گرفته بوی تو را خلوت خزانی من
کجایی ای گل شب بوی بینشانی من؟
غزل برای تو سر میبُرم، عزیزترین!
اگر شبانه بیایی به میهمانی من
چنین که بوی تنت در رواقها جاری است
چگونه گل نکند بغضِ جمکرانی من؟
عجب حکایت تلخی است نا امیدشدن
شما کجا و من و چادر شبانی من؟
در این تغزّل کوچک، سرودمت ای خوب
خدا کند که بخندی به ناتوانی من
به پایبوسِ تو، آیینه دستچین کردم
کجایی ای گل شب بوی بینشانی من؟
#سعید_بیابانکی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
اصل و فرع آفرینش درخور ذاتش نبود
هیچکس شایستهی درک مقاماتش نبود
ذکر یافاطر همان آیینهی یافاطمهست
جوهر فهم بشر یارای اثباتش نبود
سورهی کوثر برابر با تمام سورههاست
فرصتی اما برای شرح آیاتش نبود
بانی عالَم کجا و زندگی بر روی خاک؟!
عالَم خاکی که در سطح ملاقاتش نبود
عرش، لبریزِ سکوت و سرد از تسبیح بود
گوشهی خانه اگر سوز مناجاتش نبود
* *
او دعایش شامل همسایهها هم شد؛ ولی
در مدینه هیچکس فکر مراعاتش نبود
زخمهایش ترجمان بیکسی مرتضاست
غصههای مادر از درد جراحاتش نبود
روضه سنگین میشود با واژههای روضهاش
کاش حرف از کوچه و میخِ در و آتش نبود
#محمدحسن_بیات_لو
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
در دلم گل دادنت را هی نكن رويای خود
ريشه ات را توی قلبم كنده ام از جای خود!
بی خودی آن خاطراتی را كه خاكش كرده ام
نبشِ قبرش ميكنی ، با زير چشمی های خود
با صدای پای تو ديگر نميلرزد دلم ،
پنبه كردم توی گوشِ ساده لوحی های خود
تازه برگشته ، نخواه از من كه بيرونش كنم
بعدِ چندی كه نشسته عقلِ من در جای خود
روزهای برده داری ات سرآمد ، من يكی ...
دوست دارم نوكر خود باشم و آقای خود،
طاقت مهمان ندارم ، بيخودی جا خوش نكن
تا تو را بيرون نكردم ، خود برو با پای خود..!
#جواد_منفرد
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است
این را دانستم و می دانم که آدم به آدم است که زنده است؛
آدم به عشق آدم زنده است!
📚کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
به دنبال کسی هستم که از من خسته تر باشد
که از این شب نخوابیدن! تا حــــدّی با خبر باشد
کسی که بین تنهایی با این احساس سَر خورده...
نهال عشق می کارد نه اینکه چون تبر باشد
کسی که مبدأ و مقصد! برایش این غزل بوده
نه اینکه با صبا هر شب! در امید سفر باشد
همان یاری که با یادش دلم گرم خدا باشد
نه آن عشقی که در عمقش! خداهم در خطر باشد
کسی که بین هق هق ها! برایم دل نسوزاند
ترحم را نمی خواهم! کسی که رهگذر باشد...
کسی که باورم دارد! میان کلبه ای از درد
که نه سقف و نه ایوانی! نه دیوار و نه در باشد
دلم دلتنگ اویی شد! که شک دارم وجودش را...!
یقین دارم که می آید... چنین شخصی"اگر" باشد
دعای هر شب "راشا" همین باشد که فردا صبح
خدایا در که بگشایم نگارم پشت در باشد
#سعید_مشفقی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت
هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت
دیوار دم می داد؛ در بر سینه می زد
محراب می نالید؛ منبر داشت می سوخت
جانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بود
جانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوخت
آتش قیامت کرد؛ هیئت کربلا شد
باغ خدا یک بار دیگر داشت می سوخت
یاد حسین افتادم آن شب آب می خواست
ناصر که آب آورد سنگر داشت می سوخت
آمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتاد
عباس زخمی بود اصغر داشت می سوخت
سربند یازهرای محسن غرق خون بود
سجاد، از سجده که سر برداشت، می سوخت
باید به یاران شهیدم می رسیدم
خط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوخت
برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست
در عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوخت
دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند
گودال، گل می داد و خنجر داشت می سوخت
شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه
دیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت
ما عشق را پشت در این خانه دیدیم
زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت
#حسن_بیاتانی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان