه تو در من اثر کند ...
#حسن_غفاری
@shervamusiqiirani - بزم شاعران-ایرج و گلپایگانی.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
🍂🌺🍂
🌺
سپاس و شکر یزدان را که یار غمگسار آمد
نگار سرو رفتارم به شادی در کنار آمد
گل بختم به پیروزی شکفت از باد نوروزی
به بوی آنکه دلدارم چو شاخ گل به بار آمد
بهار آمد بهار آمد که عالم بوی جان گیرد
بنال ای بلبل عاشق که یار گلعذار آمد
از آن میخانه باقی كه باشد شاهد و ساقی
شرابی خورده ام جانا كه عقلم بی قرار آمد
قیامت در قیامت بین نگار سرو قامت بین
كز او عالم بهشتی شد هزاران نو بهار آمد
گل بختم به پیروزی شكفت از باد نوروزی
به بوی آنكه دلدارم چو شاخ گل به بار آمد
#مولوی
🌺
🍂🌺🍂
🍃🍂🌺🍃🍂🌺
✨🍃🍂🌺🍃🍂🌺🍃🍂🌺
قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند
بس خجالت که از این حاصل اوقات بریم
#حافظ🌱