Homayoun Shajarian Ft Fardin Khalatbari [ CafehMusic.com ]4_5924834928733721898.mp3
زمان:
حجم:
11.1M
محرم به اسرار
(آلبوم گاه فراموشی)
#همایون_شجریان
#فردین_خلعتبری
کی می شود حاضر شوی محرم به اسرارت شوم
یا تو اسیر من شوی یا من گرفتارت شوم
کی می شود در شک تو یک دم یقین باشد مرا
تا در صف کفار تو جمعی اغیارت شوم
از چشمت افتادم مگر چند این عذابم می دهی
یکتا نباشم در برت در بین اقمارت شوم
فرصت نمی خواهم دگر تا شرحه عشق گویمت
دیگر نمی خواهم تو را تا عاشق زارت شوم
چون یک قدم پا می نهم افسوس گر پا میکشی
زینهار فرصت می دهی اینبار زینهارت شوم
از چشمت افتادم مگر چند این عذابم می دهی
یکتا نباشم در برت در بین اقمارت شوم
من خواب دیدم شاهدم بردار و مشهودی مرا
بگذار در خواب خودم یک بار بر دارت شوم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
افکنده زبس دوران در زحمت و تشویشم
وحشت زده از غیرم، خجلت زده از خویشم
چون بیم و امیدی نیست دلرا زجهان دیگر
لذت ندهد نوشم، زحمت ندهد نیشم
این زندگی شیرین، تلخ است به من آنسان
کز درد نپرهیزم، وز رنج نیندیشم
چون خار مغیلان است، در دیده گل باغم
چون مرغ گرفتار است، در سینه دل ریشم
جز عشق نمی ورزم، جز دوست نمی خواهم
نه در هوس جاهم، نه فکر کم و بیشم
من عاشق آن ماهم، پرسی اگر از دینم
من بندۀ آن شاهم خواهی اگر از کیشم
از روز نخست استاد، در راه طلب ننهاد
جز عشق فرا راهم، جز دوست فرا پیشم
درویشی و خرسندی آنگونه که حافظ خواست
اکنون به مراد ماست، خرسندم و درویشم
#پارسا_تویسرکانی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Homayoun Shajarian4_5825580983302227963.mp3
زمان:
حجم:
4.8M
🎶 آتش جاودان
🎙️#همایون_شجریان
آتش دل یا آتشی در سینه دارم جاودانی، عنوان تصنیفی قدیمی در مایه دشتی است که شعر آن توسط حسین پژمان بختیاری (زاده ۱۲۷۹، درگذشت ۱۳۵۳ در تهران)، شاعر و ترانه سرای نامی ایران بر روی آهنگی از مرتضی نی داوود (زاده ۱۲۷۹ در تهران، درگذشت: ۱۳۶۹ درلسآنجلس)، سروده شدهاست.
آتشی؛ در سینه دارم، جاودانی
عمرِ من؛ مرگی است، نامش زندگانی!
رحمتی کن؛ کز غمت، جان می سپارم
بیش از اینم؛ طاقتِ هجران ندارم
کی نهی بر سرم پای؛ ای پری از وفاداری
شد تمام اشکِ من؛ بس در غمت کرده ام زاری
نوگلی زیبا بود؛ حسن وُ جوانی
عطر آن گل؛ رحمت است وُ مهربانی
نا پسندیده بود؛ دل شکستن
رشته ی الفت وُ یاری، گسستن
کِی کنی ای پری؛ ترکِ ستمگری؟!
می فکنی نظری؛ آخر به چشمِ ژاله بارم
گر چه نازِ دلبران؛ دل تازه دارد
ناز هم بر دلِ من؛ اندازه دارد
هیچ اگر ترحمی نمی کنی؛ بر حالِ زارم
جز دمی که بگذرد؛ که بگذرد از چاره، کارم
دانمت که بر سرم گذر کنی؛ به رحمت اما
آن زمان که بر کشد؛ گیاهِ غم سر از مزارم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
وقتی تو باز می گردی
کوچک-ترین ستاره ی چشمم خورشید است
و اشتیاق لمس تو
شاید
شرم قدیم دستهایم را،
مغلوب می کند
وقتی تو بازمی گردی
پاییز
با آن هجوم تاریخی
ـ می دانیم ـ
باغ بزرگمان را
از برگ و بار
تهی کرده است
در معبرت اگر نه
فانوس های شقایق را
روشن می کردم
و مقدم تو را
رنگین کمانی از گل می بستم
وقتی تو باز می گشتی
وقتی تو نیستی
گویی شبان قطبی
ساعت را
زنجیر کرده اند
و شب،
بوی جنازه های بلاتکلیف
می دهد
و چشمها
گویی تمام منظره ها را،
تا حد خستگی و دل زدگی،
از پیش دیده اند.
وقتی تو نیستی
شادی کلام نامفهومی است
و «دوستت میدارم» رازی است
که در میان حنجرهام دق می کند
وقتی تو نیستی
من فکر می کنم تو
آن قدر مهربانی
که توپ های کوچک بازی
گل های کاغذین گلدان ها
تصویرهای صامت دیوار
و اجتماع شیشها ی فنجان ها،
حتی
از دوری تو رنج می برند
و من چگونه بی تو نگیرد دلم؟
اینجا که ساعت و
آیینه و
هوا
به تو معتادند.
و انعکاس لهجه ی شیرینت
هر لحظه زیر سقف شیفتگی هایم
می پیچد
ای راز سربه مهر ملاحت!
رمز شگفت اشراق!
ای دوست!
آیا کجاوه ی تو
از کدام دروازه
می آید
تا من تمام شب را
رو سوی آن نماز بگذارم
کی؟
در کدام لحظه ی نایاب؟
تا من دریچه های چشمم را
به انتظار،
باز بگذارم
وقتی تو باز می گردی
کوچکترین ستاره ی چشمم خورشید است
#حسین_منزوی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
شهر وقتے با تو باشم از خبر پر میشود
ڪوچہ و بازار از اهل نظر پر میشود
بس ڪبوترها بہ شوقت بیقرارے میڪنند
تا تو میآیے حیاط از بال و پَر پُر میشود
در دلم جایے براے هیچڪس غیر از تو نیست
گاہ یڪ دنیا فقط با یڪ نفر پر میشود
ڪاسهے صبر من از شبْ گریههایم سر نرفت
ظرف من دریاست؛ با باران مگر پر میشود؟
در قناعت، بزم ما از دیگران رنگینتر است
سفرهے ما ڪوچڪ است و سادهتر پر میشود
خندهات یڪ روز احیا میڪند این عشق را
روزگارے این نمڪدان از شڪر پر میشود...
#سید_سعید_صاحب_علم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
بانوی ترمه پوش ، غزل ها فدایتان!
آیا وکیلم عشق بریزم به پایتان؟
از گیر و دار زندگی امشب دلم گرفت!
آیا اجازه هست بمیرم برایتان؟
دنیا تلاش کرد فراموشتان کنم !
اما چگونه بگذرم از چشم هایتان!؟
من آدمم بهشت به دردم نمیخورد!
آماده ام گناه کنم پا به پایتان!
میخواستم اجازه بگیرم ولی چه سود
سهمم سکوت بود فقط،ازصدایتان!
ابلیس خواست یکه و تنها شوم ولی
امشب خدا نشسته کنارم به جایتان!...
#داود_نعمتی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان