@bazmemousighi4_6028305866329951472.mp3
زمان:
حجم:
7M
تصنیف «دلیرانه»
خواننده: #شهرام_ناظری
آهنگ: #محمدرضا_لطفی
شعر: #مجتبی_کاشانی
ما دلیرانه به تاریکی شب تاختهایم
طرح نابودی شب تا سحر انداختهایم
این چه روحیست خدایا که دمیدی
سحری
جان گرفتیم و جهانی به تو پرداختهایم
جان به کف پای به ره شعلهکشان دوش به دوش
مشکافشان علم عشق برافراختهایم
جام خورشید به دست دل و از باده نور
آنچنانیم که جز راه تو نشناختهایم
خوش بُوَد مژدهی شادی به شهیدان وطن
آتش عاشقی از شعله نیانداختهایم
این شهادتکده جولانگه اغیار مباد
که به خون جگر و خشت خطر ساختهایم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
گرچه بیزارم از آن همبستر بازاریاش
آرزو دارم بماند بر سر دلداریاش
اشک میریزم ولی شادم که میریزد رقیب
اشکهای جاریام را در حساب جاریاش!
کاش کمتر باشم از او در تمامِ عمرِ خویش
تا نبیند ضربه از " خود بیشترپنداریاش "
من که خود صد داستان در سینه دارم، خسته ام
خسته ام از عشق از هر قصهی تکراریاش
تیشه را انداختم از کوه برگشتم به شهر
دلقکی گشتم که مشهور است شیرینکاریاش...
#یاسر_قنبرلو
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Shakibaei + Shajarian + Shamlou4_5949353007240974365.mp3
زمان:
حجم:
6.9M
همهی لرزشِ دست و دلم
از آن بود که عشق
پناهی گردد
پروازی نه
گریزگاهی.
آی عشق آی عشق
چهرهی آبیات پیدا نیست
آی عشق آی عشق
رنگِ آشناییات
پیدا نیست...
#احمد_شاملو #محمدرضا_شجریان
#خسرو_شکیبایی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لحظه ی دیدنت انگار که یک حادثه بود
حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت
سیب را چیدم و در دلهره ی دستانم
سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت
تا ۳ بس بود که بشمارم و در دام افتد
گفت ۱ گفت ۲، افسوس ۳ را دوست نداشت
من و تو خط موازی ، نرسیدن هرگز
دلم این قاعده ی هندسه را دوست نداشت
درس منطق نده دیگر تو به این عاشق که
از همان کودکی اش مدرسه را دوست نداشت
#مهدی_جوینی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
چه ازدحامِ غریبیست، تن به تن، تنها!
دلم درون تن و تن به پیرهن، تنها
به غارت آمده امروز یادهای قدیم
منم، مقابل یکدسته راهزن، تنها
اتاقِ درهم من صحنهی نبرد شدهست
تمام خاطرهها باهمند و من تنها
صدای بدرقهها، رفته رفته شد خاموش
و ماند آخر سر، ریل با تِرن تنها
دلش به فتح کدامین نبرد خوش باشد
کنون که چاه شغاد است و تهمتن تنها؟
چه غربتیست به قانونِ مرد بودنِ ما!
که خنده باهم، اما، گریستن تنها
#مهدی_شهابی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت
سجاده گشودم که بخوانم غزلم را
سمتی که تویی عقربه قبله نما رفت
در بین غزل نام تو را داد زدم ، داد
آنگونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت
بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت !؟
من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت
با شانه شبی راهی زلفت شدم اما ...
من گم شدم و شانه پی کشف طلا رفت
در محفل شعر آمدم و رفتم و ... گفتند
ناخوانده چرا آمد و ناخوانده چرا رفت !؟
می خواست بکوشد به فراموشی ات این شعر
سوزاندمش آنگونه که دودش به هوا رفت!!
#محمد_سلمانی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان