eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
386 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
به دنبال کسی هستم که از من خسته تر باشد که از این شب نخوابیدن! تا حــــدّی با خبر باشد کسی که بین تنهایی با این احساس سَر خورده... نهال عشق می کارد نه اینکه چون تبر باشد کسی که مبدأ و مقصد! برایش این غزل بوده نه اینکه با صبا هر شب! در امید سفر باشد همان یاری که با یادش دلم گرم خدا باشد نه آن عشقی که در عمقش! خداهم در خطر باشد کسی که بین هق هق ها! برایم دل نسوزاند ترحم را نمی خواهم! کسی که رهگذر باشد... کسی که باورم دارد! میان کلبه ای از درد که نه سقف و نه ایوانی! نه دیوار و نه در باشد دلم دلتنگ اویی شد! که شک دارم وجودش را...! یقین دارم که می آید... چنین شخصی"اگر" باشد دعای هر شب "راشا" همین باشد که فردا صبح خدایا در که بگشایم نگارم پشت در باشد ‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‎‌‌‎‌ ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیر آمدم...دیر آمدم... در داشت می سوخت هیئت، میان "وای مادر" داشت می سوخت دیوار دم می داد؛ در بر سینه می زد محراب می نالید؛ منبر داشت می سوخت جانکاه: قرآنی که زیر دست و پا بود جانکاه تر: آیات کوثر داشت می سوخت آتش قیامت کرد؛ هیئت کربلا شد باغ خدا یک بار دیگر داشت می سوخت یاد حسین افتادم آن شب آب می خواست ناصر که آب آورد سنگر داشت می سوخت آمد صدای سوووت؛ آب از دستش افتاد عباس زخمی بود اصغر داشت می سوخت سربند یازهرای محسن غرق خون بود سجاد، از سجده که سر برداشت، می سوخت باید به یاران شهیدم می رسیدم خط زیر آتش بود؛ معبر داشت می سوخت برگشتم و دیدم میان روضه غوغاست در عشق، سر تا پای اکبر داشت می سوخت دیدم که زخم و تشنگی اینجا حقیرند گودال، گل می داد و خنجر داشت می سوخت شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه دیدم که بعد از قرن ها در داشت می سوخت ما عشق را پشت در این خانه دیدیم زهرا در آتش بود؛ حیدر داشت می سوخت همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سر نهادم بر سر زانوی او خیره گشتم در میان روی او تا به بیند چشم پنهان من گردن پیچیده در گیسوی او می ربودم بوسه های آتشین از هوس زا سینه گلبوی او می‌چکید از چشم او بر روی من دانه های اشک حسرت شوی او زندگی جو،چشم سرگردان من در نگاه گرم عصیان جوی او پر زنان افکار گردون گرد من چون پرستوئی بگرد کوی او او چو من مدهوش در آغوش من من چو او خاموش در بازوی او او ز شوق باده مینای من من ز ذوق طلعت مینوی او نعمت دنیا شمارا و مرا روز و شب آشفته در پهلوی او همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست مرا افکنده در تُنگی که نام دیگرش دریاست تو از کی عاشقی؟ این پرسش آئینه بود از من خودش از گریه ام فهمید، مدت هاست ... مدت هاست ... به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم، ای عشق! اگر آه تو در آئینه پیدا نیست، عیب از ماست جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار   اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل تحمّل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست ... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به رفتن تــو سفر نـــه فرار می گویند به این طریقه ی بازی قمار می گویند به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد هنــــوز مثل گذشته"نگار"می گویند اگر چه در پی آهو دویده ام چون شیر به من اهالـــــی جنگل شکار می گویند مرا مقایسه بــا تـــو بگو کسی نکند کنار گل مگر از حسن خار می گویند؟!! تو رفته ای و نشستم کنار این همدم به این رفیق قدیمی سه تار می گویند   ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم... ای کاش شبی بگذری از کوچه ی ما هم! خورشید به اندازه ی تو جلوه ندارد... تا بوده به دنبال تو بوده ست نگاهم! منطق سپر انداخته در جنگِ دل و عقل... مغلوب نگاهت شده بی جنگ سپاهم! چشمان تو یک عمر مرا کرده گرفتار... انداخته گل خنده ات از چاله به چاهم! وابسته ی چشمت شده احوال دل من... هم علت لبخندی و هم علت آهم! تا بین تو و قبله مردد شده مُهری... هربار به سمتت شده کج قلبم و راهم! دیوانه تر از این بکن ای ماه دلم را... بگذر شبی از دور و برِ کوچه ی ما هم! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا