با آنکه دلسپردهتر از من ندیدهای
بیجا و بیدلیل دل از من بریدهای
دزدیدهاند از لبِ تو خنده را مگر؟
با اخم خود کجای جهان را خریدهای؟!
صدها غزل برای تو گفتند شاعران
باید تو را احاطه کنم در قصیدهای
صیّاد، بیقرار و گرفتار چشمِ صید
از دام ما به بام که آخر پریدهای؟
کنعان کجا و مصر کجا؟ بیسبب مرا
از قعر چاه تا دلِ زندان کشیدهای
یا رب! دلیلِ خلقت دیوانهها چه بود؟
ما را برای خندهی خلق آفریدهای؟!
#فرهاد_شریفی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Shahram Nazeri shahram_nazeri_ayooha_saaghi_dobeit .mp3
زمان:
حجم:
6.7M
🎵 ایها الساقی
🎙#شهرام_ناظری
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
با آنکه دلسپردهتر از من ندیدهای
بیجا و بیدلیل دل از من بریدهای
دزدیدهاند از لبِ تو خنده را مگر؟
با اخم خود کجای جهان را خریدهای؟!
صدها غزل برای تو گفتند شاعران
باید تو را احاطه کنم در قصیدهای
صیّاد، بیقرار و گرفتار چشمِ صید
از دام ما به بام که آخر پریدهای؟
کنعان کجا و مصر کجا؟ بیسبب مرا
از قعر چاه تا دلِ زندان کشیدهای
یا رب! دلیلِ خلقت دیوانهها چه بود؟
ما را برای خندهی خلق آفریدهای؟!
#فرهاد_شریفی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
چرا از حرفهایت گریهبغضی بیصدا مانده؟
چرا لبخندهایت گوشهٔ ویرانه جا مانده؟
چرا خاکی شده آبی اقیانوس دامانت؟
چرا گلدکمهٔ پیراهنت در باد وا مانده؟
عروسکهای زخمی را در آغوشت نمیگیری؟
نمیپرسی که شال و گیرهٔ مویت کجا مانده؟
دلت در بازی پروانهها و رقص ماهیها...
نگاه روشنت در سرزمین قصهها مانده
بمیرم خاطرات پرپرت را ای گل سرخم
که در هر گوشهای گلبرگ خونرنگی رها مانده
کنار خشکی لبهای خاموش تو میفهمم
چرا تاریخ انسان قرنها در کربلا مانده
ندارد مرهمی این زخمهای تازهٔ مکشوف
ندارد دارویی این دردهای بیدوا مانده
شهادتنامه میخوانم برایت جای لالایی
تن تو روی دستم مثل رازی برملا مانده
اگرچه دست یاری نیست در خونبازی دنیا
امیدت را نبازی دخترم! دست دعا مانده...
چه باکی هست از دیوار تحریم و اسارتها؟
برای ما هزاران پنجره رو به خدا مانده
#زهرا_عارفنژاد
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
باد می آید و از قافیه ها می گذرد
از غزل های من زخم نما می گذرد
باد یک آه بلند است که گاهی دم عصر
نرم می آید و از بغض خدا می گذرد
بوی آویشن کوهیست که می آید یا ...
باد از خرمن موهای رها می گذرد؟
زنده رودیست پریشان وسط پیچ و خمش
شب جدا می گذرد ... شعر جدا می گذرد
چند قرن است که یلدای من کهنه چنار
به غزلخوانی چشمان شما می گذرد
باد می آید و « رخساره برافروخته است»
شاید « از کوچه معشوقه ی ما می گذرد»
#حامد_عسگری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان