eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
383 عکس
167 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
مژگان به هم بزن که بپاشی جهان من کوبی زمین من به سر آسمان من درمان نخواستم ز تو من درد خواستم یک درد ماندگار! بلایت به جان من می سوزم از تبی که دماسنج عشق را از هرم خود گداخته زیر زبان من تشخیص درد من به دل خود حواله کن آه ای طبیب درد فروش جوان من نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را تا خون بدل به باده شود در رگان من گفتی : غریب شهر منی این چه غربت است کاین شهر از تو می شنود داستان من خاکستری است شهر من آری و من در آن آن مجمری که آتش زرتشت از آن من زین پیش اگر که نصف جهان بود بعد از این با تو شود تمام جهان اصفهان من همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مجله ادبــــسـتان
سربلند #ناصر_عبدالهی #قیصر_امین_پور ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
🔺این عکس سراپا اگر زرد و پژمرده ایم ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالی، لب پنجره پُر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر خون دل بود، ما خورده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر داغ شرط است، ما برده ایم اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم! اگر خنجر دوستان، گرده ایم! گواهی بخواهید، اینک گواه: همین زخم هایی که نشمرده ایم! دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده ایم همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پاییز آمده ست که خود را ببارمت! پاییز: نام ِ دیگر ِ «من دوست دارمت» بر باد می دهم همه ی بود ِ خویش را یعنی تو را به دست خودت می سپارمت! باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو... وقتی که در میان خودم می فشارمت پایان تو رسیده گل ِ کاغذی ِ من حتی اگر که خاک شوم تا بکارمت اصرار می کنی که مرا زودتر بگو گاهی چنان سریع که جا می گذارمت! پاییز من، عزیز ِ غم انگیز ِ برگریز! یک روز می رسم... و تو را می بهارمت!!! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از کُلِّ جهان یک نَظَرِ لطف تو کافی‌ست هرچیز به جز توشه‌ی مهرِ تو اضافی‌ست ابلیس از آن روز که مهرت به دلم شد فریاد برآورد و به دنبال تلافی‌ست ای اول و ای آخر و ای ظاهر و باطن در وصف تو هر قول و غزل قافیه بافی‌ست باطل شده با نام تو هر جنبل و جادو هر ذکر، جُز اللّهُ صَمَد وردِ خُرافی ست قلبم به رکوع است و سجود است و تشهد جانم به سلام آمده این فرصتِ صافی‌ست باید به تو رو کرد که آرام جهانی در سخت ترین حادثه یاریِ تو کافی‌ست همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تير برقي «چوبيم» در انتهاي روستا بي فروغم کرده سنگ بچه هاي روستا ريشه ام جامانده در باغي که صدها سرو داشت کوچ کردم از وطن، تنها براي روستا آمدم خوش خط شود تکليف شبها،آمدم نور يک فانوس باشم پيش پاي روستا ياد دارم در زمين وقتي مرا مي کاشتند پيکرم را بوسه مي زد کدخداي روستا حال اما خود شنيدم از کلاغي روي سيم قدر يک ارزن نمي ارزم براي روستا کاش يک تابوت بودم کاش آن نجار پير راهيم مي کرد قبرستان به جاي روستا قحطي هيزم اهالي را به فکر انداخته است بد نگاهم مي کند ديزي سراي روستا من که خواهم سوخت حرفي نيست اما کدخدا تير سيماني نخواهد شد عصاي روستا همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا