eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
383 عکس
167 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چون شیر،بین معرکه ها پا گذاشتنند آنانکه عشق را به تماشا گذاشتند یک آسمان ستاره کشیدند و دراُفق آیاتی ازحضور به معنا گذاشتند سربند سرخ،بسته و با رمزیاحسین پا درمسیرحضرت سقا گذاشتند لب تشنه ،دل به دامن دریای خون زدند داغ عطش به سینۀ دریا گذاشتند جان را به کف گرفته  و در راه عاشقی آثارعشق برتن خود جا گذاشتند مست ازشراب ناب طهوراً شدند وبعد مجنون شدند و،پای به صحرا گذاشتند سر را به پای دوست فکندند ،بی دریغ تن را به تیغ تیزبلا وا گذاشتند تا دست خارجی نرسد سمت این وطن خود،دست و پا به صحنۀ هیجا گذاشتند درموج خون شکفته کشیدند لاله را شب را میان حادثه تنها گذاشتند همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شبیه قطره بارانی که آهن را نمی فهمد دلم فرق رفیق و فرق دشمن را نمی فهمد نگاهی شیشه ای دارم به سنگ مردمک هایت الفبای دلت معنای «نشکن!» را نمی فهمد هزاران بار دیگر هم بگویی: «دوستت دارم» کسی معنای این حرف مبرهن را نمی فهمد من ابراهیم عشقم، مردم اسماعیل دلهاشان محبت مانده شمشیری که گردن را نمی فهمد چراغ چشمهایت را برایم پست کن دیگر نگاهم فرق شب با روز روشن را نمی فهمد دلم خون است تا حدی که وقتی از تو می گویم فقط یک روح سرشارم که این تن را نمی فهمد برای خویش دنیایی شبیه آرزو دارم کسی من را نمی فهمد... کسی من را نمی فهمد همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای یار دوردست که دل می‌بری هنوز چون آتش نهفته به خاکستری هنوز هر چند خط کشیده بر آیینه‌ات زمان در چشمم از تمامي خوبان، سری هنوز سودای دلنشین نخستین و آخرین! عمرم گذشت و توام در سری هنوز ای نازنین درخت نخستین گناه من! از میوه‌های وسوسه بارآوری هنوز آن سیب‌های راه به پرهیز بسته را در سایه سار زلف، تو می‌پروری هنوز با جرعه‌ای ز بوی تو از خویش می‌روم آه ای شراب کهنه که در ساغری هنوز... ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌ ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدمیزادست دیگر دوست دارد دق کند گاه گاهی گوشه ای بنشیند و هق هق کند با خودش خلوت کند از دست بی کس بودنش هی شکایت از خودش از خلق و از خالق کن من شدم این روز ها خورشید سرگردان که حیف در پی ات باید مکرر مغرب و مشرق کند آنقدر با چشم هایت دلبری کردی که شیخ جرات این را ندارد صحبت از منطق کند حد بی انصاف بودن را رعایت کن برو ماندن تو می تواند شهر را عاشق کند کاش می شد کنج دنجی را شبی پیدا کنم آدمیزادست دیگر دوست دارد دق کند همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در بر گرفته ای مرا ای از تبار کوچ باشد که دوباره به آشیان دل من سفر کنی خوشنویس: مسعود قاسمزاده ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شاعر دکلمه خوشنویسی: دیر آمدی ... دُرُست! پرستارِ پروانه و ارغوان بوده‌ای، دُرُست! مراقب خواناترین ترانه از هق‌هقِ گریه بوده‌ای، دُرُست! رازدارِ آوازِ اهل باران بوده‌ای، دُرُست! خواهرِ غمگین‌ترین خاطراتِ دریا بوده‌ای، دُرُست! اما از من و این اندوهِ پُرسینه بی‌خبر، چرا؟ ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان