eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
177 دنبال‌کننده
404 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دل چون توان بریدن از او؟ مشکل است این آهن که نیست جان من، آخر دل است این    من می‌شناسم این دل مجنون خویش را  پندش مگوی که بی‌حاصل است این جز بند نیست چاره‌ی دیوانه و حکیم پندش دهد هنوز، عجب عاقل است این گفتم طبیبِ این دلِ بیمار آمده‌ست ای وای بر من و دلِ من، قاتل است این  منت چرا نهیم که بر خاک پای یار  جانی نثار کردم و ناقابل است این  اشک مرا بدید و بخندید مدعی  عیبش مکن که از دل ما غافل است این پندم دهد که سایه درین غم صبور باش در بحر غرقه‌ام من و بر ساحل است این همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از کنارم رد شدی بی اعتنا نشناختی چشم در چشمم شدی اما مرا نشناختی در تمام خا له بازی های عهد کودکی همسرت بودم همیشه بی وفا نشناختی؟ لی له بازکوچه ی مجنون صفت ها فکرکن جنب مسجد خانه ی آجرنما نشناختی ؟ دختر همسایه یاد جر زنیهایت بخیر این منم تک تاز گرگم برهوا نشناختی؟ اسم من آقاست اما سالها پیش این نبود ماه بانو یادت آمد؟مشتبا !! نشناختی؟ کیست این مردنگهبانت که چشمش برمن است آااااه آری تازه فهمیدم چرا نشناختی ...... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در میان دو یار محبوب، خصومتی و کدورتی واقع شده بود و به‌هیچ نوع به مصالحه رضا نمی دادند. روزی حضرت.مولانا درمیان معرفت گفتن فرمود که: "حق تعالی مردم را بر دو نوع آفریده است: یکی بر مثال خاک است جامد و بی‌حرکت؛از غایت ثقالت(سنگینی) و گرانی؛دوم بر مثال آب است: دائم روان و سیار. همانا که چون این آب روان بر سر آن خاکستان روان شود؛ از برکت مجاورت همدیگر، صدهزار گلزار برمی‌دمد و ازهار(شکوفه ها) و اثمار(میوه ها) آن در حرکت می‌آید... اکنون ای نورالدین! چون برادرت حکم خاکی گرفته، از جا نمی‌جنبد و به صلح تو نمی‌خنبد، تو آب صفت کرم کن و قدم رنجه فرما و به سوی او روان شو تا روان یاران بیاساید...فی‌الحال سر نهادند و صالحانه صلحی کردند."
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد اشک ریزانِ دعا، دست به دامان تو شد مات و مبهوتِ از این خلقت زیبای عجیب آسمان را به تو بخشید و گُل افشان تو شد روسری از سر تو رفت عقب، ماه گرفت ماه پَرپَر شد و پَژمرد و به قربان تو شد چه شد این چشم منِ مُلحدِ افسانه پرست تار مویی ز تو را دید و مسلمان تو شد با دل سرکش بی عاطفه ی خسته ی من تو چه کردی که دلم گوش به فرمان تو شد آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همه قصّه ی شاعری ام یکسره دیوان تو شد جگرم خون شده، ای کاش که می فهمیدی در خودش گم شده بود آنکه غزل خوان تو شد همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی! زیر لب از آن کینه دیرینه چه گفتی؟ این دست وفا بود، نه دست طلب از دوست! اما تو، به این دست پر از پینه چه گفتی؟ دل، اهل مکدر شدن از حرف کسی نیست ای آه جگرسوز! به آیینه چه گفتی؟ از بوسه گلگون تو خون می‌چکد ای تیر! جان و جگرم سوخت! به این سینه چه گفتی؟ از رستم پیروز همین بس که بپرسند: از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟ همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خفته در چشم تو نازیست که من می دانم نگهت دفتر رازیست که من می دانم قصه ایی را که به من طره کوتاه تو گفت رشته عمر درازیست که من می دانم بی نیازانه به ما می گذرد دوست ، ولی سینه اش بحر نیازیست که من می دانم گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع سایه را سوز و گدازیست که من می دانم یک حقیقت به جهان هست که عشقش خوانند آن هم ای دوست مجازیست که من می دانم  همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان