eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
396 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خود را اگر چه سخت نگه‌ داری از گناه گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه بر دوش تو نهاده شود باری از گناه گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم… گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه! سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم از این نفس کشیدن اجباری، از گناه بالا گرفته‌ام سر خود را اگر چه عشق یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه دارند پیله‌های دلم درد می‌کشند باید دوباره زاده شوم -عاری از گناه- ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Shahram Nazeri4_5767080225900856045.mp3
زمان: حجم: 9.7M
🍃 تصنیف دلا نزد کسی بنشین دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمهٔ سوزن اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊💐🕊 خِجالتم نده و عاصیم خطاب مکن نده جواب مرا لااقل جواب مکن تمام خواسته‌هایم برای نَفسم بود دعای من که دعا نیست، مستجاب مکن صدا بزن که سحرها کمی بلند شوم مرا به وقت مناجات غرقِ خواب مکن همینکه ترس بَرَم داشته خودش کافی است تو با عتاب دلم را پُر اضطراب مکن عتاب کردنِ تو بدتر از جهنم هست جهنمم ببر اما دگر عتاب مکن چقدر جار زدم من که دوستم داری بیا مقابل مردم مرا خراب مکن خودت اجازه نده بعد از این گناه کنم زیاد روی من و توبه‌ام حساب مکن اگر که عبد نبودم نجف نمی‌رفتم مرا به خاطر شاهِ نجف عذاب مکن سوا نکن که همه با همیم، جان حسین همه غلامِ حسینیم، انتخاب مکن همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دست خالی یا که پُر تحویل می گیرد حسین سنگ باشی یا که دُر تحویل می گیرد حسین گر گناهانت تو را شرمنده از خود کرده است نوکری تو غم مخور تحویل می گیرد حسین هر کجا مطرود گشتی ، بر در سلطان بیا جان زهرا مثل حُر تحویل می گیرد حسین گر نمی سوزی ز هجرانش نسوز و گر نگیر دل بسوزان دل که گُر تحویل می گیرد حسین گر عرب باشی ، عجم باشی ، فقیر و اغنیا ترک باشی یاکه لر تحویل می گیرد حسین هرکجا خواهی نمی گویم نرو ، امافقط ارتباطت را نَبُر تحویل می گیرد حسین گرکسی گوید که تحویلت نمی گیرد ، نرو گو صدایت رابِبُر تحویل می گیرد حسین غم مخور گرساده دل ، اندیشمند و کم سواد باشی پروفسور تحویل می گیرد حسین همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Mohammad EsfahaniMohammad Esfahani - Be Negahi.mp3
زمان: حجم: 7M
🍃 به نگــاهی ترانه سرا: عباس محمدی در پیش چشمهات سپر را فروختیم خونین جگر شدیم ، جگر را فروختیم در دست ما نهاد خدا مِهر و ‌ماه را مهرِ تو را خریده ، قمر را فروختیم کالا اگر گران بشود بایدش فروخت دیدیم ‌سر گران شده ، سر را فروختیم صد شُکر در معاملهٔ بوسه و شِکَر ما بوسه را خریده ، شِکَر را فروختیم ما را نبود میلِ رهایی ز دامِ تو خود در قفس نشسته و پر را فروختیم همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‍ 🩵🌧 ‍ از خویش می‌گریزم در این دیار، باران دلتنگِ روزگارم بر من ببار، باران بغضِ گلوی ما را باری تو ترجمان باش ای بی‌شکیب باران ای بی‌قرار، باران در هق‌هقِ شبانه مانَد به عاشقی مست نجوای ناودان‌ها در رهگذار، باران از همرهان درین‌باغ با من چه مهربان بود بیدی که گریه می‌کرد در جویبار، باران بر فرقِ کوه بشکن مینای همتت را خشکید چشمِ چشمه از انتظار، باران با خنجرِ زلالت بشکاف پرده‌ها را اسب و سوار گم شد در این غبار، باران از آن غزالِ زخمی برگیر خستگی را با کاسه‌های سنگاب در کوهسار، باران وه زان‌که دل‌بریدن از خویش و با تو بودن تا روزهای پیچان تا آبشار، باران دلتنگِ این دیارم ای غمگسار پرتو در من ترانه سرکن با این بهار، باران 🩵🌧 📻همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان