کاش دور و بر ما، این همه دلبند نبود
و دلم پیش کسی، غیر خداوند نبود
آتشی بودی و هر وقت تو را میدیدم
مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود
مثل یک غنچه که از چیده شدن میترسید
خیره بودم به تو و جرات لبخند نبود
هر چه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم
کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هر چند نبود!
شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول
بین این دو چه کنم، نقطهی پیوند نبود
مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت
جای آنها که به دنبال تو بودند نبود
بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد
اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود
آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته!
کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود...
#کاظم_بهمنی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از در درآمدی و من از خود به در شدم
گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیدهور شدم
بیزارم از وفای تو یک روز و یک زمان
مجموع اگر نشستم و خرسند اگر شدم
او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند نظر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
#سعدی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
یادگاری از زیارت و پابوس اخیر ولی نعمت مان
رسیدم تا حرم گویی کسی میگفت در گوشم
بیا ای خسته از دنیا که من باز است آغوشم
سلیمانا بیا بردار بار از شانه موری
مرا باریست از غمها که سنگین است بر دوشم
کجا پیدا کنم دیگر شراب از این طهوراتر؟
بهشت اینجاستا اینجایی که دارم چای مینوشم
بهجز دامان تو دستانم از هر ثروتی خالیست
مکن ای شاه در تنهایی محشر فراموشم
#میلاد_حبیبی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
دل چون توان بریدن از او؟ مشکل است این
آهن که نیست جان من، آخر دل است این
من میشناسم این دل مجنون خویش را
پندش مگوی که بیحاصل است این
جز بند نیست چارهی دیوانه و حکیم
پندش دهد هنوز، عجب عاقل است این
گفتم طبیبِ این دلِ بیمار آمدهست
ای وای بر من و دلِ من، قاتل است این
منت چرا نهیم که بر خاک پای یار
جانی نثار کردم و ناقابل است این
اشک مرا بدید و بخندید مدعی
عیبش مکن که از دل ما غافل است این
پندم دهد که سایه درین غم صبور باش
در بحر غرقهام من و بر ساحل است این
#هوشنگ_ابتهاج
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
از کنارم رد شدی بی اعتنا نشناختی
چشم در چشمم شدی اما مرا نشناختی
در تمام خا له بازی های عهد کودکی
همسرت بودم همیشه بی وفا نشناختی؟
لی له بازکوچه ی مجنون صفت ها فکرکن
جنب مسجد خانه ی آجرنما نشناختی ؟
دختر همسایه یاد جر زنیهایت بخیر
این منم تک تاز گرگم برهوا نشناختی؟
اسم من آقاست اما سالها پیش این نبود
ماه بانو یادت آمد؟مشتبا !! نشناختی؟
کیست این مردنگهبانت که چشمش برمن است
آااااه آری تازه فهمیدم چرا نشناختی ......
#هادی_معراجی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
#داستان
در میان دو یار محبوب، خصومتی و کدورتی واقع شده بود و بههیچ نوع به مصالحه رضا نمی دادند. روزی حضرت.مولانا درمیان معرفت گفتن فرمود که: "حق تعالی مردم را بر دو نوع آفریده است: یکی بر مثال خاک است جامد و بیحرکت؛از غایت ثقالت(سنگینی) و گرانی؛دوم بر مثال آب است: دائم روان و سیار. همانا که چون این آب روان بر سر آن خاکستان روان شود؛ از برکت مجاورت همدیگر، صدهزار گلزار برمیدمد و ازهار(شکوفه ها) و اثمار(میوه ها) آن در حرکت میآید... اکنون ای نورالدین! چون برادرت حکم خاکی گرفته، از جا نمیجنبد و به صلح تو نمیخنبد، تو آب صفت کرم کن و قدم رنجه فرما و به سوی او روان شو تا روان یاران بیاساید...فیالحال سر نهادند و صالحانه صلحی کردند."
#مناقب_العارفین
#صفحه۴۶۴