eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
172 دنبال‌کننده
379 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتی شتاب رفتن من از برای توست آهسته تر برو که دلم زیر پای توست با قهر میگریزی و گویا که غافلی آرام سایه‌ای همه جا در قفای توست سر در هوای مهر تو رفت و هنوز هم در این سری که از کف ما شد هوای توست چشمت رهم نمیدهد به گذر گاه عافیت بیمارم و خوشم که دلم مبتلای توست خوش میروی به خشم و به ما رو نمیکنی این دیده از قفا به امید وفای توست ای دل نگفتمت مرو از راه عاشقی؟ رفتی، بسوز، این‌همه آتش سزای توست ما را مگو حکایت شادی که تا به حشر مایئم و سینه‌ای که در آن ماجرای توست بیگانه‌ام ز عالم و بیگانه‌ای ز ما بیچاره آن کس که دلش آشنای توست بگذشت و گفت این به قفس افتاده کیست این مرغ پر شکسته محزون همای توست
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خوش آن نیاز که رفعِ حیا تواند کرد نگاه را به نگاه آشنا تواند کرد خوش آن نگاه که در آشنایی اوّل شروع در سخن مدّعا تواند کرد خوش آن غرور که وام دوصد جواب سلام به یک کرشمه‌ی ابرو ادا تواند کرد خوش آن ادا که هزاران هزار وعده‌ی ناز به نیم جنبش مژگان روا تواند کرد خوش آن فریب که در عین تیغ راندن‌ها علاجِ دعویِ صد خون‌بها تواند کرد خوش است طرزِ اداهای خاص با وحشی خوش آن که پیرویِ طرزِ ما تواند کرد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دم به دم تنگ كنم داير‌ه‌ی خلوت خويش تا بدانجا كه دهم دل به دل صحبت خويش دوری و دوستی و حرف كم و رنجش كم با چنين شيوه توان داشت نگه عزّت خويش! زود رنجيدن اگر جرم منِ ساده دل است جمع ياران ابدی باد و مرا عزلت خويش
تو قله‌ی خیالی و تسخیر تو محال بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی شرح تو غیر ممکن و تفسیر تو محال عنقای بی‌نشانی و سیمرغ کوه قاف تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال بیچاره‌ی دچار تورا چاره جز تو چیست؟ چون مرگ ناگزیری و تدبیر تو محال ای عشق، ای سرشت من، ای سرنوشت من! تقدیر من غم تو و تغییر تو محال ...!
جلوه گل_علیرضا قربانی4_5874951958787264921.mp3
زمان: حجم: 8.2M
تو بر کرانهٔ عالمِ درونِ خویش به یغما فتاده‌ای کَز این هزار هزاران یکی نگفت که بر شانه‌ات چه می‌گذرد؟ محمد مختاری🌱
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهی کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم جرعه جام بر این تخت روان افشانم غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من ناز نمیـکشم دلت خواست برو کج کج نکنم نگاه و یکراست برو هرجور که مایلی، بزن قیدِ مرا هرچند دلم یکه و تنهاست، برو هی بر سرِ من منّتِ ماهت نگذار تاریکی از این به بعد زیباست، برو خودخواهی و در فکرِ خودت هستی و بس پس خواهش و التماس، بیجاست، برو روراست بگویم نه من آن مجنونم نه در سرِ تو هوایِ لیلاست، برو یک لحظه نگـاه هم نکن پشتِ سرت در رویِ تو و خاطره ها "وا"ست، برو از اولِ کـار، اشتباه از من بود آری همه "از ماست که بر ماست"، برو بی معرفتی ولی ندارم گله ای این رسمِ همیشه هایِ دنیاست، برو یک روز که دلتنگ شدی میفهمی حسرت "تو"یِ هرگز نشده "ما"ست، برو...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا