من نیم من آنکه گوید من توی
جز تو نبود جز که از تو پرتوی
این تویی کز بام این نیلی قِباب
سر برآری صبح کاینک آفتاب
این تویی کز قعر این خاک سیاه
هر بهاران بردمی کاینک گیاه
موج دریا خار صحرا جز تو نیست
آنچه پنهان و آنچه پیدا جز تو نیست
آنکه می جوشد درون خُم تویی
وآنکه می نوشد جنون خُم تویی
رعد و برق و باد و باران جز تو کیست
خاک و آتش سیل و توفان جز تو کیست
من نيم من، ای عجب پس کیستم
هرچه هست آن خود تویی، من نیستم
چون به هستی هیچ کس غیر از تو نیست
تو تویی و من تو - پس این عشق چیست
#عبدالحسین_زرین_کوب
بیست و هفتم اسفند - زادروز استاد عبدالحسین زرین کوب بر جامه پوشانِ فرهنگ و ادب، گرامی باد
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃
کلام تلخ ولی صادقانه را بپذیر
بهانه است؟ چه بهتر بهانه را بپذیر
چو برده ای که امیدش به روز آزادی است
صبور باش و به تن تازیانه را بپذیر
پرنده بودن خود را مبر ز یاد ولی
کنون که در قفسی آب و دانه را بپذیر
نشاط عشق به رنج وجود می ارزید
ملال این سفر جاودانه بپذیر
کسی برای ابد با کسی نمی ماند
زمانه است رفیقا زمانه را بپذیر
#فاضل_نظری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃
#افشین_یداللهی
خوانش #سامان_کجوری
این،یک جنون منطقی ست که می خواهمت هنوز
حسی به غیرِعاشقی ست که می خواهمت هنوز
شاید فریب آینه ست که تکرار می شود
این هم دروغ صادقی ست که می خواهمت هنوز
تا مرز لمس جسم توست حضور کویریت
حتما دلت شقایقی ست که می خواهمت هنوز
وقت گرفتن دلی ست که از من ربوده ای
شوق قصاص سارقی ست،که می خواهمت هنوز
هنگام انتخاب توست،اگر خواستی بمان
این آخرین دقایقی ست که می خواهمت هنوز -
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
Doa Tahvil Sal 97 Esfahani (UpMusic).mp3
زمان:
حجم:
202.7K
دعای تحویل سال
#محمد_اصفهانی
یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ
یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ
یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ
حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ
ای تغییر دهنده دلها و دیده ها
ای مدبر شب و روز
ای گرداننده سال و حالت ها
بگردان حال ما را به نیکوترین حال
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
تفالی به خواجه راز
مدامم مست میدارد نسیمِ جَعدِ گیسویت
خرابم میکند هر دَم، فریبِ چشمِ جادویت
پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
که شمعِ دیده افروزیم در محرابِ ابرویت
سوادِ لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم
که جان را نسخهای باشد ز لوحِ خالِ هندویت
تو گر خواهی که جاویدان جهان یکسر بیارایی
صبا را گو که بردارد زمانی بُرقِع از رویت
و گر رسمِ فنا خواهی که از عالم براندازی
برافشان تا فروریزد هزاران جان ز هر مویت
من و بادِ صبا مِسکین دو سرگردانِ بیحاصل
من از افسونِ چشمت مست و او از بویِ گیسویت
زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
نیاید هیچ در چشمش به جز خاکِ سرِ کویت
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان