روی این قفل نوشتند دعا می خواهد
من سپردم به خودش هر چه خدا می خواهد
رفتنت اول جولان نفس تنگی هاست
بنشین شهر دلش بازهوا می خواهد
کشتی نوح دلت قدر دلم جا دارد
در امان بودن من مهر تو را می خواهد
یوسف از من نگذر شهر مرا ترک نکن
مگر اینجا چه قدر کور و گدا می خواهد
کار من نیست فقط دست تو را می بوسد
من سپردم به خودت هر چه خدا می خواهد
#امیر_سهرابی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
درد دارم ای رفیق، درد میدانی که چیست ؟
سوختن ازیک نگاه سرد میدانی که چیست؟
رنگ موهایم نشان از رنگ غمها میدهد
فصل پاییز و خزانِ زرد میدانی که چیست ؟
بارها شد گریه کردم من شکستم بیصدا
گریه های بیصدای مرد میدانی که چیست ؟
من تنم زخمیست از خنجر هم از زخم زبان
رد شدن از کوچه ی نامرد میدانی که چیست؟
من حریف طعنه های این جماعت نیستم
طعنه های مردم خونسرد میدانی که چیست؟
سوختم خاکسترم با بیکسی سنگ صبور
درد دارم ای رفیق ،درد میدانی که چیست؟
#جواد_الماسی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Alireza Ghorbani & The Pournazeris4_5931534798542605139.mp3
زمان:
حجم:
22.9M
🍃
رامشگر
علیرضا قربانی
مولانا
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شدی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه خلق و آشنای غم توست
لطفی است که می کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد کویت بستم
هر پیمانی که بی تو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شدی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم
دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه خلق و آشنای غم توست
لطفی است که می کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست
باز آمدم و برابرت بنشستم
احرام طواف گرد کویت بستم
هر پیمانی که بی تو با خود بستم
چون روی تو دیدم همه را بشکستم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
غزلم درهای از نسترن و شببو هاست
مرتع درمنهها، دهکدهی آهوهاست
این طرف کوچهی بنبست نگاه آبیها
آن طرف کوچهی پیوند کمان ابروهاست
این خیابان بلندی که به پایین رفته
مال گیسوی به هم ریختهی هندوهاست
غزلم گردش کاشیست در اسلیمیها
غزلم تابش خورشید بر اسکیموهاست
باد میآید و انجیر مقدس مست از
روسریهای به رقص آمده در هوهو هاست
هرچه که بر سر من رفته از این قافیهها
از به رقص آمدن باد، میان موهاست
تلخ مردن وسط هالهای از ابر و عسل
سرنوشت همهی هستهی زردآلوهاست
#حامد_عسکری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
دیدنت از دور کافی نیست من کم طاقتم
من فقط وقتی در آغوشت بمیرم راحتم
با رقیبان مینشینی و صدای خنده هات
میشود اندوه و می افتد به جان غیرتم
عاقبت یک روز رسوا میکند این کوه را
رود غمگینی که راه افتاده روی صورتم
گیرم اصلا شاعر خوبی شدم اما چه سود
بی تو من فرمانروایی بی سپاه و دولتم
هیچ کس با نیت ماندن نیامد سمت من
مثل مسجدهای بین راه سردم،خلوتم
باتمام بدبیاری های تقدیرم هنوز
راضی ام ازاینکه نامت برده شددرقسمتم
گرچه نزدیکی به من اما رهایم میکنی
مثل فروردین و اسفند است با تو نسبتم
نه نیازی نیست عذرم رابخواهی مدتی ست
با همه وابستگی دنبال رفع زحمتم
#سجاد_صفری_اعظم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
@Jane_oshaagh4_5992480818264542124.mp3
زمان:
حجم:
7.7M
🍃
🎼 تصنیف: «یار خراباتی»
🎙️آواز: حسام الدین سراج🧡💫
موسیقی: رامین کاکاوند
کلام: حضرت حافظ
نوازندگان گروه ارغنون:
دیوان: مرحوم شهریار فریوسفی
تار: رامین کاکاوند،شهریار فریوسفی
بربت: شهرام میرجلالی
تنبک: محمود فرهمند
دف: مسعود حبیبی
تنبور: بهرام خانی،رامین کاکاوند
طبلا: مسعود حبیبی
من خرابم ز غم یار خراباتی خویش
میزند غمزه او ناوک غم بر دل ریش
گر چلیپای سر زلف ز هم بگشایند
بس مسلمان که شود فتنه آن کافرکیش
با تو پیوستم و از غیر تو ببرید دلم
آشنای تو ندارد سر بیگانه خویش
به عنایت نظری کن که من دلشده را
نرود بی مدد لطف تو کاری از پیش
آخر ای پادشه ملک و ملاحت چه شود
که لب لعل تو ریزد نمکی بر دل ریش
خرمن صبر من سوخته دل داد به باد
چشم مست تو که بگشاد کمین از پس و پیش
حافظ از نوش لب لعل تو کامی کی یافت
که نزد بر دل ریشش دو هزاران سرنیش
پرسش حافظ دل سوخته کن بهر خدا
نیست از شاه عجب گر بنوازد درویش
حافظ از نوش لب لعل تو کامی کی یافت
که نزد بر دل ریشش دو هزاران سرنیش
پرسش حافظ دل سوخته کن بهر خدا
نیست از شاه عجب گر بنوازد درویش
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان