لحظهای را از دل و از دیده پنهان نیستی
بوسهی خورشید یا ماهِ نمایان نیستی؟
در خزانم غنچههای عشقِ تو روییده است
من در این فکرم که لبخندِ بهاران نیستی؟
در دلم هرچند جنس موج دریایی ولی
گـاه مواجی و گـاه آرام، طـوفان نیستی؟
برکهیِ تاریکِ قلبم را تو روشن کردهای
بوسههای نور از مهتابِ تابان نیستی؟
در دلم با گردشِ یاد تو میروید نفس
من کویری خشکو بیآبم،توباراننیستی؟
زخمی از دردم،به دستِ زخمههای خاطره
در عبورِ زخمهایم درد و درمان نیستی؟
سورههای عشق از چشم تو نازل میشود
آیهی جانِ منی ای عشق قرآن نیستی؟
#مجتبی_خوش_زبان
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
تو به قولِ غزل از ماه کمی ماه تری
تو از این شاعر بی قافیه آگاه تری
در شب چشم تو من خواب عجیبی دیدم
خواب دندان زدنِ سرخیِ سیبی دیدم
سرخی سیب نجیبی که مرا عاشق کرد
دلش از دستِ من و دستِ نچیدن دق کرد!
غزل از چشم شما روی دلم می بارد
یک نفر نیست که این فاصله را بردارد؟
همنفس، بیشتر از فاصله ها تنهاییم
من و تو، هر دو زمین خورده یک رویاییم
تن تو کوه تلنبار علایق شده است
سر این کوه پلنگی ست که عاشق شده است
#شهراد_میدری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
روی این قفل نوشتند دعا می خواهد
من سپردم به خودش هر چه خدا می خواهد
رفتنت اول جولان نفس تنگی هاست
بنشین شهر دلش بازهوا می خواهد
کشتی نوح دلت قدر دلم جا دارد
در امان بودن من مهر تو را می خواهد
یوسف از من نگذر شهر مرا ترک نکن
مگر اینجا چه قدر کور و گدا می خواهد
کار من نیست فقط دست تو را می بوسد
من سپردم به خودت هر چه خدا می خواهد
#امیر_سهرابی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
درد دارم ای رفیق، درد میدانی که چیست ؟
سوختن ازیک نگاه سرد میدانی که چیست؟
رنگ موهایم نشان از رنگ غمها میدهد
فصل پاییز و خزانِ زرد میدانی که چیست ؟
بارها شد گریه کردم من شکستم بیصدا
گریه های بیصدای مرد میدانی که چیست ؟
من تنم زخمیست از خنجر هم از زخم زبان
رد شدن از کوچه ی نامرد میدانی که چیست؟
من حریف طعنه های این جماعت نیستم
طعنه های مردم خونسرد میدانی که چیست؟
سوختم خاکسترم با بیکسی سنگ صبور
درد دارم ای رفیق ،درد میدانی که چیست؟
#جواد_الماسی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Alireza Ghorbani & The Pournazeris4_5931534798542605139.mp3
زمان:
حجم:
22.9M
🍃
رامشگر
علیرضا قربانی
مولانا
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شدی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه خلق و آشنای غم توست
لطفی است که می کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد کویت بستم
هر پیمانی که بی تو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شدی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه خلق و آشنای غم توست
لطفی است که می کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد کویت بستم
هر پیمانی که بی تو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
غزلم درهای از نسترن و شببو هاست
مرتع درمنهها، دهکدهی آهوهاست
این طرف کوچهی بنبست نگاه آبیها
آن طرف کوچهی پیوند کمان ابروهاست
این خیابان بلندی که به پایین رفته
مال گیسوی به هم ریختهی هندوهاست
غزلم گردش کاشیست در اسلیمیها
غزلم تابش خورشید بر اسکیموهاست
باد میآید و انجیر مقدس مست از
روسریهای به رقص آمده در هوهو هاست
هرچه که بر سر من رفته از این قافیهها
از به رقص آمدن باد، میان موهاست
تلخ مردن وسط هالهای از ابر و عسل
سرنوشت همهی هستهی زردآلوهاست
#حامد_عسکری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان