eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
177 دنبال‌کننده
402 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شد اشک ریزانِ دعا، دست به دامان تو شد مات و مبهوتِ از این خلقت زیبای عجیب آسمان را به تو بخشید و گُل افشان تو شد روسری از سر تو رفت عقب، ماه گرفت ماه پَرپَر شد و پَژمرد و به قربان تو شد چه شد این چشم منِ مُلحدِ افسانه پرست تار مویی ز تو را دید و مسلمان تو شد با دل سرکش بی عاطفه ی خسته ی من تو چه کردی که دلم گوش به فرمان تو شد آنقدَر از تو نوشتم همه جا پیش همه قصّه ی شاعری ام یکسره دیوان تو شد جگرم خون شده، ای کاش که می فهمیدی در خودش گم شده بود آنکه غزل خوان تو شد همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی! زیر لب از آن کینه دیرینه چه گفتی؟ این دست وفا بود، نه دست طلب از دوست! اما تو، به این دست پر از پینه چه گفتی؟ دل، اهل مکدر شدن از حرف کسی نیست ای آه جگرسوز! به آیینه چه گفتی؟ از بوسه گلگون تو خون می‌چکد ای تیر! جان و جگرم سوخت! به این سینه چه گفتی؟ از رستم پیروز همین بس که بپرسند: از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی؟ همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خفته در چشم تو نازیست که من می دانم نگهت دفتر رازیست که من می دانم قصه ایی را که به من طره کوتاه تو گفت رشته عمر درازیست که من می دانم بی نیازانه به ما می گذرد دوست ، ولی سینه اش بحر نیازیست که من می دانم گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع سایه را سوز و گدازیست که من می دانم یک حقیقت به جهان هست که عشقش خوانند آن هم ای دوست مجازیست که من می دانم  همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای عشق تو بر هم زده کاشانه‌ی ما را آراسته آیینِ غمت خانه‌ی ما را ای باد! پریشان مکن آن سلسله‌ی زلف زاین بیش مرنجان دل دیوانه‌ی ما را از دولت سودای تو افسانه‌ی شهریم کس نیست که گوید به تو افسانه‌ی ما را این طرح که غم در دل ویران من افکند در هم شکند کلبه‌ی ویرانه‌ی ما را از خون جگر شد قدحِ دیده لبالب ای شوخ! ببین ساغر و پیمانه‌ی ما را از بختِ سیه بین که بشد عمر و نیفروخت یک شب مَهِ رخسار تو کاشانه‌ی ما را «رامی!» چه توان کرد؟ که آن شمع دل‌افروز پروا نکند سوخته پروانه‌ی ما را... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ناز تو و نیاز تو ، شد همه دلپذیر من ناز تو دلپذیر شد ، هستی نا گزیر من چشم گلاب خانه ات ،مشک رها به شانه ات نافه ی آهوانه ات ، قافله ی عبیر من عشق تو بود و شعر ما : یک وطن و دو پادشا گفتم شان که ازشما ، تا که بود ، امیر من ؟ پاسخ من از آن میان ، عشق تو داد و گفت : هان ! سینه ی تو سریر او ، سینه ی او ، سریر من همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من از میانِ تمامِ کتاب ها آن ‌که شبیهِ تو بود برگُزیدم و از دلِ تمام صفحات آن که عطرِ دست های تو را داشت انتخاب ‌کردم و از تمام صفحه ها برگی ‌که به لطافت نگاهِ تو بود دیدم و از این برگ، خطی‌ که طعم تو را داشت خواندم اینک دوستت دارم... دوستت دارم، و دوستت دارم را مُدام تکرار‌ می‌کنم که در تو خلاصه می شود ای عصاره ی‌ تمامِ شعرهای ناگفته تو نیز لب به این تکرارِ رویاگونه بُگشا تا خدا به گلهای رازقیِ باغچه اش بگوید... از تو یاد بگیرند عطر افشانی را! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان