1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#بیکلام
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم
به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم
چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم
زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم
خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
#فاضل_نظری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
در میان چشم ها عشق است تنها چشم تو
چشـــم هــایم را درآورده ست از پا چشـم تو
از همــــان درس دبستــــان چشم تو آموختم
چون نوشتم بعد چنـــدین آب بابا چشــم تو!
شاڪے اند از برق چشمت ڪل دنیا مثل من
مـــــاه عینک مــــی زند وقتی شود وا چشم تو
پلک هایم ابر، وقت گریه ام با یک نگاه
باردارش می کـــــند این ابرها را چشم تو
طاق ابروی تو قدس و کعبه ام چشمان تو
وقت سجده پشت من ابرو و بالا چشم تو
چشم من وقت سحر چشم انتظار چشم تو
چشـــم تو وا که شــود حی علی تا چشــم تو
کاش میشد لحظه ای با چشم تو خلوت کنم
ای خدا... من باشم و تنهای تنها چشم تو...
#روحاله_عسگری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
کاش دور و بر ما، این همه دلبند نبود
و دلم پیش کسی، غیر خداوند نبود
آتشی بودی و هر وقت تو را میدیدم
مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود
مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید
خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود
هر چه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هر چند نبود!
شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول
بین این دو چه کنم، نقطهی پیوند نبود
مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت
جای آنها که به دنبال تو بودند نبود
بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد
اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود
آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!
کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود...
#کاظم_بهمنی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیدهور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
#سعدی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
یادگاری از زیارت و پابوس اخیر ولی نعمت مان
رسیدم تا حرم گویی کسی میگفت در گوشم
بیا ای خسته از دنیا که من باز است آغوشم
سلیمانا بیا بردار بار از شانه موری
مرا باریست از غمها که سنگین است بر دوشم
کجا پیدا کنم دیگر شراب از این طهوراتر؟
بهشت اینجاستا اینجایی که دارم چای مینوشم
بهجز دامان تو دستانم از هر ثروتی خالیست
مکن ای شاه در تنهایی محشر فراموشم
#میلاد_حبیبی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
دل چون توان بریدن از او؟ مشکل است این
آهن که نیست جان من، آخر دل است این
من میشناسم این دل مجنون خویش را
پندش مگوی که بیحاصل است این
جز بند نیست چارهی دیوانه و حکیم
پندش دهد هنوز، عجب عاقل است این
گفتم طبیبِ این دلِ بیمار آمدهست
ای وای بر من و دلِ من، قاتل است این
منت چرا نهیم که بر خاک پای یار
جانی نثار کردم و ناقابل است این
اشک مرا بدید و بخندید مدعی
عیبش مکن که از دل ما غافل است این
پندم دهد که سایه درین غم صبور باش
در بحر غرقهام من و بر ساحل است این
#هوشنگ_ابتهاج
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان