از سرکوی تو گیرم که روم جای دگر
کو دلی تا بسپارم به دلآرای دگر
عاقبت از سرِ کوی تو برون باید رفت
گیرم امروزِ دگر ماندم وفردایِ دگر
مگر آزاد کنی ورنه چومن بنده ی پیر
گر فروشی نستاند زتو مولایِ دگر
بهرِ مجنونِ تو این کوه وبیابان تنگ است
بهرِ ما کوهِ دگر باید وصحرای دگر...
ما گداییِ در دوست به شاهی ندهیم
زانکه این جایِ دگر دارد وآن جای دگر
راهِ پنهانی میخانه نداند همه کس
جز من وزاهد و شیخ و دوسه رسوایِ دگر
#فرهنگ_شیرازی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
قطارِ خطّ لبت راهی سمرقند است
بلیت یک سره از اصفهان بگو چند است؟
عجب گلــــی زدهای بـــاز گوشـــهی مـویت
تو ای همیشه برنده، شمارهات چند است؟
بــــه تــــوپ گـرد دلـــم بــاز دست رد نزنی
مگر «نود» تو ندیدی عزیز من «هَند» است
همین که میزنیاَش مثل بید میلرزم
کلید کُنتر برق است یا که لبخند است؟
نگاه مست تــو تبلیغ آب انگور است
لبت نشان تجاری شرکت قند است
نشسته نرمیِ شالی به روی شانهی تو
شبیه برف سفیدی که بر دماوند است
دوبـــاره شاعر «جغرافیَ» ت شدم، آخر
گلی جوانی و «تاریخ» از تو شرمنده ست
#قاسم_صرافان
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
@sovarkhial4_6001336387993866879.mp3
زمان:
حجم:
11.4M
🍃
عشـق السـت
خوانده و آهنگساز:
مهدی تفکری
شاعر: سودا سیحون
با هِجر غَمگینم مَکن مُحتاج تَسکینم مَکن کافر به آیینم مَکن عاشق تر از اینم مَکن
دَستم به دامانت بگو داری چه با مَن میکنی
عِشق الَستت را ببین دَر جانِ نِشستت را ببین گرمایِ دَستت را ببین چَشمان مَستت را ببین
دَستم به دامانت بگو داری چه با مَن میکنی
وَقتی نِگاهم میکنی لبریز آهَم میکنی غَرق گناهَم میکنی داری تباهَم میکنی
دَستم به دامانت بگو داری چه با مَن میکنی
با عِشق تو دَرگیر مَن پابَسته ی زَنجیر مَن از دوریَت دِلگیر مَن دلخسته از تقدیر مَن
دَستم به دامانت بگو داری چه با مَن میکنی
مَغرور بی تسخیر تو مَعصوم بی تقصیر تو عُصیان بی تدبیر تو آرامِش تقدیر تو
دَستم به دامانت بگو داری چه با مَن می کنی
هَم پای رَفتن میشوی هَم مَرهم تن میشَوی جانم به لَب شُد جان مَن کی فِکر ماندَن می شوی
با عِشق تو دَرگیر مَن پابَسته ی زَنجیر مَن از دوریَت دِلگیر مَن دلخسته از تقدیر مَن
دَستم به دامانت بگو داری چه با مَن می کنی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
چه خوش است آنکه ببندی دل خود را به کسی
در پی دیدن معشوقه برآری نفسی
نفست با نفس عشق در آمیزد و بعد
بکشی دور دل و دلبر خود را قفسی
تب لب بر اثر بوسه فزاینده شود
تا بسوزد پدر دور ستم پیشه بسی
لب خود را به لبانش بسپاری و سپس
بوسه باران شوی از غنچه لب تازه رسی
سر اگر در ره معشوقه سر دار رود
خوشتر از آنکه شوی شاهچراغ مگسی
#داود_قادری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
لب ما و قصه زلف تو، چه توهمی، چه حکایتی!
تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی، چه عنایتی!
به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام
و به خال کنج لبت سلام، که نشسته با چه ملاحتی
به جمال، وارث کوثری، به خدا محمد دیگری
به روایتی خود حیدری، چه شباهتی، چه اصالتی!
بلغالعلی به کمال تو، کشفالدجی به جمال تو
به تو و به قشنگی خال تو، صلوات هر دم و ساعتی
شده پر دو چشم تو ازل، یکی از شراب و یکی عسل
نظرت چه کرده در این غزل، که چنین گرفته قرابتی
تو که آینه تو که آیتی، تو که آبروی عبادتی
تو که با دل همه راحتی، تو قیام کن که قیامتی
زد اگر کسی در ِخانهات، دل ماست کرده بهانهات
همه جا گرفته نشانهات، به چه حسرتی، به چه حالتی!
نه مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن
ز درت بیا و ردم نکن، تو که آستان سخاوتی
#قاسم_صرافان
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
آنجا که سحر، گونهی گلگون تو در خواب
از بوسهی خورشید چو برگ گل ناز است
آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد،
چشمم به تماشا و تمنای تو باز است!
من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است
راه ِ دل ِ خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آیینهی جادویی خورشید
چون می نگرم، او همه من، من همه اویم!
#فریدون_مشیری
سلام
اولین روز هفته تون پر برکت به نگاه زیبای حضرت دوست.......🍃💫
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان