eitaa logo
ادبــــسـتان
169 دنبال‌کننده
366 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
@Jane_oshaagh4_5992480818264542124.mp3
زمان: حجم: 7.7M
🍃 🎼 تصنیف: «یار خراباتی» 🎙️آواز: حسام الدین سراج🧡💫 موسیقی: رامین کاکاوند کلام: حضرت حافظ نوازندگان گروه ارغنون: دیوان: مرحوم شهریار فریوسفی تار: رامین کاکاوند،شهریار فریوسفی بربت: شهرام میرجلالی تنبک: محمود فرهمند دف: مسعود حبیبی تنبور: بهرام خانی،رامین کاکاوند طبلا: مسعود حبیبی من خرابم ز غم یار خراباتی خویش میزند غمزه او ناوک غم بر دل ریش گر چلیپای سر زلف ز هم بگشایند بس مسلمان که شود فتنه آن کافرکیش با تو پیوستم و از غیر تو ببرید دلم آشنای تو ندارد سر بیگانه خویش به عنایت نظری کن که من دلشده را نرود بی مدد لطف تو کاری از پیش آخر ای پادشه ملک و ملاحت چه شود که لب لعل تو ریزد نمکی بر دل ریش خرمن صبر من سوخته دل داد به باد چشم مست تو که بگشاد کمین از پس و پیش حافظ از نوش لب لعل تو کامی کی یافت که نزد بر دل ریشش دو هزاران سرنیش پرسش حافظ دل سوخته کن بهر خدا نیست از شاه عجب گر بنوازد درویش حافظ از نوش لب لعل تو کامی کی یافت که نزد بر دل ریشش دو هزاران سرنیش پرسش حافظ دل سوخته کن بهر خدا نیست از شاه عجب گر بنوازد درویش ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
درختم گرچه گاهی چشم با افلاک دارم من همیشه «ریشه» اما در نهاد خاک دارم من بگو در سایه سارم دوست یا دشمن بیاسایند نگویی تا که از «ایثار» خود امساک دارم من خوشا بر جویباران خم شدن هایم که خوش سیری در این آیینه های جاری ادراک دارم من به سرمای زمستان نیز گُر می گیرم از مستی که شولا ها به تن از پیچه های تاک دارم من خزان فصل سبکباری است نه هنگام عریانی از اینرو پیش تاراجش سری «بی باک» دارم من زمستان چله ی خلوت نشینی با گل برف است  نپنداری که بی حکمت سری در لاک دارم من ستون یادگاری های رنج و شادیم غم نیست  اگر از نیش چاقو ها به تن «صد چاک» دارم من چه دستی میوه ام را چید و گم شد در میان مه که یاد مبهمی زآن پنجه ی چالاک دارم من نسیمی زد مرا امروز بر جان زخمه و روزی میان کاسه ی ساز کسی پژواک دارم من نیم «بازیجه» ی هر باد سرگردان صحرایی اگرچه خویشی نزدیک با خاشاک دارم من و شاید «کاوه» ای یک روز چوب بیرقم سازد همانندی به ظاهر گرچه با «ضحاک» دارم من و گر باید اجاق خانه ای را بر فروزم نیز دلم گرم است کان «پایان آتشناک» دارم من سپاس است این به پاس آفتاب و باد و بارانش اگر «دست دعا» با آسمان پاک دارم من همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@bazmemusighi4_5843671690495657371.mp3
زمان: حجم: 10.4M
🍃 🎼بگذار تا بگریم آواز: 🧡💫 آهنگساز و سرپرست گروه: جلیل عندلیبی (گروه مولانا) جمشید عندلیبی: نی جلیل عندلیبی: سنتور بیژن کامکار: رباب، دف منصور سینکی: تار اردشیر کامکار: کمانچه محمد فیروزی: بربط جمشید محبی: تنبک تکنوازان: جمشید عندلیبی: نی «جمشید عندلیبی (۱۲ اسفند ۱۳۳۶ - ۱۵ اسفند ۱۴۰۲) به یاد استادجمشید عندلیبی،یادشان جاودان🥀💫» داود گنجه‌ای: کمانچه جلال ذوالفنون: سه‌تار بگـذار تـا بگرییم چون ابر در بهاران کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اول سلام و بعد سلام و سپس سلام با هر نفس ارادت و با هر نفس سلام باید سلام کرد و جواب سلام شد بر هر کسی که هست از این هیچ کس سلام فرقی نمی کند که کجایی ست لهجه ات اترک سلام، کرخه سلام و ارس سلام ظهر بلوچ، نیمه شب کُرد و ترکمن صبح خلیج فارس، غروب طبس سلام بازارگان درد! اگر می روی به هند از ما به طوطیان رها از قفس سلام «دیشب به کوی میکده راهم عسس ببست» گفتم به جام و باده و مست و عسس سلام معنای عشق غیر سلام و علیک نیست وقتی سلام رکن نماز است، پس سلام! قبل از سلام جام تشهد گرفته ایم ما کشتگان مسلخ عشقیم، والسلام! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از سرکوی تو گیرم که روم جای دگر کو دلی تا بسپارم به دلآرای دگر عاقبت از سرِ کوی تو برون باید رفت گیرم امروزِ دگر ماندم وفردایِ دگر مگر آزاد کنی ورنه چومن بنده ی پیر گر فروشی نستاند زتو مولایِ دگر بهرِ مجنونِ تو این کوه وبیابان تنگ است بهرِ ما کوهِ دگر باید وصحرای دگر... ما گداییِ در دوست به شاهی ندهیم زانکه این جایِ دگر دارد وآن جای دگر راهِ پنهانی میخانه نداند همه کس جز من وزاهد و شیخ و دوسه رسوایِ دگر همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قطارِ خطّ لبت راهی سمرقند است بلیت یک سره‌ از اصفهان بگو چند است؟ عجب گلــــی زده‌ای بـــاز گوشـــه‌ی مـویت تو ای همیشه برنده، شماره‌ات چند است؟ بــــه تــــوپ گـرد دلـــم بــاز دست رد نزنی مگر «نود» تو ندیدی عزیز من «هَند» است همین که می‌زنی‌اَش مثل بید می‌لرزم کلید کُنتر برق است یا که لبخند است؟ نگاه مست تــو تبلیغ آب انگور است لبت نشان تجاری شرکت قند است نشسته نرمیِ شالی به روی شانه‌ی تو شبیه برف سفیدی که بر دماوند است دوبـــاره شاعر «جغرافیَ» ت شدم، آخر گلی جوانی و «تاریخ» از تو شرمنده ست همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا