eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
177 دنبال‌کننده
402 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Homayoun Shajarian4_5823482762929115694.mp3
زمان: حجم: 13.7M
امشب اگر یاری کنی امشب اگر یاری کنی ای دیده طوفان می کنم آتش به دل می افکنم دریا به دامان می کنم دریا به دامان میکنم ... می جویمت می جویمت با آن که پیدا نیستی می خواهمت می خواهمت می خواهمت می خواهمت بازآ که فرمان می برم عشق تو با جان می خرم هر چند پنهان می کنم هر چند پنهان می کنم آن را که می خواهی ز من آن می کنم آن می کنم آن می کنم آن می کنم ... می جویمت می جویمت می خواهمت می خواهمت بازآ که فرمان میبرم عشق تو با جان می خرم عشق تو با جان می خرم ... ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هرڪسـے یارے درین ڪاشانہ دارد؛ من تو را یڪ هـدف از رفتن میخانہ دارد؛ من تـو را هـر ڪـہ مـستے مـے ڪند، یـڪ دلبـر نازڪ ادا در ڪـنـار سـاغـر و پـیـمـانہ دارد؛ مـن تـو را هرڪہ را دیدم بہ فرداهاے خود دل دادہ است آرزوهـــا در دل دیــوانـــہ دارد؛ مــن تـو را هـر ڪـہ عاشـق میـشود با جادوے یڪ دلفریـب در بغـل معشـوقہ اے فتـانہ دارد؛ مـن تـو را در طـواف عـاشـقے بایـد بـسـوزے دم بـہ دم ڪعبـہ اے اینگونـہ هر پـروانہ دارد؛ مـن تو را هرڪسے دریڪ ستارہ بخت خود را دیدہ است پیش خود یڪ آسمان افسانہ دارد؛ من تو را عاشق شوریدہ دل، در دفتر شعرش نوشت: هر ڪـسے یـڪ دلبـر جانـانہ دارد؛ مــن تـو را ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت! که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟ که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم   ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در میان چشم ها عشق است تنها چشم تو چشـــم هــایم را درآورده ست از پا چشـم تو از همــــان درس دبستــــان چشم تو آموختم چون نوشتم بعد چنـــدین آب بابا چشــم تو! شاڪے اند از برق چشمت ڪل دنیا مثل من مـــــاه عینک مــــی زند وقتی شود وا چشم تو پلک هایم ابر، وقت گریه ام با یک نگاه باردارش می کـــــند این ابرها را چشم تو طاق ابروی تو قدس و کعبه ام چشمان تو وقت سجده پشت من ابرو و بالا چشم تو چشم من وقت سحر چشم انتظار چشم تو چشـــم تو وا که شــود حی علی تا چشــم تو کاش میشد لحظه ای با چشم تو خلوت کنم ای خدا... من باشم و تنهای تنها چشم تو... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کاش دور و بر ما، این همه دلبند نبود و دلم پیش کسی، غیر خداوند نبود آتشی بودی و هر وقت تو را می‌دیدم مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود مثل یک غنچه که از چیده شدن می‌ترسید خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود هر چه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هر چند نبود! شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول بین این دو چه کنم، نقطه‌ی پیوند نبود مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت جای آن‌ها که به دنبال تو بودند نبود بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته! کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود... ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از در درآمدی و من از خود به در شدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی‌خبر شدم چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده‌ور شدم بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم او را خود التفات نبودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شدم گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم   همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان